سه‌قلوهای بلِویل

(The Triplets of Belleville)

thumbnail
۱۵ سال به بالا
۱۳ تا ۱۵ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و کمدی درباره‌ی پسری تنها و رابطه‌ي او با مادربزرگش، ربوده شدن پسر و تلاش مادربزرگ برای پیدا کردن او

سال: 2003
    بررس فیلم: زهرا درایتی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    چمپیون والدین خود را از دست داده و به همین دلیل همیشه غمگین و تنهاست. او با مادربزرگش زندگی می‌کند و مادربزرگ تلاش می‌کند تا بتواند با نوه‌اش ارتباط برقرار کرده و حمایت و همدلی خود را به او نشان دهد. مادربزرگ با پیدا کردن دفترچه‌ی پسر، متوجه علاقه‌ی بسیار او به دوچرخه می‌شود و برای او دوچرخه می‌خرد. لحظه‌ای که پسر دوچرخه را می‌بیند، چشم‌هایش از شادی برق می‌زند و بی‌وقفه شروع به دوچرخه‌سواری می‌کند. ارتباط پسر با مادربزرگ، و تجربه‌های او، چه وقتی تنهاست و چه زمانی که کنار مادربزرگ است، همگی می‌توانند برای کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان هم‌ذات‌پندارانه باشند.
    مادربزرگ علاقه‌ی بسیاری به نوه‌اش دارد و تلاش می‌کند آرزوهای پسر را متوجه شود تا بتواند او را خوشحال کند و غم او از نبود والدینش را کاهش دهد. با خرید دوچرخه و شرکت در مسابقات، مادربزرگ همیشه از پسر حمایت می‌کند و هر کاری برای کمک به پیشرفت پسر انجام می‌دهد. پس از دزیده شدن پسر، مادربزرگ سفر سختی را به شهر بلِویل آغاز می‌کند، اما با وجود سختی‌ها از پیدا کردن او ناامید نمی‌شود و پس از پیدا کردن سرنخی از مکان نوه‌اش، با شجاعت با مافیا مبارزه می‌کند و پسر را نجات می‌دهد. دوستان مادربزرگ سه‌قلوهای بلِویل‌اند که او را در گروه خود می‌پذیرند و با او درباره‌ی دزدیده شدن نوه‌اش همدلی می‌کنند. آن‌ها نیز با شجاعت به مادربزرگ در انجام نقشه‌اش و مبارزه با مافیا کمک می‌کنند و در نهایت موفق می‌شوند مافیا را شکست دهند. برونو سگ پسر است که مادربزرگ او را خریده تا دیگر تنها و غمگین نباشد. او در خواب‌های خود رنج و ناراحتی پسر را متوجه می‌شود و با استفاده از حس بویایی خود، به مادربزرگ در پیدا کردن پسر کمک می‌کند و در تمام عملیات نجات همراه اوست.
    یک زن رقصنده که نیمه‌برهنه است و کمربندی از موز دور کمرش دارد، روی صحنه می‌آید و مردها با دیدن او به صحنه‌ی نمایش حمله می‌کنند. یکی از شخصیت‌های مرد در حالت نیمه‌برهنه، روی تخت خوابیده است. بدن بسیاری از شخصیت‌های زن، با برجستگی‌های اغراق‌شده‌ای نشان داده می‌شود؛ آن‌ها در بسیاری از موقعیت‌ها نیمه‌برهنه‌اند یا خط سینه‌شان پیداست و در برخی از موقعیت‌ها نیز با لباس‌خواب نشان داده می‌شوند. زن‌هایی که نیمه‌برهنه‌اند، با بهترین دوچرخه‌سوار عکس می‌گیرند و او را بین خود فشار می‌دهند. کارتن‌خوابی به دلیل این‌که سگ مادربزرگ به غذای او حمله کرده، انگشت وسط خود را به زن نشان می‌دهد. در مسابقات دوچرخه‌سواری یک کودک باسن زنی را که بیکینی پوشیده لمس می‌کند. ماموران مافیا در بسیاری از موقعیت‌ها در حال کشیدن سیگار نشان داده می‌شوند و سیگار نیمه‌روشن خود را به اطراف پرتاب می‌کنند. رئیس مافیا نیز همیشه در حال سیگار کشیدن است و در یکی از موقعیت‌ها شراب را بو و مزه می‌کند. مافیا به دوچرخه‌سوارانی که ربوده‌اند مشروب تزریق می‌کنند تا انرژی کافی برای رکاب زدن داشته باشند. یک راننده در حال پیچیدن سیگار نشان داده می‌شود. در یکی از موقعیت‌ها نیز فاحشه‌ها در راهرو ایستاده‌ یا نشسته در حال کشیدن سیگار یا مواد مخدرند و مردانی در کنار آنان هستند.
    داستان در فضایی سوررئال اتفاق می‌افتد و ظاهر شخصیت‌ها و رفتارهایشان ممکن است برای کودکان آزاردهنده باشد. زن‌هایی که به طرز اغراق‌آمیزی فربه‌اند، با همسران خود، مردانی لاغر و کوتاه‌قد، به کلاب می‌روند. مردان چشمانی بسته و صورتی بی‌حس دارند و توانایی حرکت ندارند و زنان با گرفتن لباس یا کلاه آنان، مردان را حرکت می‌دهند. یکی از مردها نیز لای باسن یکی از زن‌ها گیر کرده و له شده است. یک زن رقصنده‌ی نیمه‌برهنه، روی صحنه در حال رقصیدن است و مردها در حالی که شبیه به میمون شده‌اند، به صحنه‌ی نمایش حمله می‌کنند و موزهای لباس او را می‌خورند. کفش‌های مرد رقصنده از پای او درمی‌آیند و در حالی که خشمگین‌اند و دندان‌های خود را به او نشان می‌دهند، پای مرد را می‌خورند. با ساخت مترو و افزایش خانه‌سازی، فضای سبز و آرام اطراف خانه از بین می‌رود، رنگ‌ها خاکستری می‌شوند و صدای مترو مدام به گوش می‌رسد. خانه در حالی که کج شده، زیر پلی که قطار از روی آن عبور می‌کند واقع شده است. سگ که پیر و چاق شده، از تنها ماندن در خانه افسرده شده است. پسر از دوچرخه‌سواری زیاد قادر به راه رفتن نیست و مادربزرگ پاهایش را با جاروبرقی و هم‌زن ماساژ می‌دهد. دوچرخه‌سواران دارای عضله‌های برآمده‌ای هستند که ظاهر آنان را ترسناک کرده است. مافیا با شانه‌های مکعبی نشان داده می‌شوند و جلوی چرخ ماشین مادربزرگ میخ می‌اندازند و پسر را می‌ربایند. بعد از خراب شدن چرخ ماشین، مادربزرگ از سر سگ به عنوان چرخ ماشین استفاده می‌کند. یکی از شخصیت‌های زن برای شکار قورباغه برکه را منفجر می‌کند و قورباغه‌های مرده روی زمین می‌افتند. زنان قورباغه‌هایی را که شکار کرده‌اند در قابلمه می‌پزند و در حالی که نیمه‌جان‌اند، می‌خورند. یکی از قورباغه‌ها که زنده مانده، روی ریل قطارِ در حال حرکت، له می‌شود. مافیا از دوچرخه‌سوارانی که ربوده، برای شرط‌بندی و برگزاری مسابقه استفاده می‌کند و هر کدام از دوچرخه‌سواران که توانایی رکاب زدن نداشته باشند، به قتل می‌رسند. رئیس مافیا با یک بشکن به بقیه‌ی اعضای مافیا اشاره می‌کند که تفنگ‌های خود را نشانه بگیرند و به دوچرخه‌سورانی که قصد فرار دارند شلیک کنند. موقعیت‌هایی از تیراندازی و تعقیب و گریز وجود دارد و ماشین اعضای مافیا در اثر تصادف و زد و خورد نابود می‌شود. یکی از شخصیت‌های زن با پاشنه‌ی کفش خود ماشین اعضای مافیا را به پایین پل پرت می‌کند و آن‌ها درون دودکش یک کشتیِ در حال حرکت می‌افتند و منفجر می‌شوند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این انیمیشن دوبعدی، داستان زندگی پسری است که والدینش را به دلیلی که در فیلم مشخص نیست، از دست داده و همراه با مادربزرگش زندگی می‌کند. پسر غم و تنهایی بسیاری را تجربه می‌کند و مادربزرگ با او همدلی می‌کند، اما پسر حرف نمی‌زند و به همین دلیل در فیلم، به ندرت دیالوگی شنیده می‌شود. یک روز مادربزگ با دیدن دفترچه‌ای از پسر، متوجه علاقه‌ی او به دوچرخه می‌شود و او را به آرزویش می‌رساند. پسر دوچرخه‌سواری حرفه‌ای می‌شود و در مسابقات شرکت می‌کند، اما باز هم خوشحال نیست و از زندگی خود لذت نمی‌برد. پس از آن‌که پسر توسط مافیای فرانسه ربود می‌شود، جدایی او از مادربزرگ سبب می‌شود هر کدام زندگی متفاوتی را تجربه کنند؛ مادربزرگ در سفری که برای پیدا کردن پسر دارد، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد و پس از ملاقات با سه‌قلوهای خواننده، دوستی را تجربه می‌کند و پسر نیز هر روز رکاب می‌زند تا بتواند زنده بماند. فیلم با پررنگ کردن مفاهیمی چون همدلی، دوستی، اهمیت کار گروهی و شجاعت، این پیام را به همراه دارد که برای رضایت‌مندی از زندگی، صرفِ داشتن هدف و رسیدن به آن کافی نیست؛ بلکه باید از لحظه لحظه‌ی زندگی و تجربیات روزمره لذت برد تا زندگی معنادار شود. فیلم همچنین نگاهی انتقادی به وضعیت جامعه و روابط انسانی دارد.
    فضای فیلم سوررئال و غیرواقعی است و ظاهر شخصیت‌ها و رفتارهایشان ممکن است برای کودکان آزاردهنده باشد. زن‌هایی که به صورت اغرا‌ق‌آمیزی فربه‌اند، همراه با مردانی که توانایی راه رفتن ندارند و زنان آنان را تکان می‌دهند، به کلاب می‌روند؛ یکی از مردها لای باسن یک زن فربه گیر کرده و له شده است. پاهای یک رقصنده توسط کفش‌هایش خورده می‌شود. مادربزرگ از سر سگ به جای چرخ ماشین استفاده می‌کند. یکی از شخصیت‌ها برای شکار قورباغه، برکه را منفجر می‌کند و قورباغه‌های مرده روی زمین می‌افتند. شخصیت‌های فیلم قورباغه‌های نیمه‌جان را می‌خورند و یکی از قورباغه‌ها که از بشقاب غذا فرار کرده، زیر قطار له می‌شود. در موقعیت‌های بسیاری، استفاده از اسلحه و شلیک توسط مافیا و تعقیب و گریز نشان داده می‌شود و ماشین‌ها و برخی از شخصیت‌های فیلم آسیب می‌بینند. همچنین، بسیاری از شخصیت‌های فیلم در موقعیت‌های مختلف، در حال کشیدن سیگار و نوشیدن مشروب‌اند. بدن بسیاری از شخصیت‌های زن، با برجستگی‌های اغراق‌شده‌ای نشان داده می‌شود؛ آن‌ها در خیلی از موقعیت‌ها نیمه‌برهنه‌اند یا خط سینه‌شان پیداست. یک رقصنده در حالی که نیمه‌برهنه است، روی صحنه می‌رقصد و مردها با دیدن او به صحنه‌ی نمایش حمله می‌کنند. تماشای این فیلم برای نوجوانان بالای ۱۵ سال پیشنهاد می‌شود.

    چکیده داستان

    پسری به نام چمپیون، والدینش را از دست داده و با مادربزرگش، مادام سوزا، زندگی می‌کند. او همیشه غمگین است؛ تا این‌که یک روز مادربزرگ دفترچه‌ای را پیدا می‌کند که پسر عکس‌های دوچرخه‌ها را از روزنامه بریده و در آن چسبانده است. او این‌گونه متوجه علاقه‌ی پسر به دوچرخه می‌شود و برای او دوچرخه می‌خرد. پس از آن، پسر همیشه در حال دوچرخه‌سواری است و در جوانی هم در مسابقات شرکت می‌کند. یک روز وسط مسابقه، مافیای فرانسه او و چند شرکت‌کننده‌ی دیگر را می‌ربایند. آن‌ها از دوچرخه‌سواران برای شرط‌بندی در مسابقات دوچرخه‌ی ثابت استفاده می‌کنند. مادربزرگ و سگش به دنبال یافتن پسر به شهر بلِویل می‌روند و در آن‌جا با سه قلوهای معروف بلِویل که خواننده‌اند، آشنا می‌شود. یک روز هنگام اجرای موسیقی، با پارس سگ به مافیایی که در آن اجرا حضور دارند، مادربزرگ ردپایی از پسر پیدا می‌کند و همراه با سه قلوها پسر را از چنگ مافیا نجات می‌دهد.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما بدون کلام بودن فیلم آسیبی به انتقال داستان آن به مخاطب می‌زند؟ در انیمیشن‌های دیزنی یا انیمه‌های ژاپنی نمونه‌هایی مشابه این فیلم تماشا کرده‌اید؟ به نظر شما چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟
    فکر می‌کنید اثر خشونتی که در فیلم‌های انیمیشنی نشان داده می‌شود چه تفاوتی با دیگر گونه‌های فیلم دارد؟ انیمیشنی بودن باعث می‌شود خشونت آن، کمتر آزاردهنده باشد؟ یا برعکس، انیمیشنی بودن، رفتار خشن را پیش‌پاافتاده و کم‌اهمیت جلوه می‌دهد؟
    به نظرتان هدف از اغراق در ویژگی ظاهری شخصیت‌های فیلم چیست و این اغراق‌ها چه پیامی را به مخاطب منتقل می‌کند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    رتبه MMPA PG-۱۳
    مدت زمان ۸۰
    سال انتشار ۲۰۰۳