دفترچه خاطرات یک بی‌عرضه: چله‌ی تابستان

(Diary of a Wimpy Kid, Dog Days)

thumbnail
۱۳ سال به بالا
۱۱ تا ۱۳ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی کمدی درباره‌ی پسری نوجوان، چالش‌های او با خانواده و دوستانش، تجربه‌ی عشق و سایر دغدغه‌های نوجوانی

سال: 2012
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    فیلم به دغدغه‌های رایج نوجوانی مثل فاصله گرفتن از والدین، میل به تنهایی، لذت نبردن از تفریحات خانوادگی، لذت از بازی‌های کامپیوتری و مسائل و دغدغه‌های مختلف مربوط به عشق و دوستی پرداخته است.
    گِرِگ نقاط قوت و ضعف خیلی از نوجوان‌های هم سن و سالش را دارد؛ با وجود این‌که زیاد دروغ می‌گوید ولی از اشتباهاتش درس می‌گیرد و از رُولی و پدرش بابت اشتباهاتی که کرده عذرخواهی می‌کند. رُولی و هالی شخصیت‌های مثبتی دارند. هالی سعی نمی‌کند مثل دخترهای هم‌سنش بدجنسی کند و رفتارش با گِرِگ و رُولی مهربانانه است. او به کلیشه‌های دخترهای نوجوان شبیه نیست و رفتار دل‌خواه خودش را دارد. رُولی صادق و مهربان و عاشق خانواده‌اش است و از این‌که این را نشان بدهد خجالت نمی‌کشد.
    گِرِگ نسبت به هالی احساسات عاشقانه دارد و در یکی دو صحنه آن‌ها دست هم را می‌گیرند. برادر گِرِگ با خواهر هالی سر و سری دارد و سعی دارد توجه او را به خودش جلب کند. در صحنه‌ای که گِرِگ وارد حمام استخر می‌شود، مردها با نیم‌تنه‌ی لخت نشسته‌اند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیز مثل احمق، خفه شو، بازنده و نادون زیاد استفاده می‌شود. در یک صحنه خواهر هالی به برادر گِرِگ می‌گوید: می‌کشمت. از کلمات و عبارات مربوط به باد معده و آشغال بینی و پی‌پی سگ هم استفاده می‌شود.
    کودکان با مجموعه داستان‌های «دفترچه خاطرات یک بی‌عرضه»، نوشته‌ی جف کینی آشنا می‌شوند.
    فیلم صحنه‌ها و موضوعات ترسناک کمی دارد؛ از جمله وقتی بچه‌ها در کمپ دور آتش نشسته‌اند، یکی شبیه روح ظاهر می‌شود و آن‌ها را می‌ترساند. گِرِگ با یک کیسه مورچه سعی دارد تیم مقابل را اذیت کند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم سینمایی با اقتباس از چهارمین جلد از کتاب دفترچه خاطرات یک بی‌عرضه، نوشته‌ی جف کینی ساخته شده است. داستان درباره‌ی پسری به نام گرِگ است که دردسرهای دوران نوجوانی را تجربه می‌کند. او که تعطیلات تابستانی را شروع کرده، بر سر گذراندن تعطیلات با والدینش دچار چالش می‌شود. گرِگ و خانواده‌اش بر سر این که او در تعطیلات چه فعالیت‌هایی بکند با هم توافق ندارند. او دوست دارد تمام تعطیلات را در خانه بماند و بازی کامپیوتری کند ولی پدرش دوست دارد او کارهای مفیدتری انجام دهد. گرِگ برای جلب نظر پدرش و درگیری کمتر با او، به او دروغ می‌گوید و تعطیلات را به روش دلخواه خودش می‌گذراند. او به همراه دوستانش ماجراهای زیادی را تجربه می‌کند و از مسیر این ماجراها قدر خانواده و دوستانش را بیشتر می‌فهمد. گرِگ سرانجام متوجه می‌شود که به‌جای دروغ گفتن برای جلب نظر دیگران، بهتر است با خودش روراست باشد و برای چیزی که می‌خواهد تلاش کند. اهمیت دادن به خانواده و دوستان، مواجه شدن با پیامدهای دروغ گفتن و نیز توانایی بخشیدن کسانی که دوست‌شان داریم، از پیام‌های روشن این فیلم‌اند.
    صحنه‌ها و موقعیت‌های خشن و ترسناک زیادی در فیلم دیده نمی‌شود اما از آن‌جایی که موضوع فیلم به دغدغه‌ها و مسائل دوران نوجوانی مربوط می‌شود، موضوعاتی مثل عشق را،‌ هرچند به صورت طنز و کمدی به تصویر کشیده و به احساسات عاشقانه‌ی شخصیت‌ها و روابط و رفتارهای معنادار آن‌ها با هم پرداخته است. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۱۲ سال پیشنهاد نمی‌شود. کودکان و نوجوانان ۱۲ ساله هم بهتر است فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت داشته باشند درباره‌ی موضوعات مطرح شده در داستان با والدین گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    این فیلم، سومین قسمت از سری دفترچه خاطرات کودک بی‌عرضه است که بر روی تعطیلات تابستانی شخصیت اصلی، گرِگ هفلی، بعد از پایان کلاس هفتم تمرکز دارد. تنها چیزی که گرِگ می‌خواهد این است که بازی‌های ویدئویی بکند، با بهترین دوستش، رُولی بیرون برود و نظر دختر موردعلاقه‌اش، هالی، را جلب کند اما آقای هفلی می‌خواهد که گرِگ بیشتر شبیه سه پسر همسایه‌شان، تفریحات خارج از خانه داشته باشد و تصمیم می‌گیرد که زمان مفید بیشتری را با او سپری کند. زمانی که معلوم می‌شود علایق پدر و پسر با یکدیگر سازگار نیست، گرِگ با تظاهر به پیدا کردن یک شغل در باشگاه ورزشی‌تفریحی، همان محلی که رُولی و هالی عضوند، از پدرش دوری می‌کند. در نهایت پدر به دروغش پی می‌برد و گرِگ مجبور می‌شود با این حقیقت که هم پدرش و هم دوستانش را از خود ناامید کرده، کنار بیاید.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    روابط خانواده‌های مختلف با هم و با بچه‌ها چگونه است؟ خانواده‌ی گرِگ و خانواده‌ی رُولی. کدام یک از والدین در این دو خانواده بیشتر باورپذیرند؟ شما روابط کدام خانواده را ترجیح می‌دهید؟
    شوخی‌های زیادی که در مورد باد معده و آشغال بینی در فیلم می‌شود بین نوجوان‌های این سنی رایج است؟ دخترها و پسرها چقدر با هم از این شوخی‌ها می‌کنند؟ بین دوستان شما چه شوخی‌هایی رایج است؟
    رابطه‌ی گرِگ و رُولی چگونه است؟ چه چیزی گرِگ را در این رابطه نگه داشته است؟ شما بیشتر به رُولی احساس نزدیکی می‌کنید یا گرِگ؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۹۴
    سال انتشار ۲۰۱۲