تعطیلات دوست‌داشتنی

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی کمدی درباره‌ی سفر یک پسربچه همراه با خواهرش به جنگل، تجربه‌ی ماجراجویی، ترس و همکاری برای نجات بزغاله‌های بزبز قندی

سال: 1380
    بررس فیلم: علی نجفی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    نیما مثل بیشتر بچه‌ها کنجکاو و خیال‌پرداز است، که بزرگ‌ترها اسمش را شیطنت می‌گذارند. او به کمک خواهرش کنجکاوی‌ها و خیال‌پردازی‌های خودش را دنبال می‌کند، تجربه‌های تازه‌ای کسب می‌کند و گاهی هم باعث خرابکاری می‌شود. آنها نگران‌اند که بزرگ‌ترها حرفشان را باور نکنند، اما بزرگ‌ترهایشان آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می‌کنند.
    نیما کنجکاو و نترس است و دوست دارد از هر چیزی سر در بیاورد. نوشین، خواهر بزرگ‌تر او، سعی می‌کند مراقبش باشد و حتی مواقعی که می‌ترسد، نیما را تنها نمی‌گذارد. آنها صادقانه شیطنت‌ها و اشتباه‌هایشان را به بزرگ‌ترها می‌گویند. در فیلم تأکید می‌شود که پیروزی در جنگ فقط زور و نیرو نمی‌خواهد و هیچ‌کس با قلدری برنده نمی‌شود. بچه‌ها هم به کمک بزغاله‌ها و دایی‌شان و با استفاده از عقل و دانایی‌شان برای خنثی کردن نقشه‌های شوم جادوگر تلاش می‌کنند و هم جنگل و هم شخصیت‌های داستانی قدیمی را نجات می‌دهند. بزرگ‌ترها اغلب با بچه‌ها مهربان‌اند، به آنها اعتماد دارند و روی آنها حساب می‌کنند.
    دختر جادوگر در چند صحنه که از خراب شدن لباسش غمگین است، از اینکه آقا حمید دیگر نگاهش نخواهد کرد ابراز ناراحتی می‌کند.
    جادوگر از الفاظ توهین‌آمیزی نظیر دهنت را ببند، خنگ، خرفت و لعنتی استفاده می‌کند. او و دخترش بارها دیگران را به مرگ یا کباب کردن تهدید می‌کنند. در موارد متعدد، بچه‌ها و بزغاله‌ها همدیگر یا شخصیت‌های منفی داستان را مسخره می‌کنند. دایی گاهی بچه‌ها را به خاطر شیطنت‌هایشان سرزنش می‌کند و صدایش را روی آنها بلند می‌کند.
    صحنه‌ها و موضوعات خشن و ترسناکی در فیلم وجود دارد. زیبا خانم، جادوگر بدذات، از بچه‌ها خوش‌اش نمی‌آید. او شنگول، منگول و حبه‌ی انگور را زندانی کرده و مجبور کرده برای تولید برق هتل رکاب بزنند. گرگ بدجنس در یک صحنه سعی می‌کند آنها را با شلاق بزند؛ هرچند چون چشمانش ضعیف است، ضربه‌هایش به بزغاله‌ها نمی‌خورد. جادوگر، همچنین، آقای مهربان، صاحب اصلی هتل را به تخت غل و زنجیر کرده و اگر بزغاله‌ها کمی شل رکاب بزنند، نیزه‌های بالای تخت روی او فرود می‌آید. در طول فیلم، آقای مهربان بارها در خطر مرگ قرار می‌گیرد. زیبا خانم وقتی نیما را می‌گیرد، او را گروگان می‌گیرد، طناب‌پیچ می‌کند و بالای دیگ پر از سمّ جوشان قرار می‌دهد تا دیگران را وادار کند خواسته‌های او را عملی کنند. صحنه‌های تبدیل جادوگر و دخترش به سنگ ممکن است باعث اضطراب کوچک‌ترها شود. در صحنه‌های مختلفی نیز بچه‌ها از صداهای ترسناکی در جنگل می‌ترسند، از روح حرف می‌زنند یا وارد دالانی تاریک و رازآلود می‌شوند. آنها برای به دست آوردن کلیدهای قفل‌های زندان به گرگ حمله می‌کنند و او را حسابی می‌زنند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    تعطیلات دوست‌داشتنی فیلمی سینمایی درباره‌ی سفر اسرارآمیز یک برادر و خواهر، به نام‌های نیما و نوشین، همراه با دایی‌شان به جنگل است. نیما مثل اکثر بچه‌ها کنجکاو و خیال‌پرداز است و معمولاً خرابکاری به بار می‌آورد. نوشین، خواهر بزرگ‌ترش، همیشه سعی دارد جلوی شیطنت‌های او را بگیرد و از او مراقبت کند. او در شیطنت‌هایش اتفاقی بزغاله‌های بزبز قندی را که توسط جادوگر بدجنس زندانی شده‌اند، پیدا می‌کند و از تصمیم جادوگر برای نابودی جنگل آگاه می‌شود. نیما و نوشین به کمک دایی و خود بزغاله‌ها که حالا دیگر سالخورده و نحیف شده‌اند، برای خنثی کردن نقشه‌های جادوگر تلاش می‌کنند. بزرگ‌ترها هم اغلب با بچه‌ها مهربان‌اند و روی توانایی‌های آنها حساب می‌کنند. فیلم با نمایش همکاری بچه‌ها و بزرگ‌ترها برای شکست جادوگر، بر استفاده از عقل، تلاش و کار گروهی برای رسیدن به موفقیت تأکید می‌کند.
    صحنه‌ها و موضوعات خشن و ترسناکی در فیلم وجود دارد. جادوگر بدذات صاحب اصلی هتل را در غل و زنجیر کرده و بزغاله‌ها را مجبور کرده برای تولید برق رکاب بزنند. او که از بچه‌ها خوش‌اش نمی‌آید، نیما را گروگان می‌گیرد، طناب‌پیچ می‌کند و با تهدید به انداختنش در دیگ جوشان، دیگران را وادار می‌کند تا طبق خواست او عمل کنند. همچنین، صحنه‌هایی از تنبیه آدم‌بدها، زد و خورد و شکنجه با شلاق دیده می‌شود. صحنه‌های تبدیل جادوگر و دخترش به سنگ ممکن است باعث اضطراب کوچک‌ترها شود. در صحنه‌های مختلفی نیز بچه‌ها از صداهای ترسناکی در جنگل می‌ترسند، از روح حرف می‌زنند یا وارد دالانی تاریک و رازآلود می‌شوند. جادوگر در صحنه‌های متعددی از الفاظ توهین‌آمیز و خشن استفاده می‌کند. همچنین، شخصیت‌ها چندین بار همدیگر را مسخره می‌کنند و به هم می‌خندند؛ این کار به ویژه وقتی آدم‌بدها در نقشه‌هایشان شکست می‌خورند، بسیار دلچسب است. تماشای فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۸ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را همراه با خانواده تماشا کنند تا فرصت گفت‌وگو درباره‌ی موارد خشن و ترسناک فیلم را داشته باشند.

    چکیده داستان

    نیما و نوشین یک برادر و خواهرند که قرار است همراه با دایی‌شان به جنگل بروند. در دنیای رؤیاهای نیما، دایی در هتلی در جنگل زندگی و کار می‌کند که از قضا صاحب آن از بچه‌ها خوش‌اش نمی‌آید. بچه‌ها طی شیطنت‌ها و کنجکاوی‌هایشان متوجه می‌شوند صاحب هتل جادوگر بدجنسی است که شخصیت‌های داستانی معروف شنگول، منگول و حبه‌ی انگور را زندانی کرده و قصد دارد با نابودی و فروش جنگل، پول زیادی به دست آورد. بچه‌ها با استفاده از عقل خود و به کمک دایی و بزغاله‌های سالخورده نقشه‌های شوم آنان را خنثی می‌کنند.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    در بسیاری از داستان‌ها، جادوگرها از بچه‌ها خوش‌شان نمی‌آید؛ به نظر شما، این موضوع برای ترساندن بچه‌ها بیان می‌شود یا علت دیگری دارد؟
    کدام صحنه‌ی فیلم برای شما بیشتر ترسناک بود؟
    وقتی فهمیدید نیما همه‌ی این اتفاق‌ها را در خواب می‌دیده، چه احساسی پیدا کردید؟ خواب‌ها چه تفاوتی با واقعیت دارند؟ هیچ ‌یک از خواب‌هایتان را به یاد می‌آورید؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    مدت زمان ۱۲۰
    سال انتشار ۱۳۸۰