فوق‌العاده بلند و بیش‌ از حد نزدیک

(Extremely Loud & Incredibly Close)

thumbnail
۱۴ سال به بالا
۱۲ تا ۱۴ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی درام درباره‌ی پسری که پدرش را ناگهان از دست داده و تلاش او برای حل کردن معمایی که پدر باقی گذاشته، و تجربه‌ی مواجهه با ترس‌هایش

سال: 2011
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    اسکار رابطه‌ی گرم و صمیمانه‌ای با پدرش داشته و همیشه در حال مرور خاطرات خوش‌اش با اوست. مرگ پدر برای اسکار قابل پذیرش نیست و تصور می‌کند نمی‌تواند بدون او زندگی کند. اسکار در روز مرگ پدر، پیام‌های او را از دستگاه پیغام‌گیر می‌شنود ولی چون پدر در وضعیت بدی بوده، می‌ترسد به تماس او جواب بدهد. او بعد از یک سال، هنوز بابت جواب ندادن به تماس پدر احساس گناه می‌کند و خودش را در مرگ او مقصر می‌داند. اسکار رابطه‌ی پرتنشی با مادرش دارد و او را هم بابت مرگ پدر مقصر می‌داند. او به مادر می‌گوید کاش او جای پدر می‌مرد. اسکار با جستجوی صاحب کلید، راهی پیدا می‌کند تا با پدرش و چیزی که به او مربوط می‌شود در ارتباط باشد. پیدا کردن پدربزرگ به اسکار نیروی تازه‌ای می‌دهد ولی وقتی پدربزرگ از جستجو ناامید می‌شود، اسکار از دست او عصبانی می‌شود و او را بابت ترک پدرش سرزنش می‌کند.
    اسکار برای پیدا کردن صاحب کلید همه‌ی تلاش‌اش را می‌کند و آن‌طور که پدرش به او گفته، دست از جستجو برنمی‌دارد. او پسری مهربان است و بابت این‌که تماس پدر را در روز حادثه جواب نداده احساس گناه می‌کند. اسکار با افرادی که ملاقات می‌کند، رابطه‌ی خوبی می‌سازد و بعدا برای آن‌ها نامه می‌نویسد و از همکاریشان تشکر می‌کند. او با وجود این‌که از دست مادرش عصبانی است، در اواخر فیلم تلاش می‌کند او را درک کند. پدر اسکار رابطه‌ی دوستانه‌ای با او دارد. او برای اسکار، معماها و سرنخ‌هایی گذاشته تا بتواند جستجوگری و پیگیر بودن را تمرین کند.
    حادثه‌ی تروریستی یازده سپتامبر آمریکا موضوعی سنگین، پیچیده و بزرگسالانه است که ممکن است کودکان را بسیار مضطرب و نگران کند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: گم شو، عقب‌مونده، عوضی، لعنتی، احمق، مزخرف، مسخره. اسکار برای پیدا کردن صاحب کلید، بارها به مادرش و دیگران دروغ می‌گوید.
    داستان این فیلم درباره‌ی حادثه‌ی یازده سپتامبر سال دو هزار و یک در آمریکاست و ممکن است کودکان را به مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی این حادثه علاقه‌مند کند.
    پدر اسکار در حادثه‌ی یازده سپتامبر در ساختمان محل حادثه بوده و جانش را از دست داده است. در تصاویری که اسکار از اخبار برداشته، به نظر می‌رسد او در حال سقوط از ساختمان بوده است. اسکار به خاطر جواب ندادن به تماس پدر در روز حادثه، احساس گناه می‌کند و بدنش را جوری نیشگون می‌گیرد که جای زخم‌های آن باقی می‌ماند. تصاویری از روز حادثه نشان داده می‌شود که صدای آژیر می‌آید و مردم، هراسان در حال پیگیری اخبارند. مادر اسکار مضطرب است و در حالی که گریه می‌کند با پدر حرف می‌زند. اسکار وقتی عصبانی می‌شود فریاد می‌کشد و وسایل آشپزخانه را می‌شکند. او با مادر و پدربزرگش دعوا می‌کند و به مادرش می‌گوید کاش او جای پدرش می‌مرد. اسکار در جاهای بسته مثل مترو یا موقع عبور از پل، دچار هراس می‌شود. پدربزرگ برای اسکار تعریف می‌کند که والدینش در آلمان در اثر انفجار بمب کشته شده‌اند. اسکار وقتی صاحب کلید را پیدا می‌کند و از پیامی از جانب پدر ناامید می‌شود، فریاد می‌زند، جیغ می‌کشد و گریه می‌کند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم سینمایی که با اقتباس از کتابی به همین نام، اثر جاناتان سافران فوئر ساخته شده، درباره‌‌ی پسربچه‌ای به نام اسکار است که پدرش را در حادثه‌ی یازده سپتامبر آمریکا از دست داده و با گذشت یک سال از مرگ پدر،‌ هنوز نتوانسته رفتن او را بپذیرد. اسکار که تصور می‌کند بدون پدر نمی‌تواند زندگی کند، در وسایل او کلیدی پیدا می‌کند که فکر می‌کند حاوی پیامی از سمت پدر است. او تصمیم می‌گیرد با پیدا کردن قفلی که با این کلید باز می‌شود، معمایی را که پدر، قبل از رفتن‌اش برای او به یادگار گذاشته حل کند. او پس از جستجوی بسیار و بی‌نتیجه ماندن تلاش‌هایش، باز هم ناامید نمی‌شود و آن‌قدر نیاز دارد که نشانه‌ای از پدر دریافت کند، که به جستجو کردن ادامه می‌دهد. اسکار در نهایت متوجه می‌شود که هدف پدر از طرح این معما، تقویت روحیه‌ی جستجوگری در او بوده تا بتواند از منطقه‌ی امن روانی‌اش خارج شده و با ترس‌هایش روبرو شود. اسکار در آخرین صحنه‌ی فیلم، سوار تابی می‌شود که قبلا پدر به او پیشنهاد می‌کرد سوارش شود و اسکار به خاطر ترس از ناامنی تاب، این کار را نمی‌کرد. او در نهایت متوجه می‌شود که برخلاف تصور قبلی‌اش، بدون پدرش می‌تواند به زندگی ادامه دهد.
    پدر اسکار در ساختمانی بوده که منفجر می‌شود و به نظر می‌رسد او از طبقه‌ی بالای ساختمان به پایین سقوط می‌کند. اسکار بارها این تصویر را در ذهنش مرور می‌کند و از شدت غم و احساس گناه، بدنش را جوری نیشگون می‌گیرد که زخم می‌شود. او بابت پاسخ ندادن به آخرین تماس پدر عذاب‌وجدان دارد و خودش را مقصر مرگ او می‌داند. در طول فیلم چندین بار به حادثه‌ی تروریستی یازده سپتامبر و هراس مردم و مرگ افراد اشاره می‌شود که موضوعی سنگین و پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد و آن‌ها را خیلی مضطرب کند. نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که در توضیحات فیلم نوشته شده که اسکار، اوتیسم دارد و خود او هم جایی در فیلم می‌گوید احتمال دارد اختلال اسپرگر داشته باشد ولی رفتارها و تعاملات او نشان‌دهنده‌ی چنین چیزی نیست. او پسربچه‌ای به نظر می‌رسد که نسبت به بعضی موقعیت‌ها احساس ترس می‌کند و با آدم‌ها کمی سخت وارد رابطه می‌شود. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۱۲ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان و نوجوانان ۱۲ تا ۱۴ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    اسکار پسری نه‌ساله است که پدرش را یک سال پیش، در حادثه‌ی یازده سپتامبر در آمریکا از دست داده است. او که هنوز نتوانسته رفتن پدر را بپذیرد، در وسایل او پاکتی پیدا می‌کند که روی آن نوشته شده «بلک» و داخل پاکت یک کلید است. اسکار فهرستی از افرادی با نام بلک که در نیویورک زندگی می‌کنند درست می‌کند و یکی یکی به سراغ آن‌ها می‌رود تا بفهمد کدام‌یک درباره‌ی کلید می‌دانند و چه قفلی با آن باز می‌شود. او در این مسیر، پدربزرگش را پیدا می‌کند و مدتی را با او به دنبال افراد فهرست می‌گردد ولی پدربزرگ، جایی از این کار دست می‌کشد و به اسکار می‌گوید فکر نمی‌کند بتوانند قفل کلید را پیدا کنند. اسکار که کلید را راهی برای نزدیک شدن به پدرش می‌داند از جستجو دست نمی‌کشد. او در نهایت متوجه می‌شود که کلید مال مردی است که پس از بیماری وخیم پدرش، وسایل خانه‌ی او را فروخته ولی بعدا فهمیده داخل گلدانی که به پدر اسکار فروخته، کلیدی بوده که مربوط به صندوق امانتی است که پدرش برای او به ارث گذاشته است.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چیزی در اسکار غیرعادی بود؟ او چه ویژگی‌هایی داشت که برای شما جالب بودند؟
    فکر می‌کنید چرا اسکار آخرین تماس پدر را جواب نداده بود؟ چرا به خاطر جواب ندادن تماس پدر، احساس گناه می‌کرد؟ به نظرتان چرا بدنش را نیشگون می‌گرفت؟
    حضور پدربزرگ اسکار در داستان چه معنایی داشت؟ آمدن و رفتن او چه کمکی به اسکار کرد؟ اسکار چه کمکی به پدربزرگ کرد که توانست به زندگی با مادربزرگ برگردد؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان استیون دالدری Stephen Daldry
    رتبه MMPA PG-۱۳
    مدت زمان ۱۲۹
    کشور سازنده آمریکا
    استادیو Warner Bros.، Scott Rudin Productions، Paramount Pictures
    بازیگران توماس هورن، تام هنکس، ساندرا بولاک
    سال انتشار ۲۰۱۱