سگ تبتی

(Tibetan Dog)

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و ماجراجویانه درباره‌ی زندگی پسربچه‌ای همراه با پدرش در تبت، دوستی او با سگی وفادار و تجربه‌ی از دست دادن سگ

سال: 2011
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    تیانجین از مرگ مادرش غمگین است و چون تصور می‌کند پدر، مادرش را ترک کرده، از دست او عصبانی است. او در تبت دوستی ندارد و با پدرش هم رابطه‌ی گرمی ندارد. وقتی تیانجین داگی را پیدا می‌کند، او را پیش خود نگه می‌دارد و با او رابطه‌ی دوستانه‌ی عمیقی شکل می‌دهد. بچه‌های تبتی او را مسخره می‌کنند و به سمتش سنگ پرتاب می‌کنند ولی یکی از آن‌ها با تیانجین دوست می‌شود. احساسات و تجربه‌های تیانجین می‌توانند برای کودکان و نوجوانان هم‌ذات‌پندارانه و معنادار باشند.
    تیانجین با وجود این‌که از دست پدرش عصبانی است، با او محترمانه برخورد می‌کند. او با داگی مهربان است و با او مثل دوستی عزیز رفتار می‌کند. رفتار و برخورد تیانجین با همه محترمانه است و در عین حال، نظرش را هم به صراحت بیان می‌کند. او پسربچه‌ای جسور و شجاع است که اجازه نمی‌دهد غم‌اش بر او مسلط شود و او را از پا بیندازد. او وقتی بزرگ می‌شود راه پدرش را ادامه می‌دهد و با دانش پزشکی، به مردم تبت خدمت می‌‌کند. داگی سگی باوفا و مهربان است. او یک بار جان داگی را نجات می‌دهد و در چند موقعیت دیگر هم با گرگ‌ها و شیطان درگیر می‌شود تا از آدم‌ها محافظت کند. او از آخرین ذره‌های جانش هم برای نجات جان تیانجین از ریزش بهمن استفاده می‌کند. بقیه‌ی شخصیت‌های تبتی، از جمله پدر تیانجین، افرادی محکم و مصمم‌اند. پدر که پزشک است، بین زندگی راحت در شهر و در کنار زن و بچه‌اش و زندگی سخت در تبت، دومی را انتخاب کرده تا جان مردم نیازمند در تبت را نجات دهد.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: مسخره، بزدل، بازنده، احمق نشو، دیوونه، نفرت‌انگیز،‌ بی‌رحم، لعنتی، اجق وجق، ذلیل‌مرده، کدوم گوری بودن.
    داستان در چمنزار و کوهستانی در تبت اتفاق می‌افتد و بخشی از فرهنگ، سبک زندگی و پوشش مردم این منطقه به نمایش درآمده است.
    پدر و مادر تیانجین از هم جدا شده‌اند و مادرش از دنیا رفته است. در چمنزار، خرسی وحشی به تیانجین حمله می‌کند. داگی با خرس درگیر می‌شود. بچه‌های تبتی تیانجین را دست می‌اندازند و به سمت او سنگ پرتاب می‌کنند. تیانجین در تبت تنهاست و از تنهایی غصه می‌خورد. گرگ‌ها به گوسفندان او حمله می‌کنند. یکی از آن‌ها به تیانجین حمله می‌کند. داگی و جفتش با گرگ‌ها درگیر می‌شوند و در دره می‌افتند. آن‌ها زخمی می‌شوند ولی نمی‌میرند. داگی دست تیانجین را گاز می‌گیرد. جسد مردی همراه با دام‌هایش در کنار چادرش پیدا می‌شود. مردم از یک هیولا به نام شیطان حرف می‌زنند که آن‌ها را کشته است. جسد زن و مرد دیگری هم پیدا می‌شود. عده‌ای تصور می‌کنند داگی قاتل است و به سمت او شلیک می‌کنند. آن‌ها زیر گلوی زنی چاقو می‌گذارند تا تیانجین مجبور شود داگی را تحویل دهد. پدر به تیانجین سیلی می‌‌زند. تیانجین و دوستش در برف و بوران گیر می‌کنند و از حال می‌روند. در کوهستان، هیولا پیدا می‌شود. او موجودی غول‌پیکر و بسیار ترسناک است. داگی با هیولا درگیر می‌شود. مردم به سمت هیولا تیراندازی می‌کنند. داگی و هیولا از کوهستان سقوط می‌کنند. هیولا زخمی و کشته می‌شود و داگی هم که زخمی شده، در نهایت می‌میرد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم انیمیشنی دوبعدی درباره‌ی بخشی از کودکی فردی به نام تیانجین است که در چمنزاری در تبت زندگی می‌کند. او تعریف می‌کند که وقتی پسربچه‌ای ده‌ساله بوده، بعد از مرگ مادرش مجبور می‌شود به تبت برود تا با پدرش زندگی کند. او در کودکی از دست پدرش عصبانی است، چون مادرش را در شهر رها کرده و زندگی در تبت را انتخاب کرده است. تیانجین کم‌کم می‌فهمد که پدر پزشک‌اش، مجبور بوده بین زندگی راحت در شهر و در کنار عزیزانش، و زندگی سخت در تبت، یکی را انتخاب کند و او زندگی در تبت و کمک به مردم بیمار آن‌جا را انتخاب کرده است. تیانجین با سگی طلایی‌رنگ به نام داگی دوست می‌شود و کم‌کم به زندگی در تبت خو می‌گیرد. داگی سگی باوفا و مهربان است که برای نجات جان تیانجین و بقیه‌ی مردم تبت، از جانش می‌گذرد. تیانجین در یک اتفاق تلخ، داگی را از دست می‌دهد ولی تعریف می‌کند که جفت او توله‌هایی به دنیا می‌آورد که یاد او را در قلب تیانجین زنده نگه می‌دارند. فیلم با نشان دادن بخش‌هایی از زندگی یک پدر و پسر تبتی، بر این نکته تاکید می‌کند که دوستی چیزی بی‌نهایت ارزشمند است که به انسان نیروی مبارزه با سختی‌ها و تلخی‌های زندگی را می‌دهد.
    فضای فیلم به خاطر تنهایی تیانجین و خشم او از پدرش بابت مرگ مادرش، کمی تلخ و غم‌آلود است. عده‌ای از مردم تبت، سگ تیانجین را قاتل تعدادی از افراد و دام‌ها می‌دانند و می‌خواهند او را بکشند. بعدا معلوم می‌شود هیولایی غول‌پیکر با ظاهری خیلی ترسناک، قاتل مردم است. سگ تیانجین با هیولا درگیر می‌شود و در نهایت می‌میرد. مرگ او در دقایق پایانی فیلم، می‌تواند برای کودکان خیلی آزاردهنده باشد؛ هرچند فیلم نشان می‌دهد زندگی بعد از مرگ او ادامه دارد و تیانجین با توله‌های او خوشحال است. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۸ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    تیانجین پسربچه‌ای ده‌ساله است که بعد از مرگ مادرش، مجبور می‌‌شود از شهر به چمنزاری در تبت برود؛ جایی که پدر پزشک‌اش زندگی می‌کند. پدر، او را مسئول مراقبت از گوسفندان می‌کند. یک روز که تیانجین گوسفندان را به چرا برده، خرسی به او حمله می‌کند و یک سگ تبتی طلایی‌رنگ او را نجات می‌دهد. تیانجین با سگ دوست می‌شود و نام او را داگی می‌گذارد. مدتی بعد، افراد و دام‌هایی در تبت به طرز مشکوکی کشته می‌شوند و چون داگی را کنار یکی از جنازه‌ها دیده‌اند، تصور می‌کنند او قاتل است. تیانجین با داگی فرار می‌کند تا مردم او را نکشند. در کوهستان، آن‌ها با هیولایی بزرگ و سیاه با چشمانی قرمز روبرو می‌شوند که همان قاتل مردم و دام‌هاست. داگی با هیولا درگیر می‌شود و هیولا در نهایت کشته می‌شود. داگی از باقی‌مانده‌ی جانش برای نجات تیانجین از ریزش بهمن استفاده می‌کند و سرانجام، می‌میرد. جفت داگی، توله‌هایی به دنیا می‌آورد که یکی از آن‌ها مثل پدرش طلایی‌رنگ است.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    احساس تیانجین به داگی برای شما قابل درک بود؟ به نظرتان چه چیزی در رابطه‌ی تیانجین و داگی بود که به تیانجین احساس خوبی می‌داد؟ شما همچین احساسی را تجربه کرده‌اید؟
    به نظرتان تیانجین بعد از این‌که دلیل رفتن پدرش به تبت را فهمید، چه احساسی نسبت به او داشت؟ شما به پدر او حق می‌دهید؟ اگر جای تیانجین بودید، چه احساسی می‌داشتید؟
    تابه‌حال درباره‌ی تبت شنیده بودید؟ این فیلم به شما کمک کرد کمی درباره‌ی این منطقه و زندگی در آن بدانید؟ دوست دارید چیزهای بشتری درباره‌ی تبت بدانید؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان ماسایوکی کوجیما Masayuki Kojima
    مدت زمان ۹۵
    کشور سازنده ژاپن، چین
    استادیو Ciwen Media، Madhouse
    بازیگران تاتسومی هامادا، توشیو کاکه‌ئی، کائوری یاماگاتا
    سال انتشار ۲۰۱۱