بالا

(Up )

بررس متن: نیکو علیپور

9+ 7 تا 9 با همراهی والدین

فیلمی انیمیشنی و ماجراجویانه درباره‌ی پیرمردی تنها، تلاش او برای رسیدن به رویای کودکی‌اش با همراهی کودکی ماجراجو و دوستی تدریجی آن‌ها با هم

سال انتشار: 2009

بالا

(Up )
9+
7 تا 9 با همراهی والدین

فیلمی انیمیشنی و ماجراجویانه درباره‌ی پیرمردی تنها، تلاش او برای رسیدن به رویای کودکی‌اش با همراهی کودکی ماجراجو و دوستی تدریجی آن‌ها با هم

سال انتشار: 2009

بررس متن: نیکو علیپور

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
راسل کودکی خرابکار و کنجکاو است که با همسفر شدن با کارل او را به یاد گذشته‌اش می‌اندازد. او عاشق ماجراجویی است و به حیوانات اهمیت فراوانی می‌دهد. رابطه‌ی کارل و راسل که از جنس رابطه‌ی پدربزرگ‌ها و نوه‌ها است، در جهان کودکان معنادار و برجسته است.
محتوای آموزشی
با تماشای ماجراجویی‌های کارل و راسل، توجه کودکان به محیط پیرامون‌شان جلب می‌شود.
الگوی شخصیتی
الی جوان با کارل تنها در کودکی دوست می‌شود و آن‌ها تبدیل به دوستان صمیمی می‌شوند و بعداً ازدواج می‌کنند. کارل بعد از مریضی الی از او مراقبت می‌کند و بعد از مرگ او تلاش می‌کند به آرزویی که همیشه داشتند، برسد. راسل کودکی خرابکار و کنجکاو است که با همسفر شدن با کارل او را به یاد گذشته‌اش می‌اندازد. رابطه‌ی آن‌ها ارتباط خوب بین دو نسل را نشان می‌دهد. راسل عاشق ماجراجویی است و به حیوانات اهمیت فراوانی می‌دهد.
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
کارل در کودکی از اتاق زیرشیروانی به پایین می‌افتد و دستش می‌شکند. کارل پیر هزاران بادکنک را به خانه‌اش می‌چسباند و با آن به آسمان پرواز می‌کند. خانه به‌ خاطر توفان و هوای بد بارانی نزدیک است مورد اصابت صاعقه قرار بگیرد. سگ‌های وحشی در جنگل پرنده‌ای را دنبال می‌کنند. سایه‌های ترسناک در بعضی قسمت‌های فیلم در صحنه‌های تعقیب و گریز استفاده می‌شوند. کوین پرنده‌ای بزرگ است و می‌تواند ترسناک به نظر بیاید؛ مثل برخورد اولش با کارل. سگ‌ها به کارل و راسل حمله می‌کنند، اما به آن‌ها آسیبی نمی‌رسانند. سگ‌ها چهره‌های ترسناک و چشمان قرمزی دارند، همچنین دستگاهی به گردن‌شان وصل است که به کمک آن می‌توانند صحبت کنند. تعدادی اسکلت دایناسور در پناهگاه چارلز می‌بینیم. آلفا، سر دسته‌ی سگ‌ها، به داگ حمله می‌کند و او را از گردن می‌گیرد و به دره پرت می‌کند. آلفا پای کوین را گاز می‌گیرد و او آسیب می‌بیند. مانتز کوین را در توری گیر می‌اندازد و او را به داخل بالونش می‌برد. مانتز خانه‌ی کارل را آتش می‌زند. کارل توسط سگ‌ها به صندلی بسته می‌شود و اسیر می‌شود. راسل از بالون به پایین پرت می‌شود، اما نجات پیدا می‌کند. مانتز و کارل برای نجات کوین درگیر می‌شوند. داگ پای مانتز را گاز می‌گیرد. مانتز از ارتفاع زیاد به داخل دریا پرت می‌شود.
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه
کارل و مانتز مشروبات الکلی می‌نوشند. در نسخه‌ی اصلی کارل و الی هم را می‌بوسند.
آنچه والدین باید بدانند

این فیلم که یک انیمیشن کامپیوتری سه‌بعدی است، داستان پیرمردی به نام کارل و پسربچه‌ای به نام راسل را روایت می‌کند. کارل که بعد از مرگ همسرش تصمیم گرفته رؤیایی را که او و همسرش از کودکی داشته‌اند محقق کند، با به پرواز درآوردن خانه‌اش، سفری ماجراجویانه را آغاز می‌کند تا قهرمان کودکی‌‌شان را در منطقه‌ای معروف به پارادایس در آمریکای جنوبی ببیند. در مسیر سفرش متوجه می‌شود که پسربچه‌ای به نام راسل هم با او همراه شده است. آن‌ها در این سفر ماجراهای زیادی را تجربه می‌کنند و دوستانی پیدا می‌کنند. راسل کودکی خرابکار و کنجکاو است که با همسفر شدن با کارل او را به یاد گذشته‌اش می‌اندازد. او عاشق ماجراجویی است و به حیوانات اهمیت فراوانی می‌دهد. رابطه‌ی کارل و راسل که از جنس رابطه‌ی پدربزرگ‌ها و نوه‌ها است، برای کودکان همذات‌پندارانه و شیرین است. کارل و راسل در طول داستان دوستان خوبی برای یکدیگر می‌شوند و یاد می‌گیرند مسئولیت‌پذیر باشند و به طبیعت اطراف‌شان اهمیت بدهند. همچنین، کودکان با تماشای این انیمیشن به ماجراجویی، کار گروهی و خلاقیت ترغیب می‌شوند. این فیلم صحنه‌های خشن و ترسناک زیادی دارد؛ از جمله صحنه‌‌های تعقیب گریز فراوان توسط سگ‌ها، آتش گرفتن خانه‌ی کارل و خطر برخورد صاعقه با آن‌جا. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۷ تا ۹ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با همراهی والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت گفتگو درباره‌ی ترس‌ها و نگرانی‌هایشان را داشته باشند.

چکیده داستان

کارل فردریکسن در ۷۰ سالگی و بعد از مرگ همسرش الی، تصمیم می‌گیرد رؤیایی را که او و همسرش از کودکی داشته‌اند، برآورده کند و به آبشار پارادایس در آمریکای جنوبی برود؛ قهرمان کودکی‌شان، چارلز مانتز کاشف گفته بود که آن‌جا زیباترین مکان در جهان است. کارل هزاران بادکنک هلیومی را به خانه‌اش وصل می‌کند و به آسمان می‌رود. او در مسیر سفرش متوجه می‌شود که پسربچه‌ای به نام راسل در پاگرد خانه‌اش قایم شده و با او به آسمان‌ها آمده است. آن‌ها در این سفر با پرنده‌ای کمیاب به نام کوین و سگی به نام داگ همراه می‌شوند. وقتی بالاخره کارل به پارادایس می‌رسد و قهرمان کودکی‌اش را می‌بیند، متوجه می‌شود که او اصلاً شبیه کسی که تصور می‌کرده نیست؛ مانتز به جای آن‌که عاشق آبشار پاردایس باشد، عاشق شکار پرنده‌ای کمیاب است که در آن‌جا زندگی می‌کند.

فرصت‌هایی برای گفتگو

نظر شما درباره‌ی رابطه‌ی کارل و راسل چیست؟ آن‌ها چه چیزهایی از هم یاد گرفتند؟ رابطه‌ی آن‌ها شما را به یاد رابطه‌ای در زندگی خودتان می‌اندازد؟ شما چه ماجراجویی‌هایی در ذهن‌تان دارید که دوست دارید آن‌ها را تجربه کنید؟ برای تجربه کردن‌شان چه چیزهایی نیاز دارید؟ صحنه‌های ترسناک فیلم چقدر برای شما ترسناک بودند؟ به نظرتان وجود این صحنه‌ها در فیلم ضرورت داشتند؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 98
سال انتشار 2009