عصر یخبندان

(Ice Age )

بررس متن: گلاره اسلامی

8+ 6 تا 8 با همراهی والدین

فیلمی انیمیشنی و کمدی درباره‌ی حیواناتی در عصر یخبندان و همکاری آن‌ها برای بازگرداندن نوزادی به خانواده‌اش، همراه با تجربه‌ی پذیرش تفاوت‌ها و کار گروهی

سال انتشار: 2002

عصر یخبندان

(Ice Age )
8+
6 تا 8 با همراهی والدین

فیلمی انیمیشنی و کمدی درباره‌ی حیواناتی در عصر یخبندان و همکاری آن‌ها برای بازگرداندن نوزادی به خانواده‌اش، همراه با تجربه‌ی پذیرش تفاوت‌ها و کار گروهی

سال انتشار: 2002

بررس متن: گلاره اسلامی

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
سید موجود نسبتاً کوچکی است که دائماً برایش مشکل پیش می‌آید، مورد حمله قرار می‌گیرد و کسی دوستش ندارد. از طرف دیگر مندی غول‌پیکر است و از تمام مشکلات گذر می‌کند اما دوست دارد تنها باشد و به دنبال ارتباط با سایر موجودات نیست. دیگو هم به مندی و هم به نوزاد انسان همراه‌شان به چشم غذا نگاه می‌کند و با فریبکاری قصد دارد آن‌ها را به گله‌شان راهنمایی کند تا دسته‌جمعی مندی را از پا درآورند. شکل گرفتن دوستی و صمیمت تدریجی بین این سه نفر که بسیار با هم متفاوت‌اند، برای کودکان قابل درک و همذات‌پندارانه است. همچنین رشد و بالندگی هر سه شخصیت در طول داستان و درک کردن و پذیرفتن تفاوت‌هایی که در ابتدا برایشان غیرقابل‌تحمل بود، برای کودکان می‌تواند الهام‌بخش باشد.
محتوای آموزشی
فیلم در زمان عصر یخبندان و با الهام از حیوانات آن دوران ساخته شده که می‌تواند درباره‌ی اوضاع آب و هوایی و گونه‌های جانوری آن دوران آموزنده باشد.
الگوی شخصیتی
در طول سفر مندی، دیگو و سید مشکلات متعددی اتفاق می‌افتد که با تلاش و کار گروهی بر آن‌ها غلبه می‌کنند. شخصیت‌های مثبت (مندی و سید) کاردان، زیرک، سرسخت و مهربان‌اند. دیگو شخصیت منفی داستان است که در طول فیلم رشد می‌کند و کم‌کم می‌تواند خصوصیات مثبتی از خودش نشان دهد. تأکید بر پذیرفتن تفاوت‌ها و درک متقابل موضوع اصلی داستان است. به علاوه، همکاری بین حیواناتی که ذاتاً در رقابت برای بقا هستند و یکی‌شان شکارچی است، برای رسیدن به یک هدف خیر به خوبی تصویر شده است. مفهوم فداکاری برای یکدیگر توسط شخصیت‌های داستان دائماً تکرار می‌شود. وابستگی و فداکاری در یک گله حتی می‌تواند عضو شرور گروه را نیز به رشد و بالندگی برساند، تا جایی که او نیز برای دیگران فداکاری کند.
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
مادری که در حال تلاش برای نجات نوزادش است، در رودخانه غرق می‌شود. ببرهایی با دندان های بزرگ و در حال حمله از نزدیک نشان داده می‌شوند. کرگدن‌ها به دنبال موجودات کوچک و ضعیف می‌دوند. بلایای طبیعی (بهمن و آتشفشان) بسیار پرقدرت نشان داده شده‌اند و می‌توانند هر چیزی سر راه‌شان را از بین ببرند؛ قبایل انسانی در مقابل این بلایا ضعیف نشان داده شده‌اند. حیوانات گاهی با نیات پلید حمله‌ور می‌شوند و نه به قصد بقا. دو کرگدن به سید حمله می‌کنند، سید پشت مندی قایم می‌شود و کرگدن‌ها به مندی برخورد می‌کنند و سعی می‌کنند مندی را به لبه‌ی دره هُل بدهند. مندی کرگدن‌ها را یکی پس از دیگری به هوا پرت می‌کند. ببری درباره‌ی خوردن یک نوزاد انسان برای صبحانه صحبت می‌کند؛ همچنین درباره‌ی این‌که چطور انسان‌ها نصف گله‌اش را کشته‌اند و از پوست‌شان برای گرم ماندن استفاده کرده‌اند. ببرهای دندان شمشیری به انسان‌ها حمله می‌کنند و انسان‌ها با نیزه از خود دفاع می‌کنند. سوتو و گله‌ی ببرهایش به مندی حمله می‌کنند اما دیگو مداخله می‌کند و به سوتو حمله می‌کند. یک ببر پای مندی را گاز می‌گیرد. مندی با یک کنده‌ی درخت تعدادی از ببرها را از دره به پایین پرت می‌کند. سوتو با ضربه‌ای دیگو را بیهوش می‌کند. مندی سوتو را با عاج‌هایش پرت می‌کند. سوتو به دیواره‌ای یخی می‌خورد و می‌افتد؛ قندیل‌های یخ بالای سرش تکان می‌خورند. صحنه‌ی برخورد قندیل‌ها نشان داده نمی‌شود، اما صدایی مانند برخورد شمشیر به بدن شنیده می‌شود. دیگو به نظر مجروح و در حال مرگ می‌آید اما در صحنه‌ی بعدی زنده و سالم نشان داده می‌شود.
گفتار نامناسب
از کلمات توهین‌آمیزی مثل بوگندو، کرم خورده، قلمبه و احمق استفاده می‌شود. در نسخه‌ی دوبله بر تعداد این عبارات بسیار افزوده شده است. مندی به سید در مورد پیدا کردن همسر و وفاداری می‌گوید و سید در پاسخ می‌گوید با وجود این همه ماده در اطراف، زن گرفتن کار احمقانه‌ای است. همچنین، صحنه‌هایی از مکالمات طنازانه‌ی سید و تنبل‌های مونث نشان داده می‌شود.
محتوای بزرگسالانه
سید با تنبل‌های ماده سر و سری دارد و رفتارهای معناداری می‌کند.
آنچه والدین باید بدانند

عصر یخبندان انیمیشنی کامپیوتری است که ماجرایی مربوط به حدود ۲۰ هزار سال پیش را روایت می‌کند؛ یعنی عصر یخبندان. در حالی که تمام حیوانات به دنبال غذا، در حال مهاجرت به سمت جنوب‌اند، سه شخصیت فیلم در جهت عکس حرکت می‌کنند؛ یک ماموت پشمالو، یک تنبل زمینی و یک ببر دندان شمشیری. هدف این سه، رساندن نوزاد انسانی به قبیله‌اش است. در ابتدای سفر این سه از یکدیگر خوش‌شان نمی‌آید و به هم اعتماد ندارند اما در طول سفر تجربیات‌شان را با هم شریک می‌شوند و در نتیجه به اعتماد و صمیمیت می‌رسند. همکاری گونه‌های متفاوت حیوانات برای رسیدن به یک هدف خیر، موضوع اصلی داستان است. تفاوت‌هایی که ابتدا آزاردهنده به نظر می‌رسند، در طول فیلم و با رشد و بالندگی شخصیت‌ها اهمیت خود را از دست می‌دهند. این فیلم صحنه‌های خشن و ترسناک زیادی دارد؛ از جمله این‌که مادری که در حال تلاش برای نجات نوزادش است غرق می‌شود، ببرهایی با دندان‌های بزرگ و در حال حمله از نزدیک نشان داده می‌شوند، کرگدن‌ها به دنبال موجودات کوچک و ضعیف می‌دوند. بلایای طبیعی (بهمن و آتشفشان) بسیار پرقدرت نشان داده شده‌اند و می‌توانند هر چیزی را سر راه‌شان از بین ببرند و قبایل انسانی در مقابل این بلایا ضعیف نشان داده شده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند برای کوچک‌ترها اضطراب‌آور باشد. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۶ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۶ تا ۸ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با همراهی والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در مورد موضوعات ترسناک و خشن فیلم و نیز در مورد عصر یخبندان و گونه‌های جانوری و شرایط آب و هوایی آن دوران با هم گفتگو کنند.

چکیده داستان

انیمیشن عصر یخبندان روایت داستانی است که حدود ۲۰ هزار سال پیش اتفاق می‌افتد؛ زمانی که بیشتر سطح زمین از یخچال‌ها و برف پوشیده شده بود. حیوانات برای فرار از سرما و به دنبال غذا در حال مهاجرت به جنوب‌اند اما در این میان همه‌ی حیوانات عازم جنوب نیستند. ماموت پشمالویی به نام مندی برنامه‌ی خودش را دارد و تنبل فرصت‌طلب و بزرگی به نام سید، خودش را به او چسبانده؛ چون فکر می‌کند مندی می‌تواند محافظ خوبی برایش باشد. در همین میان ببر کینه‌توزی، به نام سوتو، به قبیله‌ای از انسان‌ها حمله می‌کند تا از آن‌ها بابت شکار سایر ببرها انتقام بگیرد. در حالی که این سه حیوانِ بسیار متفاوت با یکدیگر همسفر می‌شوند، تجربه‌ها و ماجراهایی که برایشان پیش می‌آید هر یک را به شکلی تغییر می‌دهد.

فرصت‌هایی برای گفتگو

نظرتان در مورد این جمله‌ی مندی چیست؟ «افراد یک گله حاضرند جان‌شان را به‌خاطر یکدیگر به خطر بیندازند.» چرا برای مندی این‌قدر مهم بود که کودک انسان را بازگرداند، در حالی که انسان‌ها گله‌اش را شکار کرده بودند؟ چطور این کار باعث التیام بعضی از ناراحتی‌های مندی شد؟ به نظر شما چرا دیگو نظرش را راجع به مندی تغییر داد؟ چرا مندی نظرش را راجع به سید تغییر داد؟ آیا این تغییر به‌خاطر عوض شدن رفتار سید بود، یا نکته‌ی جدیدی که مندی درباره‌ی خودش یاد گرفت، یا هر دو؟ چه تفاوتی بین رفتار دیگو و مندی در مقابل حمله‌ی انسان‌ها وجود دارد؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 81
سال انتشار 2002