عینک نمی زنم

thumbnail
۵ سال به بالا
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

ماجرای شرایط جدیدی که برای دختر کوچک پیش آمده و تلاش او برای پذیرش موقعیت جدید، همراه با دوستی و پذیرش تفاوت‌ها

سال: 1397
    بررس تصویر: آناهیتا آقازاده
    بررس متن: آناهیتا آقازاده

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    تانیا در مهد از اینکه باید عینک بزند، احساس خجالت می‌کند و برای همین هر روز عینک را جایی گم می‌کند تا دیگر مجبور نباشد از آن استفاده کند، اما متوجه می‌شود که بدون عینک نمی‌تواند خیلی از کارهای مورد علاقه‌اش را انجام دهد. این اتفاق به او کمک می‌کند تا خودش را با شرایط جدید بپذیرد. او درنهایت و با پذیرش خود احساس پیروزی و شادی را تجربه می‌کند.
    تانیا باید عینک بزند، اما از این وضعیت جدید خوشحال نیست و مدام عینکش را قایم می‌کند. در نهایت او می‌پذیرد که برای انجام دادن بسیاری از کارهای مورد علاقه‌اش به عینک نیاز دارد و برای همین تصمیم می‌گیرد شرایط جدید خود را بپذیرد. او با استفاده از عینک کارها را به روشی بهترانجام می‌دهد و پیروزی و آرامش را تجربه می‌کند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    داستان درباره‌ی تانیا دختر کوچکی است که چشمانش ضعیف شده و برای اینکه بهتر بتواند بازی کند یا کارهایش در مهد را انجام دهد، باید عینک بزند. تانیا از عینک خوشش نمی‌آید و مدام آن را در جایی پنهان می‌کند، تا اینکه موقع بازی در مهدکودک به عینکش نیاز پیدا می‌کند. در داستان مفاهیمی چون پذیرش خود و کنار آمدن با شرایط جدید پررنگ شده است. زمانی‌که تانیا خودش را می‌پذیرد، به‌تدریج متوجه می‌شود دیگران نیز او را با شرایط جدید پذیرفته‌اند و بدین ترتیب احساس پیروزی را تجربه می‌کند. داستان تانیا برای کودکانی که شرایط ویژه‌ی جسمانی را تجربه می‌کنند، ممکن است نویدبخش باشد.
    مطالعه‌ی داستان برای کودکان بالای 5 سال پیشنهاد می‌شود.

    چکیده داستان

    تانیا نزدیک‌بین است و فاصله‌ی دور را به خوبی نمی‌بیند. دکتر برای تانیا عینک تجویز کرده است، اما تانیا اصلا عینک دوست ندارد و آن را استفاده نمی‌کند و مدام عینک را در اطراف قایم می‌کند. یک روز در مهدکودک موقع بازی وقتی سکه‌ی طلایی را پیدا نمی‌کند، تصمیم می‌گیرد عینک را بزند تا از دیدن لذت ببرد.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    کیفیت

    تصاویر همراستا با متن داستان پیش رفته‌اند. تصویرگر به خوبی حس لحظه‌های مهم داستان را برای مخاطب خود ترسیم کرده است. شخصیت پردازی‌ها و کنش‌ها باورپذیر ترسیم شده است. کنش شخصیت‌ها همراستا با متن داستان پیش نرفته و اتفاقات و احساسات درون متن را به مخاطب خردسال انتقال می‌دهند. ترکیب‌بندی و تناسبات به درستی صورت گرفته است. زاویه دیدهای متفاوت بر زیبایی کتاب افزوده است. تکنیک به درستی اجرا شده است. استفاده از پالت رنگی متنوع بر زیبایی کتاب افزوده است. فضاسازی‌های متفاوت کمک به باورپذیرتر کردن متن کرده است. ترتیب و توالی بین متن و تصویر برقرار است. چاپ بر روی کاغذ مطلوب برکیفیت کتاب افزوده است.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    در خانواده شما کسی است که عینک بزند؟ آیا شما اطلاعی دارید که دوربین و یا نزدیک بودن یعنی چه؟
    تابه‌حال برایتان پیش آمده مانند تانیا در موقعیتی جدید قرار بگیرید؟ تجربه‌ی شما از این موقعیت چه بوده است؟

    مشخصات کتاب

    نویسنده آنت لنگن
    ناشر کتاب‌های زعفرانی (واحد کودک انتشارات زعفران)
    تعداد صفحات ۲۸
    نام مترجم نیژه نصیری
    شماره جلد ۸
    سال انتشار در ایران ۱۳۹۷
    تصویرگر فراوکه بار
    عرض کتاب ۲۰
    نوع جلد نرم