فرزند ماه کامیاری

(Child of Kamiari Month)

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمه و فانتزی درباره‌ی دختربچه‌ای دلتنگ مادرش، ماموریت جادویی او در کنار دوستانش و پشت سر گذاشتن مرگ مادر

سال: 2021
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    کانا از مرگ مادرش بسیار غمگین است و در تمام لحظات زندگی‌اش او را به یاد می‌آورد. او حسرت روزهایی را می‌خورد که با مادرش می‌دویده است و حالا تصور می‌کند دیگر میلی به دویدن ندارد. آرزوی کانا این است که مادرش را دوباره ببیند. او می‌خواهد به مادرش بگوید دیگر نمی‌خواهد بدود. کانا در کنار شیرو و یاشا با احساسات خودش مواجه می‌شود و متوجه می‌شود که علاقه‌اش به دویدن با مرگ مادرش از بین نرفته است. تجربه‌ها و احساسات کانا می‌تواند برای کودکان هم‌ذات‌پندارانه و معنادار باشد.
    کانا با خودش صادق است و تلاش می‌کند بفهمد واقعا به دویدن علاقه دارد یا به خاطر همراهی مادرش می‌دویده است. او وقتی متوجه اشتباهش می‌شود تمام سعی‌اش را می‌کند تا آن را جبران کند. کانا با وجود غم و دلتنگی برای مادرش، در طول داستان یاد می‌گیرد بر خودش مسلط باشد و نسبت به محیط پیرامونش مسئولیت‌ بپذیرد. او زمانی که می‌تواند به دنبال هدفش برود، وقتی می‌بیند یاشا در خطر است، نجات جان او را در اولویت قرار می‌دهد. شیرو و یاشا دوستان حمایتگر و وفاداری هستند و در طول سفر از کانا پشتیبانی می‌کنند. یاشا با وجود این‌که اهریمن به حساب می‌آید، به تدریج با شیرو و کانا دوست می‌شود و دوستی‌اش را در رفتارهایش به آن‌ها نشان می‌دهد.
    بالاتنه‌ی یاشا نیمه‌برهنه است.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: کودن، عقل تو سرشون نیست، مسخره، گند زدم، هیچی نمی‌فهمی، دست از سرم بردار، گندش درمیاد، احمقانه، گند بالا آورد، ضعیف، خنگ‌بازی، بی‌عرضه، دیوونه شدی، کله‌پوک، بدبخت، لعنتی، سربه‌هوا.
    بخش‌هایی از فرهنگ و اسطوره‌های ژاپنی مثل خدایان و معابد و مراسم آیینی، در فیلم به تصویر درآمده‌اند.
    کانا کمتر از یک سال پیش مادرش را از دست داده و هنوز داغدار و دلتنگ است. او خودش را بابت مرگ مادر مقصر می‌داند و این‌که مادر مقابل چشمان او از دنیا رفته، بسیار آزارش می‌دهد. کانا در رؤیا مادرش را می‌بیند و وقتی می‌خواهد به او نزدیک شود، مادر دور و ناپدید می‌شود. او در معبد، گاوی غول‌پیکر و پسربچه‌ای دیومانند می‌بیند که تصور می‌کند می‌خواهند به او آسیب بزنند. پسربچه به کانا حمله می‌کند. شعله‌ای شبیه آتش در فضا پخش می‌شود. بعضی از خدایان چهره‌های ترسناکی دارند. یکی از آن‌ها اژدهای غول‌پیکری است که غرش ترسناکی می‌کند. زمین زیر پای کانا و بقیه متلاشی می‌شود و آن‌ها بین زمین و آسمان معلق می‌مانند. یاشا و کانا موقع پریدن از روی صخره‌ها سقوط می‌کنند. کانا مادرش را در توهماتش می‌بیند، ولی بعدا متوجه می‌شود که او اهریمن بوده است. اهریمن به صورت جادویی سیاه کانا را دنبال می‌کند. یاشا و خرگوش در توهمات کانا تبدیل به هیولاهایی وحشتناک می‌شوند. یاشا توسط اهریمن زخمی می‌‌شود و در طول مسیر خون‌ریزی دارد. کانا و یاشا با هم دعوا می‌کنند. کانا دستبندنش را پاره می‌کند و ماموریت را رها می‌کند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    انیمه سینمایی فرزند ماه کامیاری، درباره‌ی دختربچه‌ای دوازده ساله به نام کاناست که کمتر از یک سال پیش، مادرش را از دست داده و هنوز داغدار و دلتنگ است. کانا که آرزو دارد دوباره مادرش را ببیند، متوجه می‌شود که مادر نماینده‌ی خدایان بر روی زمین بوده و ماموریت داشته تا هر سال در جشن سالانه‌ی خدایان در ایزومو شرکت کند. حالا این ماموریت به عهده‌ی کاناست و او چون تصور می‌کند می‌تواند در ایزومو مادرش را ببیند، ماموریت را قبول می‌کند. کانا در زمان حیات مادرش همراه با او می‌دویده است، ولی بعد از رفتن او تصور می‌کند دیگر دویدن را دوست ندارد. او می‌خواهد مادر را ببیند و به او بگوید دیگر نمی‌خواهد بدود. کانا با همراهی دو دوست، راهی ماموریت می‌شود، اما وقتی متوجه می‌شود قرار نیست مادر را دوباره ببیند، از انجام ماموریت دلسرد می‌شود. او با کمک دوستانش، خیلی زود می‌فهمد که نسبت به خدایان و میراثی که مادرش به جا گذاشته مسئولیت دارد. کانا بعد از انجام ماموریت این را هم می‌فهمد که واقعا عاشق دویدن است. فیلم با به تصویر کشیدن بعضی از اسطوره‌های ژاپنی بر این نکته تاکید دارد که همه‌ی ما به کمک هم نیاز داریم و تنها راه در امان ماندن از اهریمن این است که خودمان جلوی ورود بدی‌ها به زندگی‌مان را بگیریم.
    فیلم صحنه‌ها و موقعیت‌های ترسناک زیادی دارد. کانا مادرش را از دست داده و از این بابت بسیار غمگین و دلتنگ است. او تصور می‌کند مادر که بیمار بوده، به خاطر تماشای مسابقه‌ی دویدن او از دنیا رفته است. کانا در صحنه‌ای تصور می‌کند مادر دوباره برگشته و با او کلی حرف می‌زند، ولی بعد متوجه می‌شود اهریمن بوده است. فضای جادویی فیلم هم می‌تواند برای کودکان کوچک‌تر ناخوشایند باشد. جادوی سیاه همیشه کانا را دنبال می‌کند. خدایان مختلف هم چهره‌‌ها و رفتارهای عجیب و ترسناکی دارند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۸ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    کانا دختربچه‌ای دوازده ساله است که تا قبل از مرگ مادرش عاشق دویدن بوده است. او بعد از مرگ مادر دیگر از دویدن لذت نمی‌برد و در روز برگزاری مارتون در مدرسه، نزدیک خط پایان می‌ایستد تا ببازد. کانا در حالی که دستبند مادرش را به همراه دارد، از سر دلتنگی به معبد یوشیجیما می‌رود. او در آن‌جا دستبند را دستش می‌کند و ناگهان زمان متوقف می‌شود و خرگوشی سخنگو به نام شیرو و پسری اهریمنی به نام یاشا ظاهر می‌شوند. آن‌ها به کانا می‌گویند که مادرش نماینده‌ی خدایان بوده و ماموریت داشته تا هر سال در ماه کامیاری، در مراسم خدایان در ایزومو شرکت کند و چیزهایی را که خدایان نگهبان می‌فرستند به خدایان ایزومو برساند. حالا کانا وظیفه دارد این کار را انجام دهد. کانا که تصور می‌کند می‌تواند در ایزومو مادرش را دوباره ببیند،‌ قبول می‌کند این ماموریت را انجام دهد، اما جادویی سیاه و اهریمنی که از طرف خدایان تاریکی آمده، در طول مسیر کانا را دنبال می‌کند تا او را از این کار پشیمان کند. کانا در نهایت ماموریت را با موفقیت پشت سر می‌گذارد و متوجه می‌شود که علاقه‌اش به دویدن، با مرگ مادرش از بین نرفته است.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چرا کانا از ادامه‌ی ماموریت منصرف شد؟ چه چیزی باعث شد تصمیم او عوض شود و ماموریت را تا آخر انجام دهد؟
    احساس کانا از نبودن مادرش برای شما قابل درک بود؟ تابه‌حال شده نبودن مادرتان را تخیل کنید؟ چه احساسی به شما دست می‌دهد؟
    فکر می‌کنید کانا وقتی فهمید کسی که تصور می‌‌کرد مادرش بوده درواقع اهریمن بوده، چه احساسی داشت؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان تاکانا شیرای Takana Shirai
    رتبه MMPA TV-PG
    مدت زمان ۹۹
    کشور سازنده ژاپن
    استادیو Liden Films
    بازیگران آجو ماکیتا، مایا ساکاموتو، میو ایرینو
    سال انتشار ۲۰۲۱