فرانکن‌وینی

(Frankenweenie)

thumbnail
۱۳ سال به بالا
۱۱ تا ۱۳ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و در ژانر وحشت درباره‌ی پسربچه‌ای تنها که سگش را از دست می‌دهد، تلاش علمی او برای زنده کردن سگ و فهم اهداف و نیت‌های خوب و بد در پروژه‌های علمی

سال: 2012
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    فیلم به تنهایی، کنجکاوی، دوستی، ارتباط با والدین، ارتباط با همسالان و از دست دادن عزیزان می‌پردازد که در جهان کودکان و نوجوانان، موضوعات پررنگ و تأثیرگذاری‌اند. ویکتور دوستی ندارد، نزدیک‌ترین دوستش را که یک سگ است، از دست می‌دهد و تلاش می‌کند او را به زندگی برگرداند. ارتباط با این سگ در دنیای ویکتور، بسیار مهم و تأثیرگذار است.
    ویکتور حساس، مهربان، کنجکاو و شجاع است. او با از دست دادن سگش بسیار غمگین می‌شود و برای زنده کردنش دست از تلاش برنمی‌دارد و ناامید نمی‌شود. رفتار ویکتور با دوستان و اطرافیانش آرام و محترمانه است. او برای نجات السا از خود شجاعت نشان می‌دهد. والدین ویکتور حمایتگر و مهربان‌اند. رفتار و برخورد آن‌ها با ویکتور محترمانه و همدلانه است و حتی زمانی که با کار ویکتور موافق نیستند، او را تنها نمی‌گذارند. آقای زیکروسکی معلم و دانشمندی برجسته است. او دانش‌آموزان را به مستقل فکر کردن و مطالعه کردن و مشاهده‌ی دقیق ترغیب می‌کند و به ویکتور کمک می‌کند با تمام وجود برای رسیدن به رؤیایش تلاش کند.
    ارتباط ویکتور و دختر هم‌کلاسی‌اش در بعضی صحنه‌ها کمی عاشقانه است، همین‌طور ارتباط سگ ویکتور و سگ دوستش. والدین ویکتور هم را بغل می‌کنند و می‌بوسند.
    گاهی از واژه‌هایی مثل احمق یا دیوانه استفاده می‌شود. لحن حرف زدن شخصیت‌ها عموماً سرد و بی‌روح است.
    فیلم صحنه‌های خشن و ترسناک زیادی دارد؛ از جمله این‌که فضای کلی فیلم سرد و تاریک و همراه با موسیقی تعلیقی و دلهره‌آور است. چهره‌ی شخصیت‌ها شبیه فیلم‌های ژانر وحشت است، بیشتر همکلاسی‌های ویکتور قیافه‌های عجیب و وحشت‌زده‌ای دارند (پشت خمیده و دندان‌های برجسته و چشمان بی‌روح). صحنه‌ی تصادف اسپارکی و مرگ او بسیار دلخراش است. زنده کردن اسپارکی و موجودات دیگر با استفاده از جریان الکتریسیته، با تصاویر و صداهای ترسناکی همراه است. بخش‌هایی از بدن اسپارکی گاهی جدا می‌شوند و چهره و حرکاتش بعد از زنده شدن ترسناک است. تعدادی از همکلاسی‌های ویکتور به تقلید از او سعی دارند حیوانات خانگی مرده‌شان را با استفاده از الکتریسیته دوباره زنده کنند. پسربچه‌ای می‌خواهد با بستن بطری به پشتش و با کفش‌های اسکی از روی پشت‌بام بپرد. او سقوط می‌کند و دستش می‌شکند. موجودات عجیب و هیولاهای آخر فیلم ظاهر و رفتارهای خشنی دارند. یک هیولای شبیه لاک‌پشت در شهر حرکت می‌کند و به همه ‌چیز آسیب می‌رساند. هیولا پسربچه‌ای را در دهانش می‌گذارد ولی قبل از این که به او آسیبی برساند، تبدیل به لاک‌پشت کوچکی می‌شود. یک موش غول‌پیکر شخصی را می‌ترساند و او را در شهر تعقیب می‌کند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    فرانکن‌وینی یک انیمیشن استاپ‌موشن سه‌بعدی است که بازسازی فیلم کوتاهی با همین نام از کارگردان همین فیلم و ادای دینی به فیلم فرانکشتاین است که در سال ۱۹۳۱ ساخته شده بود. فیلم داستان پسربچه‌ا‌ی خلاق و تنها به نام ویکتور است که عاشق فیلم ساختن و اختراع کردن است. او در خانه و مدرسه تنهاست و تنها همدمش سگی به نام اسپارکی است. ویکتور بعد از آشنایی با معلم جدید علوم، درباره‌ی رعد و برق و الکتریسیته چیزهایی یاد می‌گیرد و بعد از این که سگش را در یک تصادف از دست می‌دهد، سعی می‌کند با آموخته‌هایش از کلاس علوم، او را زنده کند. با زنده کردن سگ، او دوباره روحیه‌اش را به دست می‌آورد ولی با در جریان قرار گرفتن دیگران، دردسرهای زیادی برایش پیش می‌آید. ویکتور که مجبور می‌شود از دانش و نبوغش، بدون خواست شخصی و برای سودجویی دیگران استفاده کند، به‌تدریج و با کمک معلم برجسته‌ی کلاس علوم می‌آموزد که در کار علمی، قصد و هدف مهم است؛ علم می‌تواند برای اهداف خوب و بد استفاده شود و تنها زمانی می‌تواند در پیش بردن یک پروژه‌ی علمی موفق باشد که آن را با انگیزه‌ و علاقه‌ی شخصی انجام دهد.
    این فیلم ارجاعات متعددی به سینمای ژانر وحشت دارد؛ از جمله فضای سرد و وهم‌آلود، موسیقی تعلیقی و چهره‌های عجیب و بدون احساس شخصیت‌ها. مرگ اسپارکی و زنده کردن او و موجودات دیگر با تصاویر و صداهای ترسناکی همراه است و موجودات عجیب و هیولاهای آخر فیلم هم می‌توانند برای کودکان بسیار ترسناک باشند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از 11 سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان و نوجوانان 11 تا ۱۳ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در مورد ترس‌هایشان و نیز درباره‌ی فضاهای عجیب و متفاوت فیلم با والدین گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    ویکتور فرانکشتاین بچه‌ی محبوبی در مدرسه نیست و بهترین دوستش سگی به نام اسپارکی است. تنها نکته‌ی مثبت در مدرسه، معلم جدید علوم، آقای زیکروسکی است که چگونگی عملکرد الکتریسیته را روی موجودات بی‌جان به بچه‌ها آموزش می‌دهد و برای هر کدام یک پروژه هم تعریف کرده است. بعد از این‌که اسپارکی در اثر یک تصادف صدمه می‌بیند، ویکتور تا جایی افسرده می‌شود که تصمیم می‌گیرد در جریان یک طوفان و آزاد شدن امواج مغناطیسی، بر روی پیکر اسپارکی آزمایشی انجام دهد و او را زنده کند. اما زنده کردن مجدد اسپارکی با مشکلاتی همراه می‌شود؛ بیشتر همکلاسی‌های ویکتور می‌خواهند این راز را یاد گرفته و بر روی حیوانات خانگی مُرده‌ی خود آزمایش کنند.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چرا اسپارکی انقدر برای ویکتور مهم بود؟ اگر اسپارکی زنده نمی‌شد ویکتور چه احساسی داشت؟
    رابطه‌ی ویکتور با والدینش چگونه بود؟ به نظر شما والدینش او را درک می‌کردند؟ چرا ویکتور تنها به نظر می‌رسید؟
    سیاه و سفید بودن و خیلی ترسناک بودن فیلم، آن را برایتان جالب‌تر کرده بود یا ترجیح می‌دادید فیلم رنگی باشد یا کمتر ترسناک باشد؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۹۵
    سال انتشار ۲۰۱۲