هایدی

(Heidi)

thumbnail
۹ سال به بالا
۷ تا ۹ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی درام درباره‌ی دختربچه‌ای یتیم، زندگی او در کوهستان، سفرش به شهر و انتخاب زندگی در کوهستان به همراه پدربزرگش

سال: 2015
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    هایدی دختربچه‌ای بانشاط و پرانرژی است که همیشه در حال بازی و جست‌وخیز است. او رابطه‌ی خوبی با پدربزرگش دارد و او را مثل والدینش دوست دارد. رابطه‌ی او با پیتر هم دوستانه است و رفتن به چراگاه همراه با او، تجربه‌ای شیرین و مفرح برای هایدی است. هایدی در خانه‌ی کلارا هم تجربه‌های جالبی دارد. او با کلارا دوست صمیمی می‌شود و با او غذا می‌خورد، حرف می‌زند، درس می‌خواند، شیطنت می‌کند و همراه با او به سخت‌گیری‌های خانم پرستار می‌خندد. تجربه‌ها و احساسات هایدی، همگی می‌توانند برای کودکان بزرگ‌تر هم‌ذات‌پندارانه و معنادار باشند.
    هایدی خوش‌خلق و بااعتمادبه‌نفس است. او خواسته‌ها و احساساتش را به زبان می‌آورد و برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کند. او با خوش‌رفتاری‌اش اعتماد پدربزرگ را به دست می‌آورد و او را راضی می‌کند تا پیش‌اش بماند. هایدی با دیگران محترمانه رفتار می‌کند و در عین حال، مثل عموم کودکان، شاد و رها زندگی می‌کند. پدربزرگ با وجود این‌که به بدخلقی و بدجنسی شهرت دارد، با هایدی مهربان است و ارتباط محبت‌آمیزی با او برقرار می‌کند. او به نیازهای هایدی توجه دارد و وقتی زمستان می‌شود، با او به سورتمه‌سواری می‌رود. پدربزرگ هایدی را به مدرسه می‌فرستد و وقتی کلارا به کوهستان می‌آید، او را کول می‌کند و به بالای کوه می‌برد. پیتر و کلارا دوستان خوبی برای هایدی هستند. پیتر از همان ابتدا به او روی خوش نشان می‌دهد و او را با خود به چراگاه و خانه‌شان می‌برد. کلارا هم دختری مهربان است که سعی می‌کند فضای زمخت خانه و رفتار خشن پرستار را برای هایدی ملایم کند و به او کمک کند تا بعضی از آداب و رسوم آن‌جا را یاد بگیرد.
    پدر کلارا سیگار می‌کشد. پدربزرگ هایدی و مادربزرگ کلارا مشروب می‌نوشند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: احمق، کله‌شق، چطور جرات می‌کنی، سرکش، بی‌ادب، بیچاره، لعنتی.
    داستان فیلم مربوط به قرن نوزده میلادی است و بخش‌هایی از زندگی مردم اروپا در نواحی روستایی و شهری و تفاوت‌های آن‌ها نشان داده شده است؛ از جمله پوشش و ظاهر، سبک زندگی، خورد و خوراک، خانه‌ها و ساختمان‌ها و وسایل نقلیه. طبیعت کوهستانی و سرسبز آلپ هم در طول فیلم نمایش داده می‌شود. همچنین، تفاوت‌های زندگی فقیرانه‌ی هایدی و پیتر و زندگی اشرافی کلارا هم به چشم می‌آید.
    هایدی یتیم است و خاله‌اش هم نمی‌تواند او را نگه دارد. پدربزرگ هم ابتدا او را طرد می‌کند و هایدی نگران است به پرورشگاه سپرده شود. در روستا شایعه شده که پدربزرگ هایدی فردی را کشته است. خاله‌ی هایدی بدون اجازه‌ی پدربزرگ، او را به شهر می‌برد و پدربزرگ از غصه گریه می‌کند. کلارا بعد از مرگ مادرش بیمار شده و توانایی راه‌رفتن را از دست داده است. هایدی و کلارا یواشکی از خانه خارج می‌شوند و پرستار عصبانی می‌شود. پرستار با هایدی بدرفتاری می‌کند. شب‌ها صدای ترسناکی در خانه می‌آید و همه تصور می‌کنند روح است. پدر کلارا اسلحه برمی‌دارد تا دزد را تهدید کند. هایدی دلتنگ پدربزرگ و کوهستان است و از ناراحتی گریه می‌کند و بیمار می‌شود. کلارا از رفتن هایدی غمگین و عصبانی است و سر پدرش فریاد می‌زند. او با هایدی خداحافظی نمی‌کند. معلم مدرسه پیتر را با شلاق تنبیه می‌کند. پیتر ویلچر کلارا را به درون دره می‌اندازد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم سینمایی که اقتباس تازه‌ای از رمان قدیمی هایدی، نوشته‌ی یوهانا اسپیری است، درباره‌ی دختربچه‌ی یتیمی به نام هایدی است که مجبور می‌شود با پدربزرگ بداخلاقش در کوهستان آلپ و در نزدیکی شهر فرانکفورت آلمان زندگی کند. هایدی با خوش‌خلقی‌اش دل پدربزرگ را به دست می‌آورد و ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای با او برقرار می‌کند. او به همراه پسربچه‌ی چوپانی به نام پیتر به چراگاه می‌رود و در راه رفت و برگشت، به بازی و جست‌وخیز می‌پردازد. روزی خاله‌ی هایدی به کوهستان می‌آید و هایدی را با خود به شهر فرانکفورت می‌برد. او در ازای مقداری پول، هایدی را به خانواده‌ی دختری به نام کلارا می‌فروشد. کلارا که بعد از مرگ مادرش، از ناحیه‌ی پا فلج شده، دختری تنها و غمگین است ولی با آمدن هایدی و دوستی با او، روحیه‌ی خوبی پیدا می‌کند و شادی به زندگی‌اش برمی‌گردد. او در سفری که به محل زندگی هایدی دارد، توانایی راه رفتنش را دوباره به دست می‌آورد. فیلم با پرداختن به زندگی هایدی در کوهستان و تجربه‌ی زندگی او در شهر، تفاوت‌های زندگی در شهر و روستا و طبیعت بکر کوهستان‌های آلپ در اواخر قرن نوزدهم میلادی را هم نشان می‌دهد.
    هایدی یتیم است و چون کسی حاضر به نگهداری از او نیست، نگران است به پرورشگاه سپرده شود. کلارا بعد از مرگ مادرش بیمار شده و توانایی راه‌رفتن را از دست داده است. او بعد از رفتن هایدی دوباره تنها می‌شود. این موضوعات ممکن است برای کودکان کوچک‌تر خیلی سنگین و ناراحت‌کننده باشند. همچنین، پدر کلارا در صحنه‌ای سیگار می‌کشد و مادربزرگ و پدربزرگ کلارا و هایدی در صحنه‌ای دیگر مشروب می‌نوشند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۷ تا ۹ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    هایدی دختربچه‌ای هفت‌ساله است که مادر و پدرش را از دست داده و پیش خاله‌اش زندگی می‌کرده است. خاله که در شهر کار پیدا کرده، دیگر نمی‌تواند از او نگهداری کند و او را پیش پدربزرگش در کوهستان آلپ می‌برد. هایدی در آن‌جا با پسربچه‌ی چوپانی به نام پیتر دوست می‌شود و هر روز همراه او، گله‌ی بزها و گوسفندها را به چرا می‌برد. یک روز خاله‌ی هایدی به کوهستان می‌آید و هایدی را بدون موافقت پدربزرگش، با خود به شهر می‌برد تا به عنوان هم‌بازی دختربچه‌‌ای به نام کلارا، در خانه‌ی آن‌ها زندگی کند. کلارا بعد از مرگ مادرش بیمار شده و توانایی راه رفتن را از دست داده است. هایدی و کلارا با هم دوست می‌شوند ولی هایدی دلش برای پدربزرگ و خانه‌اش در آلپ تنگ شده است. او در نهایت از پیش کلارا می‌رود و با پدربزرگ، در روستای پایین کوه زندگی می‌کند تا بتواند به مدرسه برود. یک روز کلارا و مادربزرگش به دیدن هایدی می‌آیند. کلارا با هایدی به گشت‌وگذار می‌رود و یک روز که ویلچرش را پیدا نمی‌کند، توانایی حرکتی‌اش را دوباره به دست می‌آورد و راه می‌رود.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    فضای زندگی هایدی در کوهستان برایتان جالب بود؟ شما زندگی در روستا را ترجیح می‌دهید یا زندگی در شهر را؟ زندگی هایدی و کلارا چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با زندگی امروز شما داشت؟
    به نظرتان چه چیزی باعث شد هایدی و کلارا خیلی زود با هم دوست شوند؟ فکر می‌کنید کلارا بعد از رفتن هایدی چه احساسی داشت؟ بعد از برگشتن از کوهستان چه احساسی داشت؟
    چه چیزی در شخصیت هایدی برای شما جالب بود؟ در شخصیت کلارا چه ویژگی‌ای را دوست داشتید؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان آلن گسپونر Alain Gsponer
    مدت زمان ۱۱۱
    کشور سازنده آلمان، سوئیس
    استادیو Claussen Wöbke Putz Filmproduktion، Zodiac Pictures International، Schweizer Radio und Fernsehen، StudioCanal، Teleclub AG
    جایزه ها Bavarian film Awards، Portland International Film Festival
    بازیگران آنوک استفن، برونو گنز، ایزابل آتمن
    سال انتشار ۲۰۱۵