ببر برمی‌خیزد

(The Tiger Rising)

thumbnail
۱۳ سال به بالا
۱۱ تا ۱۳ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی سینمایی درباره‌ی پسری در غم از دست دادن مادرش، کشف ببری در قفس، و تلاش او و دوستش برای نجات ببر

سال: 2022
    بررس فیلم: پریسا موسوی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    راب مادرش را از دست داده است. او و پدرش وضع مالی خوبی ندارند. پدر راب در متلی کار می‌کند و آن‌ها همان جا زندگی می‌کنند. راب مبتلا به بیماری پوستی است و با این‌که بیماری‌اش مسری نیست، مدیر به او مرخصی می‌دهد تا نگرانی بقیه‌ی پدر و مادرها برطرف شود. راب تا حدی ترسو است و بقیه‌ی بچه‌های مدرسه او را دست می‌اندازند و مسخره‌اش می‌کنند. پدر راب بعد از مرگ همسرش عصبی و افسرده است و به همین خاطر راب نمی‌تواند رابطه‌ی صمیمانه‌ای با او داشته باشد. مادر سیستین او را به اجبار به فلوریدا آورده است و او زندگی در آن‌جا را دوست ندارد. رابطه‌ی پدر و مادر سیستین به هم خورده است و او منتظر است پدرش بیاید و او را از آن شهر ببرد. رابطه‌ی سیستین و مادرش خوب نیست. او نمی‌تواند با بقیه‌ی بچه‌ها ارتباط خوبی برقرار کند و با داد و بیداد با همه حرف می‌زند. ولی با راب دوست می‌شود. تجربه‌ی دوستی آن دو و ماجراهایی که با یکدیگر پشت سر می‌گذارند ممکن است برای نوجوانان معنادار باشد.
    راب پسر درون‌گرای غمگینی است که هم‌کلاسی‌هایش او را دست می‌اندازند. او نمی‌تواند با غم مرگ مادرش کنار بیاید. ویلی به او می‌گوید بیماری پوستی‌اش به این خاطر است که غم را به قلبش راه نداده و این غم در پاهایش مانده‌اند. آشنایی راب با سیستین و ویلی و نجات و مرگ ببر باعث می‌شود خیلی چیزها در زندگی راب تغییر کند و بیماری پوستی‌اش خوب شود. سیستین هم به خاطر خیانت پدرش به مادرش و جدایی آن‌ها عصبانی است. او مجبور است همراه مادرش در شهری زندگی کند که دوست ندارد و هر روز منتظر است پدرش دنبال او بیاید و او را از آن‌جا ببرد. آشنایی او با راب و ویلی و تلاششان برای نجات دادن ببر و در نهایت مرگ ببر باعث می‌شود سیستین به بلوغ فکری برسد و به حرفی که بیلی به او زده پی ببرد؛ این‌که قرار نیست کسی او را نجات دهد و خودش باید خودش را نجات دهد. پدر راب هم بعد از مرگ همسرش افسرده و ورشکسته شده است. او نمی‌تواند از پس زندگی‌اش بربیاید. ولی اتفاق‌هایی که می‌افتد او را به این نتیجه می‌رساند که به جز راب کسی را ندارد و باید با غمی که گرفتارش شده است کنار بیاید و زندگی‌ دو نفرشان را بسازد. ویلی زنی است که در متل کار می‌کند. او مهربان است و به راب و سیستین کمک می‌کند. آن‌ها هر کمکی نیاز داشته باشند، سراغ ویلی می‌روند.
    سیستین می‌گوید انگار پدرش با منشی‌اش رابطه داشته است و به خاطر همین پدر و مادرش از هم جدا شده‌اند. در یکی از موقعیت‌ها ویلی به راب می‌گوید: «مردها عقل توی سرشون نیست.» بیچامپ با دیدن راب و سیستین با لحن زشتی به راب می‌گوید این دختر ارزش این را دارد که باهاش معاشرت کنی و برایش وقت بگذاری. صحنه‌ی پایانی سیستین صورت راب را می‌بوسد.
    در فیلم از واژه‌ها و عبارت‌های توهین‌آمیز استفاده شده است: احمق، چندش، کثافت، مرتیکه، شکر اضافی میل کنی، سایه‌ی ننه بالای سرت نیست، بابای بی‌مصرف، تف به گور پدرت، ابله، چطوری جذامی؟، بابای به درد نخور. هم‌کلاسی‌های راب هم با او با لحن‌ تحقیرآمیزی صحبت می‌کنند. بیچامپ هم بارها با ویلی و پدر راب با لحن بد حرف می‌زند و به آن‌ها توهین می‌کند.
    بیلی و یکی دیگر از هم‌کلاسی‌های راب در اتوبوس با لحن توهین‌آمیز با او حرف می‌زنند و موهایش را می‌کشند. سر کلاس بیلی به راب پشت پا می‌زند و می‌خواهد او را زمین بیندازد. بیچامپ با کارمندهایش بدرفتاری می‌کند و زمانی که متوجه می‌شود راب مدرسه نمی‌رود با لحن تحقیرآمیزی درباره‌ی پدر راب صحبت می‌کند و می‌گوید رئیس آن‌جا اوست و راب باید هر کاری او می‌گوید انجام دهد. پدر راب به بیچامپ بدهکار است و مجبور است در متل او کار کند. بیچامپ بارها پدر راب را تحقیر می‌کند و با صدای بلند با او حرف می‌زند و در یکی دو موقعیت دست روی او بلند می‌کند. زمانی که مادر راب از دنیا می‌رود، دکتر او را معاینه می‌کند و به آن‌ها این موضوع را می‌گوید. در پایان فیلم وقتی پدر راب و بیچامپ با هم دست به یقه می‌شوند، بیچامپ می‌خواهد با اسلحه پدر راب را بکشد، ولی اسلحه دست پدر راب می‌افتد و او وقتی متوجه می‌شود ببر می‌خواهد به بیچامپ حمله کند، ببر را می‌کشد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    فیلم سینمایی ببر برمی‌خیزد اقتباسی است از کتابی به نویسندگی کیت دی کامیلو. این کتاب با عنوان «ببر خیزان» ترجمه و منتشر شده است. این فیلم ماجرای پسری به اسم راب است که مادرش را از دست داده و پدرش هم ورشکسته شده است. آن‌ها مجبور می‌شوند در متلی زندگی کنند و صاحب متل با پدر او و بقیه بدرفتاری می‌کند. او بسیار درون‌گراست و هم‌کلاسی‌هایش اذیتش می‌کنند. زمانی که سیستین به مدرسه‌ی آن‌ها می‌آید و او متوجه می‌شود صاحب متل ببری را زندانی کرده است، همه چیز شروع به تغییر می‌کند. این فیلم به موضوع همدلی و دوستی اهمیت بسیاری داده است. راب و سیستین بچه‌های آسیب‌دیده‌ای هستند که باید یاد بگیرند با مشکلاتشان کنار بیایند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند حیوانی را که باید آزاد باشد، از قفس نجات دهند. دوستی آن‌ها با هم و اتفاق‌هایی که می‌افتد باعث می‌شود هر دو نفر به بلوغ فکری برسند و پدر راب هم با غمی که زندگی‌اش را دربرگرفته کنار بیاید.
    در فیلم موقعیت‌های ترس و خشونتی وجود دارد که ممکن است برای کوچکترها آزاردهنده باشد؛ هم‌کلاسی‌های راب او را مورد آزار قرار می‌دهند و با لحن تحقیرآمیز با او صحبت می‌کنند. مادر راب به خاطر سرطان از دنیا رفته و صحنه‌های خاکسپاری، صحنه‌ای که در تخت فوت شده و حتی بخشی از خاطره‌های راب از مادرش به نمایش درآمده است. وقتی او و سیستین ببر را آزاد می‌کنند، پدر راب ببر را می‌کشد چون چیزی نمانده بود به بیچامپ حمله کند. شخصیت‌ها گاهی از واژه‌های توهین‌آمیز استفاده می‌کنند. سیستین درباره‌ی رابطه‌ی پدرش با یک منشی به راب می‌گوید. مادر سیستین به او می‌گوید پدرش دروغگو است، و در موقعیت پایانیِ فیلم صورت راب را می‌بوسد. تماشای این فیلم برای کودکان زیر 11 سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان 11 تا 13 سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند هم فرصت گفت‌و‌گو درباره‌ی موارد مختلف فیلم را داشته باشند.

    چکیده داستان

    راب هورتن که به تازگی مادرش را از دست داده است، بسیار غمگین و ناراحت است. او همراه پدر ورشکسته‌اش در متلی زندگی می‌کند و پدرش برای مالک متل کار می‌کند. راب به بیماری پوستی مبتلا شده که در اثر ناراحتی، شدیدتر می‌شود. بچه‌ها در مدرسه او را دست می‌اندازند و مسخره‌اش می‌کنند. مدیر مدرسه به طور موقت به او مرخصی می‌دهد تا بیماری‌ پوستی‌اش بهتر شود. برعکسِ او، سیستین دختری برون‌گراست که خشمش را به همه نشان می‌دهد. پدر و مادر او از هم جدا شده‌اند و او مجبور است در شهری زندگی کند که دوست ندارد. راب و سیستین متوجه می‌شوند بیچامپ ببری را در قفس زندانی کرده است. بیچامپ راب را مسئول غذا دادن به ببر می‌کند. راب و سیستین تصمیم می‌گیرند ببر را از قفس نجات دهند. آن‌ها موفق به انجام این کار می‌شوند، ولی پدر راب برای نجات بیچامپ به ببر شلیک می‌کند و او را می‌کشد.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    آیا تا به حال احساس غم و خشم شدید را تجربه کرده‌اید؟ بهترین راه برای مواجهه‌ با این حس‌ها چیست؟
    آیا از زندگی ببرها اطلاعی دارید؟ تماشای فیلم شما را به مطالعه‌ی بیش‌تر در مورد زندگی ببرها ترغیب کرده است؟
    به نظرتان رفتار هم‌کلاسی‌های راب با او چطور بود؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان ری جیاراتانا Ray Giarratana
    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۱۰۲
    کشور سازنده ایالات متحده آمریکا
    استادیو GG Filmz، Bay Point Media، Streamline Global Group، Thomasville Pictures
    بازیگران دنیس کواید، کاترین مک‌فی، کویین لطیفه
    سال انتشار ۲۰۲۲