شکلاتی

thumbnail
۹ سال به بالا
۷ تا ۹ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی سینمایی و ماجراجویانه درباره‌ی پسربچه‌ای که صاحب یک کارخانه‌ی شکلات‌سازی شده و تلاش او و دوستانش برای جلوگیری از ورشکست شدن کارخانه

سال: 1396
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    دوستی بین کودکان و ماجراجویی‌ها و همکاری‌شان با هم و نیز از دست دادن والدین و پدربزرگ و احساس تنهایی پارسا، در جهان کودکان معنادار است.
    پارسا مهربان و مصمم است. او با دوستانش رفتار محترمانه و دوستانه‌ای دارد. نسبت به بزرگ‌ترها هم با احترام رفتار می‌کند. نگار رفتارهای حامیانه‌ای دارد و دوستش را در موقعیت‌های مختلف تنها نمی‌گذارد. دوستان پارسا هم هوای او را دارند و برای رسیدن به نتیجه با هم همکاری می‌کنند.
    ارتباط پارسا و نگار شبیه ارتباط عشاق بزرگسال است. سامان به سهمی که از فروش کارخانه به او می‌رسد طمع دارد و از پارسا برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده می‌کند. نگاه طبقاتی بین کارگر و کارفرما در فیلم مشهود است. همدلی فیلم با کارفرماست و کارگران موجوداتی ناسپاس و معترض‌اند. در مجموع، موضوع فیلم کودکانه نیست و صرفاً با وارد کردن موضوع شکلات و کارخانه‌ی شکلات‌سازی، از علاقه‌ی کودکان به این موضوع استفاده کرده است.
    از بعضی کلمات و عبارات توهین‌آمیز استفاده شده: به درک، خجالت بکش، نفهم، دست و پا چلفتی، چلمن، لعنتیا، خفه‌اش می‌کنم، بی‌شعور. کودک پرخوری در فیلم هست که مدام توسط بقیه دست انداخته می‌شود. بخش زیادی از گفتگوها همراه با لودگی و مسخره‌بازی و یا شرط و شروط گذاشتن است: به شرطی این کار رو می‌کنم که...
    پارسا والدینش را در تصادف از دست داده و پدربزرگش هم از دنیا رفته و احساس تنهایی می‌کند. رفتار بهار با پارسا و بقیه‌ی کودکان، همراه با تحکم است. بهار و سامان در چند صحنه با هم دعوا می‌کنند. شخصیتی به نام بزرگی وجود دارد که سعی شده چهره‌ی ترسناکی داشته باشد (صورتش جای سوختگی دارد و از کلیشه‌ی ارتباط چهره‌ی نازیبا با بدذات بودن استفاده شده). نگار مشکل قلبی دارد و باید دارو بخورد و همیشه مراقب خودش باشد. نگار گفتگوهای بین کارگران را می‌شنود و توسط آن‌ها در انباری تاریک و بدون هوا زندانی می‌شود. او به‌خاطر کمبود هوا و مشکل قلبی به‌سختی نفس می‌کشد. کارگرها در لباس مرغ و خروس به کارخانه می‌روند و نگهبان را می‌زنند. یک بار هم برای دزدی به خانه‌ی پارسا می‌روند. پلیس برای دستگیری پارسا به کارخانه می‌آید ولی بهار را که قیم اوست با خود می‌برد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    داستان این فیلم درباره‌ی پسربچه‌ای به نام پارسا است که والدینش را از دست داده و به سرپرستی خاله‌اش زندگی می‌کند. یک کارخانه‌ی شکلات‌سازی از پدربزرگش به او به ارث رسیده که در حال ورشکستگی است و کلی بدهی و شاکی دارد. پارسا باید تصمیم بگیرد کارخانه را نگه می‌دارد یا می‌فروشد. مباشر پدربزرگ که پیرمردی دوست‌داشتنی است، در صورت فروش کارخانه، از تهران به شهر خودش برمی‌گردد و نوه‌اش، نگار، هم که پارسا خیلی او را دوست دارد با او می‌رود. پارسا از تصور رفتن آن‌ها به شدت احساس تنهایی می‌کند و به‌خاطر این‌که آن‌ها را از دست ندهد، تصمیم می‌گیرد کارخانه را نفروشد. او برای نگه داشتن آن‌جا با مسائل زیادی مواجه می‌شود؛ مجبور است با کسانی که چشم طمع به سهم فروش کارخانه دارند در بیفتند و خرابکاری‌های آن‌ها را برای نابودی کارخانه درست کند. او با همراهی و حمایت خاله و دوستانش و نیز با حمایت‌هایی که پدربزرگ فوت‌شده‌اش از قبل برای او پیش‌بینی کرده، موفق می‌شود کارخانه‌ی شکلات‌سازی را از ورشکستگی نجات دهد. فیلم سعی دارد نشان دهد با دوستی و همکاری می‌شود به مسائل بزرگ غلبه کرد و به موفقیت رسید.
    تصور مرگ والدین پارسا در تصادف، بیماری قلبی نگار و زندانی شدن او و احتمال مرگش در صحنه‌های پایانی، ممکن است برای کودکان کوچک‌تر آزاردهنده باشند. داستان فیلم کودکانه نیست و صرفاً با وارد کردن موضوع شکلات و کارخانه‌ی شکلات‌سازی، از علاقه‌ی کودکان به این موضوع استفاده کرده است. شخصیت‌های اصلی فیلم مثل پارسا و نگار، در واقع کودک نیستند و رفتارها و ارتباطات‌شان با هم شبیه کودکان نیست. آن‌ها مینیاتور آدم بزرگ‌ها هستند و احتمالاً به‌خاطر جذب مخاطب کودک، از بین کودکان انتخاب شده‌اند. نگاه طبقاتی بین کارگر و کارفرما در فیلم مشهود است؛ همدلی فیلم با کارفرماست و کارگران موجوداتی ناسپاس و معترض‌اند که در حین کار، دست توی دماغ‌شان می‌کنند. این نگاه طبقاتی، به‌خصوص از آن‌جایی که فیلم جذابیت‌های بصری و ماجراجویانه‌ی موردعلاقه‌ی کودکان را دارد، قابلیت اثرگذاری زیادی روی آن‌ها دارد. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان۷ تا ۹ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت گفتگو درباره‌ی موضوعات مطرح‌شده در فیلم را داشته باشند.

    چکیده داستان

    پارسا پسربچه‌ای است که والدینش را در تصادف از دست داده و پدربزرگش نیز فوت کرده است. او از طرف پدربزرگ، صاحب یک کارخانه‌ی شکلات‌سازی شده است. کارخانه رو به ورشکستگی است و کارگران اعتصاب کرده‌اند. پارسا ابتدا تصمیم می‌گیرد کارخانه را بفروشد، چون به مدیریت آن‌جا علاقه‌ای ندارد ولی متوجه می‌شود که با فروش کارخانه، مباشر پدربزرگش، حبیب و نوه‌اش، نگار، از تهران به شهرشان خواهند رفت و او تنها خواهد ماند. او تصمیم می‌گیرد کارخانه را نگه دارد و با پیدا کردن دستورالعمل‌هایی که پدربزرگ روی سی‌دی برایش به جا گذاشته و با همراهی و حمایت دوستانش، اوضاع کارخانه را روبه‌راه کند.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    چرا پارسا در نهایت تصمیم گرفت کارخانه را نگه دارد؟ به نظر شما دلیل او برای تصمیم به این مهمی کافی بود؟
    دوستان پارسا در نگه داشتن کارخانه چه کمکی به او کردند؟ به نظر شما بچه‌ها می‌توانند همچین مسئولیت بزرگی را قبول کنند؟
    فیلم توانسته بود احساس کارگران را از اینکه چند ماه حقوق نگرفته‌اند نشان دهد؟ شما به آن‌ها حق می‌دادید که برای گرفتن حقوق‌شان دست از کار بکشند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    تهیه کننده ایرج محمدی
    مدت زمان ۹۰
    سال انتشار ۱۳۹۶