آب، باد، خاک

بررس متن: نامیه اصفهانیان

14+ 12 تا 14 با همراهی والدین

فیلمی درام درباره‌ی پسری نوجوان و جستجوی او برای پیدا کردن خانواده‌اش در بیابانی خشک و بدون آب، همراه با تلاش برای زنده‌ ماندن و تسلیم نشدن

سال انتشار: 1364

آب، باد، خاک

14+
12 تا 14 با همراهی والدین

فیلمی درام درباره‌ی پسری نوجوان و جستجوی او برای پیدا کردن خانواده‌اش در بیابانی خشک و بدون آب، همراه با تلاش برای زنده‌ ماندن و تسلیم نشدن

سال انتشار: 1364

بررس متن: نامیه اصفهانیان

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
تلاش پسر نوجوان برای پیدا کردن خانواده‌اش، اصرار او به ماندن و آب پیدا کردن، احساس مسئولیت او در کمک به دیگران و سرگشتگی و استیصالش از وضعیتی که در آن قرار گرفته، می‌تواند برای نوجوانان قابل ارتباط باشد.
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
پسرک سختکوش و مصمم است. او شرایط بسیار دشوار بیابان را تاب می‌آورد و نه‌تنها سعی می‌کند جان سالم به در ببرد، به دیگران هم کمک می‌کند. او بچه‌ی کوچکی پیدا می‌کند و تا زمانی که خانواده‌ای مسئولیت مراقبت از او را بر عهده نگرفته‌اند، از او نگهداری می‌کند. پسرک حتی حواسش به حیوانات گرسنه و تشنه‌ی بیابان هم هست. او برای پیدا کردن آب تلاش زیادی می‌کند و به نظر می‌رسد سرانجام موفق می‌شود آب پیدا کند.
محتوای بومی و فرهنگی
فیلم با الهام از خشکسالی بزرگ زابل در دهه‌ی ۴۰ ساخته شده و طبیعت خشک منطقه، بادهای همراه با شن و ماسه، کوچ مردم، تأثیر خشکسالی بر زندگی حیوانات و سایر تبعات آن را نشان می‌دهد. فیلم می‌تواند فرصتی فراهم کند تا اعضای خانواده در مورد خشک شدن دریاچه‌ی هامون و تأثیر آن بر وضعیت آب و هوایی منطقه‌ی سیستان و شرایط این منطقه در سال‌های اخیر گفتگو کنند.
ترس و خشونت
خشکسالی و تأثیر ویرانگر آن بر زندگی انسان‌ها و حیوانات، موضوع تلخ و غم‌انگیزی است که ممکن است برای کوچک‌ترها بسیار اضطراب‌آور باشد. جدایی پسرک از والدینش و تلاش ناکام او برای پیدا کردن آن‌ها نیز موضوع آزاردهنده‌ای برای کودکان است.
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه
آنچه والدین باید بدانند

داستان این فیلم قدیمی درباره‌ی پسری نوجوان است که بعد از دو سال که در شهری دور کار می‌کرده، به زادگاهش بازمی‌گردد تا خانواده‌اش را پیدا کند. خانواده‌ی او که از بیابان‌گردهای زابل‌اند، در اثر خشکسالی شدید آن منطقه، مجبور به ترک آن‌جا شده‌اند و پسرک هرچه می‌گردد نمی‌تواند ردی از آن‌ها پیدا کند. او با قدم زدن در بیابان و در میان باد و طوفان و گرد و خاک شدید، آدم‌های در حال عزیمت را می‌بیند، از آن‌ها آب و غذا می‌گیرد، برای بعضی، از تنها چاهی که پیدا کرده آب می‌آورد، بچه‌ی خردسالی را که در بیابان رها شده به خانواده‌ای رهگذر می‌سپرد و همچنان به راهش ادامه می‌دهد. او در نهایت وقتی که حیوانات وحشی گرسنه در کمین‌اند تا او را از پا افتاده ببینند و بدرند، با تلاش فراوان زمین را می‌کَنَد و در اوج ناباوری، به آبی خروشان می‌رسد که از زمین فوران می‌کند؛ هرچند معلوم نیست در واقعیت به آب رسیده یا در خیال تشنه‌ی خسته‌اش. فیلم با تصاویری از طبیعت خشک و بی آب و علف زابل، به بلایی که خشکسالی بر سر زندگی انسان‌ها و حیوانات می‌آورد، می‌پردازد و در زمانه‌ای که کمبود آب و خشکی دریاچه‌ها و طوفان‌های شن و ماسه در مناطق بیابانی، تبدیل به بحرانی جاری در زندگی ساکنان این مناطق شده‌اند، می‌تواند فرصتی برای آشنایی بیشتر با این بحران فراهم کند. خشکسالی و تأثیر ویرانگر آن بر زندگی انسان‌ها و حیوانات، موضوع تلخ و غم‌انگیزی است که ممکن است کوچک‌ترها را بسیار مضطرب کند. این‌که پسرک از خانواده‌اش جدا شده و جستجو برای پیدا کردن آن‌ها راه به جایی نمی‌برد نیز برای کودکان آزاردهنده است. همچنین، قدیمی بودن فیلم و کیفیت پایین تصاویر و حالت مستندگونه و غیرداستانی آن ممکن است برای کودکان خسته‌کننده باشد. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۱۲ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان و نوجوانان ۱۲ تا ۱۴ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

چکیده داستان

پسر نوجوانی از خانواده‌ای بیابان‌گرد در زابل، که برای کار کردن به شهری دور رفته، با شنیدن خبر خشک شدن دریاچه‌ی هامون، تصمیم می‌گیرد پیش خانواده‌اش برگردد اما وقتی به بیابان خشک و بی‌آب و علف زادگاهش می‌رسد، خانواده‌اش را پیدا نمی‌کند و از بعضی اهالی می‌شنود که آن‌ها به‌خاطر خشکسالی از آن‌جا رفته‌اند. پسرک شروع به جستجو می‌کند تا ردی از آن‌ها پیدا کند اما تنها چیزهایی که پیدا می‌کند، خشکی و بادهای شن و ماسه و حیوانات مرده و انسان‌هایی است که همه در حال ترک کردن محل زندگی‌شان هستند. او سرانجام کلنگ به دست می‌گیرد و شروع به کندن زمین می‌کند و معلوم نیست که در بیداری یا در رؤیا به آب می‌رسد.

فرصت‌هایی برای گفتگو

این فیلم داستان خاصی را دنبال نمی‌کرد. چه چیزی در آن برایتان جالب بود و باعث شد به تماشای فیلم ادامه دهید؟ فیلم‌هایی که در این سبک ساخته می‌شوند می‌پسندید؟ فیلم توانست شما را با وضعیت مناطقی مثل زابل آشنا کند؟ تا به حال به این مناطق سفر کرده‌اید؟ فکر می‌کنید چه چیزی باعث خشک شدن دریاچه‌هایی مثل هامون شده است؟ بعد از تماشای فیلم چه احساسی داشتید؟ به نظرتان صحنه‌ی پایانی که آب از زمین فوران کرد واقعی بود؟ اگر فیلم ادامه پیدا می‌کرد چه اتفاقاتی می‌افتاد؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 70
سال انتشار 1364