تافی، دختری در جستجوی فراموشی

(Toffee)

thumbnail
۱۴ سال به بالا
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فرار آلیسون از خانه، آشنایی‌اش با مارلا و ساختن یک زندگی تازه

سال: 1400
    بررس: حمیده محبی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    آلیسون نوجوانی پانزده ساله‌ است و تنها کلی‌آن است که به نیازهای او تا حدودی توجه می‌کند. آن‌ها با هم به فروشگاه می‌روند و کلی‌آن در انتخاب لباس زیر مناسب به آلیسون کمک می‌کند. شرایط خانه و اخلاق تند پدر، باعث شده است آلیسون در سایه‌ی وحشت بزرگ شود و رابطه‌اش با دوستان صمیمی‌اش نیز رنگ و بویی از احتیاط و پنهان‌کاری بگیرد. هویت‌یابی و خلق و خوهای دوران نوجوانی از موضوعات مهم پرداخته شده در کتاب هستند. آلیسون در شهر جدید دوستانی پیدا می‌کند که اگرچه با او همسن هستند، اما دغدغه‌های متفاوتی دارند. هم مارلا و هم آلیسون با وجود تلاشی که می‌کنند رابطه‌ی خوبی با اعضای خانواده ندارند. اما تنهایی باعث می‌شود به دوستانی نزدیک تبدیل شوند. به حق طلبی نیز در نیمه‌ی دوم داستان، وقتی آلیسون روحیه و اعتماد‌به‌نفس خود را به دست می‌آورد، پرداخته شده است. او در برابر درخواست‌های بیجای سالی مقاومت می‌کند و بدون نگرانی دستمزدهای عقب افتاده‌اش را درخواست می‌کند و در مواجهه با خشم پدرش، از حق خود دفاع می‌کند.
    آلیسون شخصیت اصلی داستان است. او به تدریج با احساس امنیت ناشی از حضور در خانه‌ی مارلا موفق می‌شود، شرایط بهتری برای زندگی‌اش بسازد. آلیسون با مسئولیت‌پذیری و مهربانی از مارلا مراقبت می‌کند. تصمیم‌گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت‌ها، تشخیص حق انتخاب‌های دیگر و کنار آمدن با موقعیت‌هایی که قابل تغییر نیستند نیز در شخصیت او دیده می‌شود. کم‌کم با شناختی که از شخصیت مارلا به دست می‌آورد، به دوستانی نزدیک برای هم تبدیل می‌شوند. آلیسون از کلی‌آن درخواست کمک می‌کند و کلی‌آن نیز برای پیدا کردن او تلاش می‌کند. مارلا، دیگر شخصیت مهم داستان است. او که مبتلا به آلزایمر است، آلیسون را به عنوان دوست دوران کودکی خود، تافی به یاد می‌آورد. بیماری مارلا و مهربانی ذاتی شخصیت او فرصتی به آلیسون می‌دهد تا شخصیت خود را ترمیم کند و در پایان داستان می‌بینیم که او از انکار شخصیت خود دست برمی‌دارد. ابراز وجود و همدلی نیز از دیگر شاخصه‌های این سنجه است.
    دوستانی که آلیسون در شهر جدید با آن‌ها آشنا می‌شود گاهی با نوشیدن الکل وقت می‌گذرانند و پس از آن با رفتارهای غیر معمول باعث به هم ریختن خانه‌ی مارلا می‌شوند.
    در ابتدای داستان آلیسون در هم شکسته و تنها مجبور به ترک خانه می‌شود. اما به تدریج مهارت‌هایی کسب می‌کند و شخصیتی قوی‌تر از خود می‌سازد. با توسعه مهارت مدیریت فردی است که آلیسون از شخصیتی ضعیف تبدیل به دختری می‌شود که علاوه بر مراقبت از مارلا قادر به رودررو شدن با مشکلات است. برخورد قاطع با افرادی که باعث آزار روحی و جسمی هستند و چاره‌جو بودن به طور غیرمستقیم به مخاطب آموزش داده می‌شود.
    پدر آلیسون شخصیتی تاریک و سیاه در داستان دارد. مردی عصبی و بدون عاطفه که آلیسون را مقصر تمام مشکلات خود می‌داند. او که هیچ‌ توجهی به نیازهای عاطفی و جسمی دخترش ندارد، بارها او را مورد آزار روحی و بدنی قرار می‌دهد. خواننده به تدریج با خواندن شرح آسیب‌هایی که به آلیسون وارد شده است، بهتر او را می‌شناسد و در تجربه‌های وحشتناک او شریک می‌شود. روایت خشونت خانگی و تهدید و صدمات فیزیکی وارد شده بر آلیسون بارها در کتاب تکرا شده‌است.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    داستان درباره‌ی دختری به اسم آلیسون است که به خاطر خشونت خانگی از طرف پدرش مجبور به ترک خانه می‌شود. آلیسون خوش‌شانس است چرا که آشنایی‌اش با زنی به نام مارلا برای او خانه‌ای امن، غذا و فرصتی برای بهبود رنج‌هایش فراهم می‌کند. آلیسون به تدریج موفق می‌شود شخصیت تازه‌ی خودش را بسازد. با آمدن کلی‌آن به خانه‌ی مارلا و تولد نوزاد و همزمان رفتن مارلا به شهری جدید، زندگی آلیسون بار دیگر دستخوش تغییر می‌شود. آلیسون بار دیگر به مدرسه می‌رود و در کنار کلی‌آن خانواده‌ی جدیدی را تشکیل می‌دهند. آلیسون با تجربه‌ی احساس ناامنی مجبور به ترک خانه‌ی خود می‌شود اما در شهری جدید در خانه‌ی زنی غریبه احساس امنیت را تجربه می‌کند و قادر به التیام زخم‌های خود می‌شود. مارلا و آلیسون به دلیل تنهایی و رنجی که می‌کشند به دوستان نزدیک تبدیل می‌شوند و هر کدام بر شخصیت دیگری اثری مثبت می‌گذارد. آلیسون شخصیتی مسئولیت‌پذیر دارد. او همچنین با پذیرش شرایط جدید زندگی‌اش تصمیم می‌گیرد با کلی‌آن تماس بگیرد و از او درخواست کمک کند. پدر آلیسون شخصیت منفی داستان است. او بارها دخترش را مورد آزار روحی و جسمی قرار می‌دهد و هیچ‌گاه بابت رفتارش متاسف نیست. با توجه به اتفاقات متعدد داستان، کتاب متنی طولانی دارد. نویسنده زبانی شعرگونه را برای روایت داستانش انتخاب کرده است. ویژگی سبک شعر و توجه بیشتر به احساسات باعث اثرگذاری و همذات پنداری بیشتر داستان شده است. متن روان و سیال است.

    چکیده داستان

    آلیسون دختر نوجوانی است که مادرش را از دست داده و همراه پدرش و زنی به اسم کلی‌آن زندگی می‌کند. پدر آلیسون بارها او را مورد آزار قرار داده است. اما وقتی در آخرین دعوا صورت او را با اتو می‌سوزاند، آلیسون از خانه فرار می‌کند. در شهری جدید آلیسون خیلی ناگهانی با زنی به نام مارلا آشنا می‌شود که آلزایمر دارد. آلیسون در خانه‌ی زن پنهان می‌شود و تلاش می‌کند روحیه‌اش را به دست آورد. در این حین او به زن در کارهایش کمک می‌کند، رابطه‌ای عاطفی میان آن‌ها شکل می‌گیرد و به تدریج با احساس امنیت، آلیسون نیز قدرت خود را به دست می‌آورد. بعد از مدتی آلیسون با پدرش تماس می‌گیرد. اما می‌فهمد او هنوز هم عصبانی است نه متاسف! کلی‌آن دیگر شخصیت داستان، بعد از اینکه می‌فهمد باردار است از خانه فرار می‌کند. آلیسون بعد از تماس با پدرش کلی‌آن را پیدا می‌کند و او برای دیدنش به خانه‌ی مارلا می‌آید. با زمین خوردن مارلا و بستری شدنش در بیمارستان او به خانه‌ی نوه‌اش در شهری دیگر فرستاده می‌شود. اما کلی‌آن و آلیسون تصمیم می‌گیرند برای ساخت زندگی تازه در کنار هم در آن شهر بمانند.

    کیفیت

    تصویری روی جلد دختری را از پشت نشان می‌دهد با کیفی در دست و کلبه‌ای که پیش‌روی او وجود دارد. رنگ قرمز افق نمادی از خطر و شرایط پرالتهاب زندگی آلیسون است. کلبه‌ با نوری که از در و پنجره‌ی آن به بیرون می‌تابد نمادی از نقطه‌ای امن و نوید اتفاقات روشن است. تصویر روی جلد ارتباطی مفهومی با موضوع داستان دارد و با تعلیقی که تصویرگر در پنهان کردن چهره‌ی دختر ایجاد کرده است، فضایی مرموز ساخته که می‌تواند عاملی برای جذب مخاطب باشد.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما آلیسون به اندازه‌ی کافی به پدرش فرصت داد؟
    اگر شما جای آلیسون بودید، چه کاری انجام می‌دادید؟
    خانواده چه نقشی در شکل‌گیری شخصیت شما دارد؟

    مشخصات کتاب

    نویسنده سارا کروسان
    ناشر هوپا
    تعداد صفحات ۴۲۴
    نام مترجم بیتا ابراهیمی
    سال انتشار در ایران ۱۴۰۰
    عرض کتاب ۱۳
    نوع جلد نرم