مدلاین

(Madeline)

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی ماجراجویانه درباره‌ی دختری یتیم و زندگی او در مدرسه‌ای شبانه‌روزی همراه با دختران دیگر، و تجربه‌های تلخ و شیرین آن‌ها در کنار هم

سال: 1998
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    مدلاین و بقیه‌ی دخترها زندگی شادی در کنار یکدیگر دارند. آن‌ها گاهی با هم بازی می‌کنند و گاهی در حال شیطنت و اذیت کردن یکدیگرند. خانم کلاول معلمی جدی و مهربان است که رابطه‌ی خوبی با بچه‌ها دارد. دخترها با پسر سفیر که در همسایگی آن‌ها زندگی می‌کند ماجراهای مختلفی دارند. پاپیتا ابتدا آن‌ها را می‌ترساند و مدلاین با او رابطه‌ی خوبی ندارد ولی به تدریج با هم دوست می‌شوند. تجربه‌ها و احساسات بچه‌ها و موقعیت‌هایی که در آن‌ها قرار می‌گیرند، همگی می‌توانند برای کودکان هم‌ذات‌پندارانه و معنادار باشند.
    خانم کلاول معلمی سخت‌گیر و مهربان است که همیشه هوای بچه‌ها را دارد. او در عین حال که بچه‌ها را ملزم می‌کند از قوانین مدرسه پیروی کنند، انعطاف‌پذیر است و به حرف‌ها و خواسته‌های دختران توجه دارد. او برای خوشبختی و خوشحالی دختران همه‌ی تلاش‌اش را می‌کند. خانم کلاول به مدلاین که نگران است رها شود، اطمینان می‌دهد که هیچ وقت او را رها نخواهد کرد. او برای نجات جان مدلاین، جان خودش را به خطر می‌اندازد. مدلاین کنجکاو، پرانرژی و مهربان است. او در خیلی از موقعیت‌ها از قوانین سخت‌گیرانه‌ی خانم کلاول سرپیچی می‌کند ولی سعی می‌کند با او محترمانه رفتار کند و دلیل سرپیچی‌اش را توضیح دهد. مدلاین دختری مستقل است که با وجود این‌که مادر و پدر ندارد، روحیه‌ی خوبی دارد و با احساس خوشبختی و شادی زندگی می‌کند. دختران مدرسه نسبت به هم حمایتگر و مهربان‌اند و در موقعیت‌هایی که بقیه به کمک نیاز داشته باشند، همگی برای کمک حاضرند. آن‌ها شاد و پرامیدند و با خانم کلاول و دیگران محترمانه رفتار می‌کنند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: مسخره، کوتوله، زشت، بدسلیقه، صورت‌کلاغی، پوست‌مون رو می‌کنن، خجالت بکش، پررو، به تو ربطی نداره، لعنتی، بی‌ریخت، دیوونه شدین، منو دق می‌دی، بی‌رحم، خبیث، حسابشو برسم، مزاحم پردردسر، لوس، بی‌ادب، کثیف، دلقک، بی‌عرضه، احمق، بی‌خاصیت. گاهی بچه‌ها به خانم کلاول دروغ می‌گویند.
    داستان به دهه‌ی شصت میلادی مربوط می‌شود و فضای فیلم، پوشش شخصیت‌ها، معماری خانه‌ها و فرهنگ مردم، نمایانگر بخشی از سبک زندگی در فرانسه‌ی آن دوران است.
    مدلاین یتیم است و وقتی احتمال فروش مدرسه هست، نگران می‌شود بی‌خانه بماند. او یک شب دل‌درد می‌گیرد و برای جراحی آپاندیس به بیمارستان می‌رود. خانم کاوینگتون که مدلاین به او علاقه پیدا کرده از دنیا می‌رود. شوهر او تصمیم می‌گیرد مدرسه را بفروشد و همه نگران می‌شوند. پاپیتو دختران را می‌ترساند. او برای ترساندن مشتری‌های مدرسه، زیر پایشان مواد منفجره می‌اندازد. در خانه‌ی پاپیتو مار بزرگی هست. پاپیتو موشی را تهدید به کشتن می‌کند. مدلاین همه‌ی موش‌ها را آزاد می‌کند. مدلاین و پاپیتو دعوا و کتک‌کاری می‌کنند. مدلاین روی لبه‌ی پلی می‌ایستد و ناگهان در آب می‌افتد. او در حال غرق‌شدن است و درخواست کمک می‌کند. آقای کاوینگتون سگ دختران را از مدرسه بیرون می‌اندازد. مدلاین و پاپیتو ربوده می‌شوند و با دستان بسته در ماشینی زندانی می‌شوند. آن‌ها برای فرار سوار موتوری می‌شوند که مال بزرگ‌ترهاست و پاپیتو خیلی تند می‌راند. خانم کلاول برای نجات بچه‌ها، با ماشین جلوی ماشین دزدان قرار می‌گیرد و ماشین دزدان از جاده منحرف می‌شود.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم سینمایی قدیمی با اقتباس از یک مجموعه داستان و سریالی با همین نام ساخته شده است. داستان درباره‌ی دختری یتیم به نام مَدِلاین است که در یک مدرسه‌ی شبانه‌روزی دخترانه‌ زندگی می‌کند. او دختری شاد و کنجکاو است که با وجود این‌که رابطه‌‌ی خوب و محترمانه‌ای با مدیر مدرسه، خانم کلاول دارد، گاهی هم از قوانین مدرسه سرپیچی می‌کند و کاری را که خودش درست می‌داند انجام می‌دهد. روحیه‌ی آزاد و مستقل مدلاین،گاهی دردسرساز می‌شود و گاهی هم برای خودش و بقیه‌ی دختران مفید واقع می‌شود. وقتی مالک مدرسه از دنیا می‌رود، شوهر او تصمیم می‌گیرد مدرسه را بفروشد. دختران و خانم کلاول از این بابت نگران‌اند. دختران به رهبری مدلاین تصمیم می‌گیرند با درست کردن دردسرهایی برای مشتریان، آن‌ها را از خرید مدرسه پشیمان کنند. در نهایت مدلاین موفق می‌شود با صحبت کردن صادقانه با مالک مدرسه، او را از فروش آن‌جا منصرف کند. او با احساس مالک و دلتنگی او برای همسرش همدلانه برخورد می‌کند و برای او توضیح می‌دهد که چون خودش هم مادر و پدر ندارد، احساس او را درک می‌کند. فیلم با به تصویر کشیدن تجربیات تلخ و شیرین بچه‌ها در کنار مدیر سخت‌گیر و حمایتگرشان و روش‌های آن‌ها در مواجهه با چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید، نشان می‌دهد که روابط گرم و صمیمانه بین کودکان و بزرگسالان، محدود به اعضای خونی یک خانواده نیست و افرادی بدون نسبت خانوادگی هم می‌توانند با همدلی و صمیمیت در کنار هم زندگی کنند.
    فیلم صحنه‌ها و موقعیت‌های ترسناکی دارد. مدلاین یتیم است و گاهی از این بابت که رها شود نگران می‌شود. مدلاین و پاپیتو ربوده می‌شوند و با دستان بسته زندانی می‌شوند. خانم کلاول با به خطر انداختن جان خود آن‌ها را نجات می‌دهد. مالک مدرسه تصمیم می گیرد آن‌جا را بفروشد و همه از این بابت نگران می‌شوند. البته همه‌ی این موقعیت‌ها ختم به خیر می‌شوند و اتفاق بدی برای کسی نمی‌افتد. از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده که نسبت به گروه سنی مخاطب این فیلم، زیاد و متنوع به حساب می‌آیند. لازم به یادآوری است که این بررسی بر اساس نسخه‌ی دوبله‌ی این فیلم نوشته شده که ده دقیقه از نسخه‌ی اصلی کوتاه‌تر است. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۸ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    مَدِلاین دختربچه‌ای یتیم است که همراه با یازده دختربچه‌ی دیگر در یک مدرسه‌ی شبانه‌روزی در پاریس زندگی می‌کنند. مدیر مدرسه راهبه‌ای به نام خانم کلاول است و خانم هلن هم آشپز آن‌هاست. بچه‌ها هر روز طبق یک برنامه‌ی زمانی مشخص از خواب بیدار می‌شوند، صبحانه می‌خورند، به گردش می‌روند و درس می‌خوانند. مالک مدرسه خانم کاوینگتون است که بعد از مدتی بستری در بیمارستان از دنیا می‌رود. شوهر او بعد از مرگش تصمیم می‌گیرد مدرسه را بفروشد. خانم کلاول و دختران نگران می‌شوند و با نقشه‌هایی سعی می‌کنند او را منصرف کنند. مدلاین بیشتر از بقیه نگران است، چون مادر و پدر و خانه‌ای ندارد و می‌ترسد خانم کلاول او را رها کند. یک روز که آقای کاوینگتون برای فروش ساختمان مشتری می‌آورد، مدلاین به او یادآوری می‌کند که چقدر همسرش را دوست داشته و خانم کاوینگتون به فروش مدرسه راضی نیست. او موفق می‌شود آقای کاوینگتون را از فروش مدرسه منصرف کند.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    چه ویژگی‌هایی در مدلاین برای شما جالب بودند؟ به نظر شما این ویژگی‌ها در چه موقعیت‌هایی به او کمک می‌کردند؟
    فکر می‌کنید چرا پاپیتو در ابتدا دختران را می‌ترساند؟ پایپتو و دختران چگونه با هم دوست شدند؟ شما تجربه‌ای شبیه به آن‌ها داشته‌اید؟
    انیمیشن مدلاین را تماشا کرده‌اید؟ به نظرتان فیلم جالب‌تر است یا انیمیشن؟ چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان دیزی فون شرلر مایر Daisy von Scherler Mayer
    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۸۸
    کشور سازنده فرانسه، آمریکا
    استادیو Jaffilms، Madeline Films، TriStar Pictures
    بازیگران فرانسیس مک‌دورمند، نیگل هاوثورن، هتی جونز
    سال انتشار ۱۹۹۸