مور مور

(Goosebumps )

بررس متن: فاطمه علی زاده

11+ 9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی کمدی درباره‌ی خروج شخصیت‌های ترسناک داستان‌های یک نویسنده از کتاب‌هایش و کمک‌های چند نوجوان به او برای برگرداندن آن‌ها به کتاب

سال انتشار: 2015

مور مور

(Goosebumps )
11+
9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی کمدی درباره‌ی خروج شخصیت‌های ترسناک داستان‌های یک نویسنده از کتاب‌هایش و کمک‌های چند نوجوان به او برای برگرداندن آن‌ها به کتاب

سال انتشار: 2015

بررس متن: فاطمه علیزاده

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
احساس تنهایی و ناراحتی زَک از مرگ پدرش، ناراحتی و عصبانیت هانا از این‌که هیچ ‌گاه مادرش را ندیده و مدام در حال سفر است و نمی‌تواند در یک شهر بماند و با کسی دوست شود، ناراحتی استاین از رفتارهای تحقیرآمیز دوستانش در کودکی با او، حمایت‌های مادر زَک از او و تصمیماتش (برخلاف پدر هانا که همیشه با تصمیمات او مخالف است)، ترس زَک از قضاوت شدن توسط همکلاسی‌هایش و ترس چمپ از نادیده گرفته شدن توسط سایر دختران و این‌که کسی او را جدی نمی‌گیرد، همگی موضوعاتی‌اند که می‌توانند برای کودکان و نوجوانان معنادار و قابل ارتباط باشند.
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
استاین یاد می‌گیرد که همه‌ی مردم خطرناک نیستند و برای داشتن یک زندگی و شاد و سالم نیاز است با دیگران در ارتباط باشد و روابطی عمیق با آن‌ها ایجاد کند. ممکن است که چمپ در نگاه اول احمق به نظر برسد اما با شجاعت در کنار زَک، دوست تازه‌اش، می‌ماند و وقتی می‌بیند همکلاسی‌اش به خطر افتاده، فداکارانه برای نجات او دست به کار می‌شود. هانا تصویری از یک دختر مستقل و با اعتمادبه‌نفس را نشان می‌دهد و با توجه به شرایطی که دارد، سعی می‌کند عاقلانه‌ترین تصمیم‌ها را بگیرد. زَک پسری مسئولیت‌پذیر است و نسبت به دنیای اطرافش با حساسیت رفتار می‌کند و سعی می‌کند از دیگران و احساسات‌شان مراقبت کند. مادر او نیز، با دور کردن زَک و خودش از شهری که همسرش در آن فوت‌ شده، سعی دارد خانواده را به روال عادی زندگی برگرداند و از زَک نیز متناسب با سنش انتظار دارد. در طول فیلم، همه شخصیت با توانایی‌های متفاوت و منحصربه‌فردی که دارند، با انجام یک کار گروهی موفق می‌شوند هیولاها را به کتاب برگردانند و شهر را نجات دهند.
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
فیلم پر از صحنه‌هایی ترسناک با حضور هیولاهایی عجیب‌غریب است. وقتی زَک و چمپ به خانه‌ی هانا می‌روند، متوجه تعداد زیادی تله‌ی خرس می‌شوند و با یک گوریل برفی بزرگ و ترسناک روبه‌رو می‌شوند. صحنه‌های ترسناک دیگری هم وجود دارند؛ مانند پرتاب یک ماشین فروش خوراکی بزرگ توسط گوریل روی سر بچه‌ها، حمله‌ی گوریل به آن‌ها و شکستن شیشه‌های زمین اسکی، روبه‌رو شدن گوریل با استاین و برگشتنش به کتاب، اسلپی که عروسکی سخنگو است و دو پلیس را فریز می‌کند، حمله‌ی سنجاقکی غول‌پیکر به ماشین استاین و پناه گرفتن آن‌ها در فروشگاهی که گرگی عظیم در آن است و قصد شکار آن‌ها را دارد، حمله‌ی عروسک‌های گچی کوچکی که حتی بعد از شکسته شدن می‌توانند حرکت کنند، تبدیل‌شدن سگی بامزه به هیولایی درنده، درگیری چمپ با گرگی که همکلاسی‌اش را تهدید می‌کند، گیر افتادن یکی از بچه‌های مدرسه در چنگ سنجاقک غول‌پیکر، حمله‌ی زامبی‌ها در قبرستان و حضور دلقکی چاق و ترسناک، قطع شدن دکل‌های برق و تلفن شهری با حمله‌ی گیاهی گوشتخوار و غول‌پیکر، گیر افتادن استاین در ژله‌ای بزرگ و رونده، افتادن نور مهتاب روی هانا و آشکار شدن این موضوع که او هم شخصیتی خیالی است و صحنه‌ی ناراحت ‌کننده‌ی خداحافظی زَک و او که مجبور است همراه بقیه‌ی شخصیت‌های داستان‌ها به کتاب برگردد.
گفتار نامناسب
در طول فیلم از کلمات توهین‌آمیزی مانند احمق و لعنتی استفاده می‌شود و در ابتدا نیز استاین با لحنی عصبانی رو به بچه‌ها می‌گوید: یک نوجوان کاری به‌جز دردسر درست کردن بلد نیست.
محتوای بزرگسالانه
در نسخه‌ی اصلی فیلم در چند صحنه، نشانه‌های علاقه‌ی میان زَک، هانا، چمپ و یکی از دختران مدرسه و بوسه‌های آن‌ها نشان داده می‌شود و خاله‌ی زَک نیز می‌گوید استاین مردی جذاب است و به او تمایل دارد. در صحنه‌ی فرار بچه‌ها از جشن مدرسه، دخترانی با لباس‌های کوتاه و یقه‌های باز دیده می‌شوند؛ بیشتر این صحنه‌ها در نسخه‌ی دوبله حذف‌ شده‌اند.
آنچه والدین باید بدانند

این فیلم سینمایی که در ایران مور مور نام گرفته، با اقتباس از مجموعه داستان‌های ترسناکی با همین نام، نوشته‌ی آر. ال. استاین ساخته ‌شده است. داستان درباره‌ی پسری به نام زَک است که به خاطر شغل مادرش به شهر کوچکی سفر می‌کند و با هانا، دختر نویسنده‌ای معروف به نام آر. ال. استاین آشنا می‌شود. روزی زَک به‌ صورت اتفاقی قفل یکی از کتاب‌های استاین را باز می‌کند و متوجه می‌شود که هیولاهای داستان‌های او در کتاب‌ها حبس شده‌اند. این کار باعث خروج یکی از خطرناک‌ترین آن‌ها از کتاب می‌شود. زَک که پسری حساس به دنیای پیرامون و مسئولیت‌پذیر و هانا نیز که دختری مستقل و با اعتمادبه‌نفس است، با همراهی دوستان‌شان تلاش می‌کنند هیولاها را به کتاب برگردانند و شهر را نجات دهند. استاین نیز که تا پیش از این، به‌خاطر ناراحتی‌های دوران کودکی‌اش، داستان‌های ترسناک می‌نوشته و با همه قطع رابطه کرده بوده، یاد می‌گیرد برای داشتن یک زندگی شاد و سالم باید با افراد مختلف ارتباطی گرم و همدلانه داشته باشد و از کمک کردن و کمک گرفتن اجتناب نکند. فیلم با نشان دادن شخصیت‌های مختلف و اثر هر کدام در پیشبرد داستان، به موضوعاتی چون ارزش دوستی، شجاعت، فداکاری و کار گروهی می‌پردازد. فیلم پر است از انواع مختلف هیولاهایی که نسبت به تصاویر روی جلد کتاب‌هایشان ترسناک‌ترند و هر کدام ممکن است به دلیل بزرگ بودن و کشنده بودن‌شان باعث ایجاد وحشت و دلهره در بیننده شوند. شخصیت‌های داستان هنگام تعقیب و گریز با هیولاها بارها به خطر می‌افتند و بعضی از آن‌ها یخ‌ زده یا به چنگ هیولاها می‌افتند، ساختمان‌ها تخریب می‌شوند و افراد وحشت‌زده فرار می‌کنند. در دو صحنه از فیلم، نوجوانان به هم علاقه‌مند شده و یکدیگر را می‌بوسند؛ این صحنه‌ها در نسخه‌ی دوبله حذف‌ شده‌اند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از 9 سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان 9 تا 11 سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با همراهی والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند درباره‌ی موضوعات داستان با هم گفتگو کنند.

چکیده داستان

نوجوانی به نام زَک، پس از مرگ پدرش، به خاطر یک فرصت شغلی همراه مادرش به شهر مدیسون دلاور می‌رود و در آن‌جا با همسایه‌ی مرموزی به نام هانا و پدرش آشنا می‌شود. یکی از شب‌ها زَک گمان می‌کند پدر هانا او را زندانی کرده و آزارش می‌دهد اما بعد معلوم می‌شود که پدر هانا، آر. ال. استاین معروف، نویسنده‌ی کتاب‌های وحشت کودکان است و در واقع به‌خاطر حفاظت از قفسه‌ی کتاب‌هایش که هیولاهای داستان‌هایش را در آن‌ها حبس کرده، او و هانا مجبورند با کسی رفت‌و‌آمد نکنند و همیشه در سفر باشند. در ادامه زَک و دوستش، چمپ، باعث می‌شوند که یکی از هیولاهای خطرناک به نام اسلپی از کتاب خارج شود و برای انتقام از استاین، بقیه‌ی هیولاها را هم آزاد کند. حالا با آزاد شدن هیولاها شهر در خطر است و استاین باید با همکاری بچه‌ها، هیولاها را به کتابی که داستانی جدید دارد برگرداند اما رازی دیگر بر ملا می‌شود و آن این است که هانا نیز در واقع یکی از شخصیت‌های داستان‌های اوست و باید همراه بقیه به کتاب برگردد.

فرصت‌هایی برای گفتگو

فکر می‌کنید این میزان از حس ترس، هیجان‌انگیز است؟ بعد از تماشای فیلم چه احساسی داشتید؟ کتاب‌های آر. ال. استاین را مطالعه کرده‌اید؟ از آن‌ها بیشتر لذت بردید یا از نسخه‌ی سینمایی آن؟ فیلم شما را به خواندن کتاب‌های او علاقه‌مند کرد؟ در فیلم می‌بینیم که استاین به‌خاطر تنهایی‌اش و آزارهای دیگران، هیولاهای داستان‌هایش را خلق کرده تا از دنیا انتقام بگیرد. به نظر شما این روش خوبی برای غلبه بر آزار و اذیت است؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 103
سال انتشار 2015