هیولای خوش‌قلب

(Das GutherzigeUngeheuer Und Die Rauber)

thumbnail
۷ سال به بالا
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

حضور یک هیولا در نزدیکی شهر و خوردن گندم‌های مردم، یافتن راه‌حلی برای زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هیولا، تولید برق توسط هیولا و همکاری مردم و هیولا برای دستگیری دزدان

سال: 1973
    بررس تصویر: مینا محبی
    بررس متن: زهرا حسینی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    درون‌مایه‌ی اصلی این داستان زندگی مسالمت‌آمیز و دوستی میان یک هیولا و مردم شهر است، که برای برقراری این ارتباط دوستانه، هر دو طرف نقش مؤثر و فعالی ایفا می‌کنند. هیولای خوش‌قلب در انتهای هر دو داستان به‌عنوان شهروند نمونه انتخاب می‌شود، اما برای رسیدن به این افتخار فرآیندی را طی می‌کند تا از دزد گندم‌ها به موجودی تبدیل شود که در جامعه نقش مؤثری دارد و از این نظر می‌تواند باعث هم‌ذات‌پنداری در کودکانی شود که در سال‌های ابتدایی ورود به جامعه هستند و ممکن است احساس ناکارآمدی داشته باشند.
    هیولا در این کتاب یک موجود ترسناک و خطرناک نیست، توانایی‌ها و علایق خود را می‌شناسد و راهی را برای زندگی در کنار مردم انتخاب می‌کند که هم نیازهای خودش را تأمین می‌کند و هم برای انسان‌ها مفید واقع شود. پروفسور (به‌عنوان نماد علم)، نیروهای آتش‌نشانی و پلیس در این داستان نقش قهرمانانه و مؤثری دارند.
    هیچ‌کدام از شخصیت‌های مؤثر در این داستان کودک نیستند. ژنرال، شهردار و پروفسور از نظر نقش و جایگاه اجتماعی، تناسبی با جهان کودکی گروه سنی مخاطب کتاب ندارند. همچنین ایده‌های مطرح‌شده برای استفاده کردن از هیولا در ارتش و افزایش قدرت نظامی، نمایش دادن هیولا در قفس برای جذب گردشگران و رونق شهر، ساخت دستگاهی برای تولید برق از آتش هیولا و ایده‌ی دزدان برای دزدیدن هیولا و فروختن آن، همگی منافعی هستند که در دنیای کودکان گروه سنی مخاطب این کتاب جایگاهی ندارند و حاصل یک نگاه بزرگسالانه به مسئله محسوب می‌شوند.
    در انتهای داستانِ دوم هیولا با آتش دهانش دزدها را دنبال می‌کند. این اتفاق به شکل تصویری نمایش داده شده است و می‌تواند برای کودکان کوچکتر ترسناک باشد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این داستان درباره‌ی هیولایی است که مردم شهر او را به‌عنوان دزدِ گندم‌ها دستگیر می‌کنند و در نهایت راهی می‌یابند که در کنار هیولا در صلح و آرامش زندگی کنند. کتاب شامل دو داستان است: در داستان اول مردم پس از تجربه‌ی راه‌حل‌های مختلف به شیوه‌ای برای داشتن یک زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هیولا می‌رسند و در داستان دوم هیولا و مردم در همکاری با یکدیگر موفق به دستگیری دزدان می‌شوند. هیولا در این کتاب یک موجود خوش‌قلب و صلح‌طلب است، از توانایی‌های خود برای کمک به انسان‌ها استفاده می‌کند و درعین‌حال علایق و نیازهای خودش را هم در نظر می‌گیرد. هیولا در ابتدای داستان پیوندی با مردم شهر ندارد و حتی باعث خسارت زدن به محصولات کشاورزی می‌شود، اما در ادامه با پذیرفتن نقش اجتماعی به یک موجود مؤثر و محبوب در جامعه تبدیل می‌شود و از این نظر می‌تواند برای کودکان در سنین ابتدایی ورود به جامعه هم‌ذات‌پندارانه باشد. کودکان در گروه سنی مخاطب کتاب، به حل مشکلات خود و یافتن دلیل آن‌ها علاقه نشان می‌دهند و موضوع تجربه‌ی راه‌حل‌های مختلف برای ارتباط با هیولا متناسب با این ویژگی مخاطبان است.
    راه‌حل‌های مطرح‌شده در مورد استفاده‌ی نظامی، اقتصادی و رفاهی تناسبی با دنیای کودکان در این سنین ندارد و بیش‌تر حاصل نگاه بزرگسالانه به مسئله هستند. ژنرال، شهردار و پروفسور شخصیت‌های اصلی و مؤثر داستان هستند و راه‌حل‌ها را پیشنهاد می‌دهند که این نقش‌ها در دنیای کودکان معنادار نیستند.

    چکیده داستان

    داستان اول کتاب در شهری کوچک که هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی در آن رخ نمی‌دهد؛ پیش می‌آید. تا این‌که تعدادی از کشاورزان متوجه دزدیده شدن گندم‌هایشان می‌شوند و بالاخره یک هیولا به جرم خوردن گندمِ کشاورزان دستگیر می‌شود. مردم اول تصمیم می‌گیرند از هیولا در ارتش و برای شکست دشمنان استفاده کنند، اما هیولا به آموزش‌های نظامی علاقه‌ای نشان نمی‌دهد. بعد برای او قفسی می‌سازند تا از نمایش دادن او پول دربیاورند، اما هیولا قفس را دوست ندارد. سرانجام پروفسور دستگاهی طراحی می‌کند که با استفاده از آتش هیولا، برق تولید کند. این راه‌حل مورد استقبال هیولا و مردم قرار می‌گیرد و از آن‌ پس آن‌ها خوشحال و مسالمت‌آمیز در کنار هم به زندگی ادامه می‌دهند.
    در داستان دوم کتاب دزدان، هیولای خوش‌قلب را با کمک کیک حاوی داروی خواب‌آور می‌دزدند تا او را بفروشند و از این راه پول زیادی به دست بیاورند، اما وقتی هیولا از خواب بیدار می‌شود دزدها را دستگیر و تحویل پلیس می‌دهد.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    کیفیت

    «ماکس فلتویس» تصویرگر هلندی و از برندگان جایزه هانس کریستین اندرسن به زیبایی متن و تصاویر را در این کتاب کنار هم قرار داده و اثری جالب ‌توجه را خلق کرده‌است. تصاویر این کتاب همچنان بعد از گذشت چند دهه برای کودکان جالب و خنده‌دار هستند.
    تصاویر پابه‌پای متن داستان را روایت می‌کنند و به مدد طراحی‌های قوی و شخصیت‌پردازی خلاقانه‌شان به‌ خوبی احساسات مورد نظر نویسنده را انعکاس می‌دهند. به نقاط اوج داستان توجه شده‌است.
    شخصیت اصلی با رنگ نارنجی و خطوط ایستا، زمختی و درعین‌ حال مهربانی هیولا را به‌خوبی نشان می‌دهد. تکنیک، زیبا و ماهرانه اجرا شده‌است. ترکیب‌بندی‌های منسجم و متنوع به همراه سفید‌خوانی‌های مناسب و رنگ گذاری ضخیم با پالت رنگی شاد نیز بر جذابیت تصاویر افزوده‌است. کیفیت چاپ و کاغذ مناسب است.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چه راه‌های دیگری وجود دارد که با استفاده از آن‌ها هیولای خوش‌قلب و مردم بتوانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمت‌آمیزی داشته باشند؟
    می‌دانید شهروند نمونه به چه معناست؟ به نظر شما چرا شهردار به هیولا لقب شهروند نمونه را داد؟
    فکر می‌کنید دوستی و زندگی با هیولای خوش‌قلب که بسیار بزرگ و قوی است و اگر عصبانی بشود می‌تواند آتش بدمد، چه خطراتی می‌تواند داشته باشد؟

    مشخصات کتاب

    نویسنده ماکس فلتویس
    ناشر هوپا
    تعداد صفحات ۶۴
    نام مترجم پریسا برازنده
    سال انتشار ۱۹۷۳
    سال انتشار در ایران ۱۳۹۵
    تصویرگر ماکس فلتویس
    عرض کتاب ۲۶
    نوع جلد نرم