مربای شیرین

بررس متن: نامیه اصفهانیان

11+ 9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی ماجراجویانه درباره‌ی پسری نوجوان و تصمیم او به گرفتن حقش از یک کارخانه‌دار، موانع سر راهش و تلاش و پیگیری او و دوستانش برای رسیدن به نتیجه

سال انتشار: 1380

مربای شیرین

11+
9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی ماجراجویانه درباره‌ی پسری نوجوان و تصمیم او به گرفتن حقش از یک کارخانه‌دار، موانع سر راهش و تلاش و پیگیری او و دوستانش برای رسیدن به نتیجه

سال انتشار: 1380

بررس متن: نامیه اصفهانیان

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
دوستی و حمایتی که بین جلال و هم‌کلاسی‌هایش وجود دارد، ارتباط جلال و مادرش، مخالفت‌ها و حمایت‌های مادر، و ارتباط با معلم، همگی در جهان کودکان معنادارند.
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
جلال، شجاع، جسور، صادق و بامسئولیت است. او برای رسیدن به چیزی که حق خودش و دیگران می‌داند دست از تلاش برنمی‌دارد و سختی‌ها و موانع حق‌خواهی را تحمل می‌کند. رفتار او با دیگران محترمانه است. مادر جلال با وجود مخالفت‌هایی که با بعضی کارهای او دارد، از او حمایت می‌کند. او در عین سختگیری و قاطعیت، مهربان است و جلال را تنها نمی‌گذارد. دوستان جلال همیشه با او همراهی می‌کنند و از او حمایت می‌کنند. مرد دوره‌گرد به بچه‌ها یادآوری می‌کند که مسئول اتفاقات پیرامون‌شان هستند و آن‌ها را در رسیدن به خواسته‌ی درست‌شان همراهی می‌کند؛ هرچند وقتی پیشنهاد پول زیادی به او می‌شود جا می‌زند.
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
فیلم چندین صحنه‌ی دعوا و درگیری دارد: دعوای بچه‌های مدرسه بر سرِ باز کردن در شیشه‌ی مربا، داد و فریاد مغازه‌دار سر بچه‌ها، دعوای بچه‌ها با کارمندان شرکت مربا، دعوا و تندی مدیر کارخانه با کارگران، تهدید و کتک‌کاری شمسی از طرف پدرش، تهدید جلال و مادرش توسط صاحب کارخانه، کتک زدن و درگیری شمسی و دستیارش با مرد دوره‌گرد.
گفتار نامناسب
از کلمات و عبارات ناسزا و تهدیدآمیز و تمسخرآمیز زیاد استفاده می‌شود: بی تربیت، آدم باش، پرونده‌ت رو می‌دم زیر بغلت، خفه شو،‌ به درک، به جهنم، جوجه‌ها واسه ما آدم شدن، کره خر پدرسوخته، لندهور، کدوم گوری هستی؟، پسره‌ی قرتی، ایکبیری. در بسیاری از موقعیت‌ها هم شخصیت‌ها با لحن تند و خشن صحبت می‌‌کنند: معلم با بچه‌ها، مدیر کارخانه با بقیه، کارمندان کارخانه با بچه‌ها و دوره‌گرد، والدین با بچه‌ها، زن و شوهر همسایه با هم.
محتوای بزرگسالانه
موضوع رشوه یا مناسبات بین پول و قدرت و نیز این نتیجه‌گیری که دست آخر پول است که پیروز می‌شود، موضوعات کودکانه‌ای نیستند و ممکن است کودکان را بدبین و ناامید کنند.
آنچه والدین باید بدانند

این فیلم سینمایی که با اقتباس از داستان مربای شیرین، اثر هوشنگ مرادی کرمانی نوشته شده، درباره‌ی پسری نوجوان به نام جلال است که با مادرش زندگی می‌کند. او شیشه‌ی مربایی می‌خرد ولی هرچه تلاش می‌کند نمی‌تواند درِ آن را باز کند. جلال اصرار دارد مربا را بخورد و راه‌های مختلفی را امتحان می‌کند تا درِ شیشه را باز کند. او با وجود مخالفت‌های اطرافیان و با همراهی دوستان همکلاسش، پیگیر ماجرا می‌شود و متوجه می‌شود همه‌ی مرباهای تولید یک کارخانه، این مشکل را دارند؛ بنابراین تصمیم می‌گیرد از کارخانه شکایت کند. او با جسارت و سختکوشی، موانعی که دیگران سر راهش می‌گذارند برمی‌دارد و با زنده نگه‌داشتن امید، به سمت هدف حق‌خواهانه‌اش حرکت می‌کند. جلال می‌خواهد یا کارخانه دست از تولید بردارد یا صاحب کارخانه به همه‌ی کسانی که از این مربا خریده و نتوانسته‌اند درِ آن را باز کنند، پول‌هایشان را پس بدهد. اما در پایان فیلم می‌بینیم که زور کارخانه‌دار و قدرت او در رشوه دادن، به زور و تلاش‌های جلال و دوستانش می‌چربد و در نهایت این پول است که پیروز می‌شود. فیلم چندین صحنه‌ی دعوا و درگیری دارد. شخصیت‌های فیلم با لحن تند و خشنی با هم صحبت می‌کنند، زیاد سر هم داد می‌زنند و از کلمات و عبارات ناسزا و تمسخر‌آمیز هم خیلی زیاد استفاده می‌شود. این موضوعات هم ممکن است کودکان کوچک‌تر را آزار دهند و هم از جانب بعضی از کودکان مورد تقلید قرار گیرند. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۹ سال پیشنهاد نمی‌شود، چون ممکن است احساس ناامنی کنند. برای کودکان ۹ تا ۱۱ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت گفتگو در مورد ترس‌ها و نگرانی‌هایشان را داشته باشند.

چکیده داستان

جلال نوجوان، هرچه سعی می‌کند نمی‌تواند درِ شیشه‌ی مربا را باز کند، از مادر، همسایه، دوستان، معلمان و بقال محله کمک می‌خواهد اما هیچ‌ کس قادر به باز کردن آن نیست و سرانجام مشخص می‌شود تمام شیشه‌های کارخانه‌ی مرباسازی همین مشکل را دارند. جلال که از برخورد توهین‌آمیز عوامل کارخانه ناراحت است، با کمک یک دوره‌گرد از آن‌ها شکایت می‌کند ولی مسئولان کارخانه به‌جای رفع مشکل، مسابقه‌ای با موضوع باز کردن در شیشه‌ی مربا برگزار می‌کنند. این تمهید فریبکارانه باعث فروش بالای مرباها می‌شود اما جلال با شرکت در یکی از مسابقه‌ها به افشاگری علیه کارخانه می‌پردازد و مدیران آن را به اتلاف سرمایه‌ی ملی متهم می‌کند.

فرصت‌هایی برای گفتگو

به نظر شما پایان داستان چه معنایی داشت؟ شما اگر جای نویسنده بودید، پایان داستان را چطور می‌نوشتید؟ اگر جلال حمایت‌های دوستانش را نداشت می‌توانست پیگیر خواسته‌اش باشد؟ به نظرتان مادر او در این مسیر چه حمایت‌هایی از او کرد؟ چه حمایت‌هایی می‌توانست بکند؟ شما فکر می‌کنید جلال با بقیه‌ی کسانی که این موضوع برایشان مهم نبود چه تفاوتی داشت؟ چرا این‌قدر مصر بود که خواسته‌اش را پیگیری کند؟

جزئیات فیلم
تهیه کننده علی کلیج، مهدی کریمی
مدت زمان 96
سال انتشار 1380