بلال: نژاد جدید قهرمان

(Bilal: A New Breed of Hero)

thumbnail
۱۴ سال به بالا
۱۲ تا ۱۴ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و اکشن درباره‌ی زندگی یک برده در آغاز اسلام، تلاش او برای آزادی و رسیدن به آرزوهای کودکی، همراه با تجربه‌ی دوستی، شجاعت و مبارزه با شر

سال: 2015
    بررس فیلم: زهرا درایتی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    بلال و غفیرا در کودکی مادرشان را از دست می‌دهند و بلال، مرگ مادرش را که توسط سربازان به قتل می‌رسد، از شکاف کمد نگاه می‌کند. بعد از مرگ مادر، بلال و غفیرا تنهایی و غم بسیاری را تجربه می‌کنند و به عنوان برده فروخته می‌شوند. در خانه‌ی امیه، آنان به خاطر برده بودن، از سمت امیه و پسرش که هم‌سن بلال است، تحقیر می‌شوند و صفار همیشه به دنبال راهی است که بلال را اذیت کند. بلال و غفیرا عدم امنیت و تنهایی بسیاری را تجربه می‌کنند، اما با یادآوری آنچه مادرشان به آن‌ها آموخته بود، همیشه تلاش می‌کنند از یکدیگر حمایت کنند. تجربه‌ی بلالِ نوجوان در مواجهه با اسب سفید و تلاش برای سوار شدن و دوستی با اسب، لحظاتی همراه با امید و پیروزی است. بلال پس از آشنایی با مردی که به خدای یکتا اعتقاد دارد، همراه با گروهی از مردم به مدینه مهاجرت می‌کند و در آن‌جا به دلیل توانایی‌ها و صدای خوبی که دارد، مورد توجه و احترام قرار می‌گیرد. او نسبت به مردم جدیدی که با آن‌ها آشنا شده، احساس تعلق و دوستی می‌کند. تجربه‌ها‌ی بلال می‌تواند برای کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان هم‌ذات‌پندارانه باشد.
    مادر بلال و غفیرا عشق و محبت خود را به آنان ابراز می‌‌کند و با آن‌ها رابطه‌ای صمیمانه دارد. او به کودکانش صلح را می‌آموزد و به آرزوهای بلال در مورد جنگجویی بزرگ شدن، گوش می‌دهد. مادر به آن‌ها می‌آموزد که به یکدیگر احترام بگذارند و حامی هم باشند. او به بلال و توانایی‌هایش ایمان دارد و او را به این باور می‌رساند که می‌تواند به خواسته‌اش برسد. بلال لحظاتی از صحبت کردن با مادرش را به یاد می‌آورد که برای او درباره‌ی اهمیت آزاد بودن حرف می‌زند: «برای یه مرد عالی شدن باید بدون زنجیر زندگی کنی. اعتقاد به خدایان و ترس زنجیرن. خشم و کینه زنجیرن.» بلال برخلاف مردم مکه، باور دارد که انسانی آزاد است و نسبت به کسانی که در شرایط سخت قرار دارند، احساس همدلی می‌کند. او با استفاده از دانایی خود و آموزش‌های مادرش، راه درست را انتخاب می‌کند. بلال با پشتکار زیاد و بدون آموزش، سوارکاری را می‌آموزد و راه و روش جنگیدن را نیز همراه با حمزه تمرین می‌کند. بلال و غفیرا که دوست داشتن و حمایت کردن را از مادرشان آموخته‌اند، در موقعیت‌های سختی و غم از یکدیگر حمایت ‌می‌کنند. مردی که به مکه آمده و به خدای یکتا اعتقاد دارد، با انسان‌ها بدون در نظر گرفتن طبقه‌ی اجتماعی‌شان، با احترام حرف می‌زند و برخلاف ثروتمندان، نسبت به برده‌ها مهربان است و به آنان این باور را منتقل می‌کند که مانند دیگر انسان‌ها آزاد آفریده شده‌اند و با ارباب‌ها برابرند.
    فروشنده‌ای که بت و برده می‌فروشد، برای فروش بیشتر دروغ می‌گوید و در برخی موقعیت‌ها نیز با زنان لاس می‌زند. پدر صفار، غفیرا را که برده‌ی آن‌هاست، به پسرش هدیه می‌دهد. شخصیت‌های فیلم در حال نوشیدن مشروب نشان داده می‌شوند و یکی از آن‌ها هنگام راه رفتن، تلو تلو می‌خورد. فیلم به موضوعاتی چون زندانی کردن، شکنجه، آزادی، طبقات اجتماعی ارباب و رعیتی، بردگی، استفاده از دین برای حکومت بر انسان‌ها و تلاش برای حفظ قدرت اشاره می‌شود که موضوعات معناداری در دنیای کودکان نیستند.
    در فیلم از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده که برخی از آن‌ها در نسخه‌ی دوبله اضافه شده‌اند: احمق، شیاد، کلاهبردار، مانند گاو قوی است، از جلوی چشمانم گم شید. ارباب‌ها با لحنی توهین‌آمیز و از موضع قدرت با برده‌ها حرف می‌زنند و برای تحقیرشان آنان را «برده» صدا می‌زنند. یکی از شخصیت‌ها به برده‌ها می‌گوید که آن‌ها برده به دنیا آمده‌اند و تا آخر عمرشان نیز برده خواهند بود و جزئی از مایملک اربابشان هستند.
    داستان فیلم بر اساس زندگی بلال بن ریاح نوشته شده که در زمان شکل‌گیری اسلام، در مکه زندگی می‌کرده و اولین مؤذن اسلام بوده است؛ تماشای فیلم ممکن است کودکان و نوجوانان را به مطالعه در مورد تاریخ اسلام و شخصیت‌های تاثیرگذار در شکل‌گیری و گسترش آن ترغیب کند.
    داستان فیلم ویژگی‌های جغرافیایی و آب و هوای کشور عربستان و مخصوصاً شهر مکه را در آغاز تاریخ هجری نشان می‌دهد. کودکان و نوجوانان با تماشای فیلم، با شیوه‌ی لباس پوشیدن، آداب و رسوم مردم، برگزای مهمانی‌ها، اهمیت شعر و آواز برای مردم عرب و همچنین طبقات اجتماعی، توزیع ثروت در میان مردم و قدرت تاجران و کاهنان در اداره‌ی امور آشنا می‌شوند. در این فیلم دو دوره‌ی دینی و اعتقادی مردم عربستان نیز نشان داده می‌شود: روزگار پرستش بت‌ها که در آن مردم برای خشنود کردن خدایان خود قربانی می‌کنند و هر بت در زندگی روزانه‌ی آنان نقشی ایفا می‌کند: بتی برای زیبا شدن، بتی برای باروری و... و کاهنان با لباس‌هایی عجیب که صورتشان پیدا نیست، در معابد مردم را موعظه می‌کنند. در همین زمان نیز دین اسلام در حال گسترش است که مبنای آن بر آزادی انسان و برابری است و خدایی یکتا دارد که مانند بت‌ها قابل دیدن نیست. در این دین، قربانی کردن و هدیه دادن به خدایان جایگاهی ندارد. مسجد برای عبادت و گردهمایی مسلمانان ساخته می‌شود و فردی به نام مؤذن با لحنی آوازگونه، مردم را به گردهمایی دعوت می‌کند.
    در فضایی تاریک و قرمزرنگ، جنگی رخ می‌دهد که در آن سوارکارانی شمشیر به دست، با اسب‌هایی که چشمانی قرمز دارند به مردم آسیب می‌زنند و آن‌ها را می‌کشند یا اسیر می‌کنند. سوارکاران به همراه ابری تاریک به خانه‌ی بلال نزدیک می‌شوند و مادرشان آن‌ها را در کمدی پنهان می‌کند. سوارکاران مادر بلال و غفیرا را، در حالی که بلال از شکاف کمد آن لحظه را می‌بیند، می‌کشند و بلال و خواهرش را اسیر می‌کنند و به عنوان برده می‌فروشند. یک فرد مذهبی که مردم را به پرستش خدایان و قربانی کردن برای آن‌ها تشویق می‌کند، نقابی طلایی و صدایی عجیب دارد و از سکه‌ای که در جیب بلال است، خبر دارد و چون بلال پولش را به خدایان هدیه نمی‌دهد، به او آتش دوزخ را وعده می‌دهد. صفار به همراهانش می‌گوید که خواهر بلال را بگیرند و آن‌ها نیز به او حمله می‌کنند و او را ثابت نگاه می‌دارند و صفار با تیروکمان قصد دارد او را شکار کند. در یکی از صحنه‌ها، افرادی از جمله کودکان، به بند کشیده شده‌اند و فردی از توانایی‌های آنان تعریف می‌کند تا بتواند آن‌ها را به عنوان برده بفروشد. یکی از شخصیت‌ها دیگری را تهدید می‌کند که روزی زبانش را خاک خواهد کرد. امیه که ارباب بلال است، او را کتک می‌زند و به او می‌گوید که او نیز مایملک اوست و دستور می‌دهد او را شلاق بزنند. پدر صفار، به او سیلی می‌زند و به او اجازه‌ی گریه کردن نمی‌دهد. کودک فقیری در کنار یک بت، از رهگذران درخواست کمک می‌کند، اما کسی به او توجه نمی‌کند؛ بنابراین تصمیم می‌گیرد از سکه‌هایی که در کاسه‌ی بت است، دزدی کند. در یک مبارزه، سوارکاری با اسب، مردی را به سمت دیوار پرتاب می‌کند و با اسبش او را تهدید می‌کند. یکی از تاجران برده‌ها را با شلاق کتک می‌زند. سربازان بلال را به زنجیر می‌کشند و بدون آب و غذا او را رها می‌کنند. بلال در رؤیایی که می‌بیند، توسط هیولایی که چشمانی قرمز و دهانی پر از مواد مذاب دارد، بلعیده می‌شود. سربازان امیه به دستور او بلال را زیر آفتاب به بند می‌کشند و روی قفسه‌ی سینه‌ی او سنگی بزرگ می‌گذارند و صفار که نمی‌تواند او را برای پرستش بت‌ها متقاعد کند، صخره را روی قفسه‌ی سینه‌ی بلال‌ فشار می‌دهد. در جلسه‌ی تاجداران و اربابان با کاهن، درباره‌ی کشتن و نابود کردن کسانی که مسلمان شده‌‌اند صحبت می‌شود. سربازان به خانه‌ی مردمی که به اسلام گرایش دارند، حمله می‌کنند و آن‌ها را با نیزه می‌کشند و خانه‌هایشان را به آتش می‌کشند. یکی از شخصیت‌ها با تیروکمان، سربازی را به قتل می‌رساند. مبارزه‌ای بین دو سپاه رخ می‌دهد و سربازان با نیزه، تیروکمان و شمشیر با یکدیگر مبارزه می‌کنند و افراد زیادی می‌میرند یا زخمی می‌شوند. در جنگ بین دو سپاه، یکی از شخصیت‌ها سربازی از سپاه مقابل را به زمین پرت می‌کند و به صورتش لگد می‌زند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این انیمیشن کامپیوتری سه‌بعدی که با الهام از زندگی بلال بن ریاح، اولین مؤذن اسلام ساخته شده، ماجرای پسری به نام بلال است که پس از مرگ مادرش به دست سربازان، همراه خواهرش غفیرا، به عنوان برده به فردی پولدار و قدرتمند در مکه فروخته می‌شوند. بلال و غفیرا کودکی تا جوانی خود را در خانه‌ی ارباب و همراه با کار زیاد و تحقیر شدن از سمت او و پسرش، که هم‌سن و سال بلال است، می‌گذرانند. در تمام این سال‌ها بلال آرزوی کودکی‌اش برای جنگجو شدن و آزاد بودن را از یاد نمی‌برد؛ تا اینکه پس از آشنایی با مردی که درباره‌ی آزادی و برابری انسان‌ها با او حرف می‌زند، زندگی بلال در راه رسیدن به اعتقادی که همیشه داشته، دگرگون می‌شود. او در مواجهه با سختی‌های زندگی‌اش، سخنان مادرش درباره‌ی انسان آزاد را از یاد نمی‌برد و با استفاده از دانایی خود و خارج از چهارچوب‌هایی که جامعه برای او تعریف کرده، درباره‌ی اعتقاداتش تصمیم می‌گیرد. او که مفهوم همدلی کردن را از کودکی آموخته، نسبت به کودکان و همچنین انسان‌هایی که در موقعیت دشواری قرار دارند، دلسوز است و تلاش می‌کند به آن‌ها کمک کند. بلال برای رسیدن به هدف خود، سختی‌ها و شکنجه‌های بسیاری را تحمل می‌کند، اما باوری که به هدفش دارد، به او شجاعت ادامه‌ی مسیر را می‌دهد و در نهایت، پیروزی را تجربه می‌کند. فیلم با پررنگ کردن مفاهیمی چون آزادی و برابری، بر این نکته تاکید می‌کند که می‌توان با شجاعت، باورها و چهارچوب‌های غلطی را که از سمت جوامع و دیگر انسا‌ن‌ها تحمیل می‌شوند، از بین برد.
    فیلم صحنه‌ها و موقعیت‌های خشن و ترسناک زیادی دارد. صحنه‌های بسیاری از مبارزه با شمشیر، نیزه و تیروکمان وجود دارد که در آن شخصیت‌ها زخمی می‌شوند یا می‌میرند. بلال و غفیرا در کودکی شاهد حمله‌ی سربازان به خانه‌شان و کشته شدن مادرشان هستند و پس از آن به عنوان برده کار می‌کنند. موقعیت‌های بسیاری هم از در بند بودن انسان‌ها و خرید و فروش آنان به عنوان برده وجود دارد. بارها شلاق زدن شخصیت فیلم به خاطر برده بودن و نافرمانی از اربابان نمایش داده می‌شود. یکی از شخصیت‌های فیلم به دلیل اعتقادش زندانی و شکنجه می‌شود و ارباب‌ها خواهرش را تهدید به مرگ می‌کنند. ارباب‌های مکه، برده‌ها را دارایی خود می‌دانند و با لحنی همراه با تحقیر با آن‌ها حرف می‌زنند. همچنین، موضوعاتی چون زندانی کردن، شکنجه، آزادی و برابری و نجات مردم از بی‌عدالتی، مفاهیم معناداری در دنیای کودکان کوچک‌تر نیستند؛ هرچند می‌توانند برای نوجوانان قابل ارتباط باشند. لازم به یادآوری است که در نسخه‌ی دوبله‌ی سایت فیلیمو، به نام شخصیت ابوبکر اشاره نمی‌شود. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۱۲ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان و نوجوانان ۱۲ تا ۱۴ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفت‌وگو کنند.

    چکیده داستان

    پسری به نام بلال با خواهرش، غفیرا و مادرش در آرامش زندگی می‌کنند؛ تا این‌که یک روز مادر در حمله‌ی سربازان به خانه‌ی آن‌ها کشته می‌شود و بلال و غفیرا نیز به عنوان برده به فردی به نام امیه فروخته می‌شوند. بلال و خواهرش مانند بقیه‌ی برده‌ها زندگی سختی را می‌گذرانند و از سمت ارباب و پسرش بارها تحقیر می‌شوند و همیشه جایگاهشان به عنوان برده به آن‌ها یادآوری می‌شود. اما بلال که همیشه رؤیای آزادی و زندگی برابر را در سر دارد، مانند دیگران به طبقه‌بندی اجتماعی ارباب‌ها و رعیت‌ها، و نیز بت‌ها که خدایان مکه‌اند، اعتقادی ندارد. تا این‌که به مرور، تفکری جدید در مکه گسترش پیدا می‌کند و مردی به نام ابوبکر که با محمد پیامبر ملاقات کرده، درباره‌ی خدایی یکتا و برابری و آزادی انسان‌ها حرف می‌زند. قدرتمندان مکه که از این تفرقه‌ی اعتقادی هراس دارند، برده‌ها و مردم ضعیف را آزار می‌دهند تا همچنان قدرت و برتری خود را حفظ کنند. ارباب بلال نیز او را زندانی و با گذاشتن سنگ روی سینه‌اش، شکنجه می‌کند. تا این‌که ابوبکر، بلال را از اربابش می‌خرد و سپس او را آزاد می‌کند. پس از آن، بلال به جنگجویی توانمند تبدیل می‌شود و برای برقراری عدالت و گسترش اسلام تلاش می‌کند و به خاطر صدای خوبی که دارد، به عنوان اولین موذن، مردم را برای پرستش خدا در مسجد فرامی‌خواند.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    چقدر به تماشای فیلم‌های تاریخی علاقه دارید؟ آیا تماشای این فیلم شما را به خواندن کتاب‌هایی درباره‌ی تاریخ دین‌ یا کشورهای منطقه‌مان علاقه‌مند کرده است؟
    به نظر شما بلال انسان شجاعی است؟ چه ویژگی‌هایی در او نشان دهنده‌ی شجاعت اوست؟
    بلال معتقد بود که همه‌ی انسان‌ها با یکدیگر برابرند و حق دارند آزاد باشند؛ فکر می‌کنید چرا برخی انسان‌ها خود را نسبت به دیگران برتر می‌دانند یا آزادی انسان‌های دیگر را سلب می‌کنند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    رتبه MMPA PG-۱۳
    مدت زمان ۱۰۵
    سال انتشار ۲۰۱۵