سنجاقک‌های برکه‌ی سبز

thumbnail
۱۶ سال به بالا
۱۴ تا ۱۶ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی درام درباره‌ی سفر یک کودک کار به همراه دوست جوانش، در جستجوی خانه‌ی رؤیایی‌اش

سال: 1389
    بررس فیلم: علی نجفی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    کودکان کار احساسات مختلفی نظیر فقر، تنهایی، ناامیدی و تحقیر را تجربه می‌کنند. نداشتن پدر و مادر و بی‌توجهی خانواده موضوعاتی معنادار در جهان کودکی است. لطیف رؤیایش را نقاشی می‌کند و به همراه بهترین دوستش برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.
    لطیف (پسربچه) و رها (دختر جوان) یکدیگر را دوست دارند، نگران هم می‌شوند و به هم اهمیت می‌دهند.
    دختر جوان قصد خودکشی دارد و در فیلم چند بار به این موضوع اشاره می‌شود. او بسته‌های مواد مخدر جاسازی‌شده در بین دسته‌گل‌ها را پیدا می‌کند و می‌فهمد در قالب جابه‌جایی دسته‌گل، مواد مخدر جابه‌جا می‌کرده است. دختر به همراه یکی از بچه‌های گلفروش از خانه به سمت محل نامعلومی فرار می‌کند. مرد سرپرست بچه‌های دست‌فروش به دختر جوان ابراز علاقه می‌کند و از او انتظار توجه بیشتری دارد. او به بچه‌ها دسته‌گل می‌دهد تا بفروشند و شب پول‌هایشان را می‌گیرد. موضوع کار کودک، قاچاق مواد مخدر، خودکشی و بهره‌کشی از کودکان، موضوعاتی سنگین و بزرگسالانه‌اند.
    سرپرست بچه‌های دستفروش ادعا می‌کند در کودکی فحش خواهر و مادر می‌شنیده است. خود او از ناسزاهایی نظیر مافنگی، احمق و گم شو استفاده می‌کند و در موارد متعدد سر بچه‌ها داد می‌زند. عبارت‌های توهین‌آمیز دیگری نظیر چه گهی می‌خوری یا خاک بر سر من نیز به کار می‌رود.
    صحنه‌های متعددی از کار کودکان سر چهارراه یا کنار کوچه وجود دارد. سرپرست‌شان آن‌ها را تهدید یا تحقیر می‌کند. در یک صحنه سرپرست به یکی از بچه‌ها پس‌گردنی می‌زند و به گذشته‌ی غم‌انگیز خودش اشاره می‌کند که کتک می‌خورده و فحش می‌شنیده است. بچه‌ها در چند صحنه باهم دعوا می‌کنند. در صحنه‌ا‌ی دیگر، فیلم مخاطب را در مورد مرگ دختر جوان فریب می‌دهد اما پس از اندکی مشخص می‌شود دختر سالم است و مردم بابت فوت مادربزرگ ناراحت‌اند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    سنجاقک‌های برکه‌ی سبز فیلمی سینمایی درباره‌ی پسربچه‌ی بی‌سرپرستی به نام لطیف است که در خیابان‌های تهران گلفروشی می‌کند. بهترین دوست او، رها، دختر جوانی است که رابطه‌ی خوبی با خانواده‌اش ندارد. لطیف به همراه رها برای پیدا کردن خانه‌ی مادربزرگش راهی جنگل‌های شمال می‌شود. او همیشه خانه‌ی رؤیایی‌اش را کنار برکه‌ای سبز و پر از سنجاقک نقاشی می‌کند. لطیف برای رسیدن به رؤیایش تلاش می‌کند اما گاهی نیز با اتکا به شانس و به ‌هم ‌رساندن انگشتانش تصمیم می‌گیرد. احساسات کودکان کار در این فیلم، نظیر فقر، تنهایی، ناامیدی، تحقیر و محرومیت از خانواده در جهان کودکی معنادار است. فیلم با نمایش گوشه‌ای از غم‌ها و چالش‌های کودکان کار، پشتکار و سماجت لطیف برای واقعیت‌بخشی به تصویر ذهنی خود را برجسته می‌سازد. رها، با این‌که از لطیف خیلی بزرگ‌تر است، اغلب در قالب یک دنباله‌رو بی‌هدف ظاهر می‌شود.
    صحنه‌های متعددی از کار کودکان در کوچه و خیابان و رفتار نامناسب یا تحقیرآمیز سرپرست آن‌ها دیده می‌شود. بچه‌ها گاهی دعوا می‌کنند، یا برای رسیدن به جایگاه بالاتر زیرآب هم را می‌زنند. سرپرست بچه‌ها گاه لحن نامناسبی دارد و از الفاظ بی‌ادبانه‌ای استفاده می‌کند. اشاره به نداشتن والدین، و مرگ مادربزرگ، درست چند روز قبل از رسیدن لطیف، ممکن است باعث اضطراب کوچک‌ترها شود. خودکشی رها، پیدا کردن بسته‌های مواد مخدر جاسازی ‌شده در دسته‌گل‌ها، فرار از خانه و اظهار علاقه‌ی سرپرست بچه‌ها به رها، موضوعاتی بزرگسالانه‌اند که بهتر است در موردشان با نوجوان‌ها گفتگو کرد. همچنین، جابه‌جایی مداوم بین گذشته و حال در روایت فیلم، ممکن است فهم داستان را برای کوچک‌ترها دشوار کند. تماشای فیلم برای کودکان و نوجوانان زیر ۱۴ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای نوجوانان ۱۴ تا ۱۶ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را همراه بزرگ‌ترها تماشا کنند تا فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    پسربچه‌ی بی‌سرپرستی که با گروهی از کودکان در خیابان‌های تهران گلفروشی می‌کند، به همراه یک دختر جوان به جنگل‌های شمال فرار می‌کند تا به خانه‌ی مادربزرگش پناه ببرد. آن‌طور که به او نشانی داده‌اند، خانه‌ی مادربزرگ او کنار برکه‌ای سبز و پر از سنجاقک است. آن‌ها بی‌هدف در جنگل راه می‌روند تا به روستایی می‌رسند که به تازگی پیرزنی در آن‌جا فوت کرده است. پیرزن فرزند یا نوه‌ای نداشته اما اهالی روستا پسرک را به‌عنوان نوه‌ی او می‌پذیرند. کنار خانه‌ی پیرزن برکه‌ای سبز پر از سنجاقک است.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    شما چگونه به رؤیاهایتان می‌اندیشید؟ به شکل تصورات ذهنی، نقاشی یا عکس؟
    کدام بخش‌های فیلم برای شما ناراحت‌کننده بود؟
    به نظر شما، چه چیزی باعث می‌شد رها در مقابل کارها و تصمیم‌های لطیف منفعل باشد؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    تهیه کننده علی قوی‌تن
    مدت زمان ۹۰
    سال انتشار ۱۳۸۹