وای آمپول

بررس متن: نامیه اصفهانیان

11+ 9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی سینمایی و کمدی درباره‌ی پسری نوجوان و ترس شدیدش از آمپول و مواجهه‌ی اجباری او با آمپول برای رسیدن به هدفش در فوتبال

سال انتشار: 1397

وای آمپول

11+
9 تا 11 با همراهی والدین

فیلمی سینمایی و کمدی درباره‌ی پسری نوجوان و ترس شدیدش از آمپول و مواجهه‌ی اجباری او با آمپول برای رسیدن به هدفش در فوتبال

سال انتشار: 1397

بررس متن: نامیه اصفهانیان

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
علاقه‌ی امیر به فوتبال، ترس او از آمپول، ارتباطش با ناظم و بقیه‌ی بزرگ‌ترهای مدرسه و چالش‌هایی که با خانواده‌اش دارد، می‌توانند برای کودکان و نوجوانان قابل ارتباط باشند.
محتوای آموزشی
مخاطبان با حال و هوای ورزش فوتبال و بعضی آمادگی‌های لازم برای مسابقات ورزشی آشنا می‌شوند.
الگوی شخصیتی
امیر نوجوانی آرام و خوش‌برخورد است. او علاقه‌ای به رفتارهای خشن هم‌سن‌ و سالانش ندارد و ترجیح می‌دهد صلح‌آمیز زندگی کند. ارتباط او با دیگران محترمانه و همراه با دوستی است. ناظم مدرسه از امیر حمایت می‌کند و هوای او را دارد. معلم بهداشت هم خوش‌برخورد و مهربان است و سعی می‌کند وقتی امیر ترسیده، او را آرام کند. فضای فیلم پسرانه است و شخصیت‌های زن یا دختر حضور مثبت و مؤثری ندارند.
محتوای بومی و فرهنگی
فیلم در اصفهان ساخته شده و بعضی از شخصیت‌های فیلم با لهجه‌ی اصفهانی صحبت می‌کنند. در طول فیلم نماهایی از شهر اصفهان هم دیده می‌شود.
ترس و خشونت
شخصیت‌ها در طول فیلم بارها یکدیگر را دست می‌اندازند و آزار می‌دهند. یقه‌گیری و دعوا و زد و خورد زیاد اتفاق می‌افتد. امیر در بیمارستان با فهمیدن این که باید آمپول بزند غش می‌کند و بعد هم سعی می‌کند فرار کند. افرادی دایی را تهدید می‌کنند و دست و پای او را می‌بندند و پلیس آن‌ها را تعقیب می‌کند. پسربچه‌ی تیم حریف با خودش سنگ آورده تا به سمت بازیکنان پرتاب کند.
گفتار نامناسب
از کلمات و عبارات توهین‌آمیز و همراه با تهدید زیاد استفاده شده: پیزوری، بچه مهدکودکی، دروغ می‌گه، قاطی داریا، تیمت رو می‌جون، بزمجه، داری می‌ری رو اعصابم، بهش یوغ آویزون می‌کنم، لوس، کتک‌خور، پر رو، دیوونه، تنبل، خاک تو سرت، نکبتی، جون بکن، چندش، دهن‌لق، روانی، پدر...، مگه اینکه دستم بهت نرسه، خفه، آبروم رو بردی، هپروتی، عین بز، بدبخت قرتی، تربیت نداری، ترسو، خنگ‌بازی در نیار، پوستت‌ رو می‌کنم، پدرم رو درآوردی، سر به نیستت می‌کنم. در بسیاری از گفتگوها از کلمات و عبارات بزرگسالانه استفاده شده که بخشی از آن‌ها به کلیشه‌های جنسیتی یا دعواهای زن و شوهری یا مناسبات قدرت در میان بزرگسالان اشاره دارند: همین دعواهاست که بچه‌ها رو مرد می‌کنه، پسربچه باید دعوا کنه، شوهرت بدآموزی داره، استوری بذارم پز بدم، بابات همیشه قرص ضدتنبلی نمی‌خوره، دوماد لجش گرفته مورچه گازش گرفته، بچه پارانویا گرفته، خودت یه پا دایی‌جان ناپلئونی، به اورژانس اجتماعی به عنوان کودک‌آزار معرفیت می‌کنم، هنوز از دست یه دختر نمی‌تونی فرار کنی، بچه‌های این زمونه همه تنبلن، برو دنبال قرتی بازیت، حواشی به فوتبال ضربه می‌زنه، می‌زنم اونجات ها، باباش رو درآورد. شخصیت‌ها با تهدید یکدیگر به نتیجه می‌رسند؛ مثلاً امیر پدرش را به فاش کردن رازی که مادرش نباید بداند تهدید می‌کند و پدر خواسته‌ی او را اجابت می‌کند. لحن خشن و تحقیرآمیز در طول فیلم بارها و بارها استفاده می‌شود و افراد به دلایل مختلف، مثلاً بابت موی فر یا هیکل چاق مسخره می‌شوند.
محتوای بزرگسالانه
موضوع ورود به دنیای رقابتی و حرفه‌ای فوتبال موضوع کودکانه‌ای نیست و تشویق به بهترین بودن و ترغیب رقابت می‌تواند برای کودکان اضطراب‌آور باشد. به موضوعاتی مثل دوپینگ، پارتی‌بازی، خرید و فروش بازیکن و سایر موضوعات مربوط به فوتبال که به دنیای بزرگسالان مربوط می‌شوند بارها اشاره شده است. دعواهای زن و شوهری و فامیلی و کل کل‌های میان داماد و برادرزن و پدرزن از موضوعات پررنگ در فیلم‌اند.
آنچه والدین باید بدانند

این فیلم سینمایی درباره‌ی پسری نوجوان به نام امیر است که در مدرسه فوتبال بازی می‌کند و آرزو دارد وارد تیم نوجوانان سپاهان شود. از طرفی از آمپول می‌ترسد و همیشه در تلاش است در وضعیتی قرار نگیرد که مجبور شود آمپول بزند. او که از توصیه‌های پدربزرگ مرحومش کمک می‌گیرد، شرایط زندگی‌اش را جوری تنظیم می‌کند که هیچ خطری او را تهدید نکند تا هم مریض نشود و هم آمادگی بدنی لازم برای ورود به تیم محبوبش را داشته باشد. اما در اثر اتفاقی نقشه‌هایش به هم می‌ریزد و مجبور می‌شود به بیمارستان برود. امیر در بیمارستان، علاوه بر این که از آمپول می‌‌ترسد، نگران است موقعیت ورزشی‌اش آسیب ببیند. ولی با تلاش خودش و ناظم مدرسه و همراهی پرسنل بیمارستان موفق می‌شود بیماری را پشت سر بگذارد و سلامتی‌اش را به‌ دست آورد و به رویای ورزشی‌اش دست پیدا کند. فیلم نشان می‌دهد داشتن هدفی بزرگ‌تر می‌تواند به کودکان کمک کند تا بر ترس‌هایشان غلبه کنند. تمسخر، تهدید و تحقیر در رفتار و گفتار شخصیت‌ها فراوان به چشم می‌خورد. بخش زیادی از گفتگوهای بین بزرگ‌ترها یا همراه با ناسزا و تمسخر است، یا در مورد موضوعاتی است که به دنیای کودکان ارتباطی ندارند و به نظر می‌رسد صرفاً برای جذب مخاطب بزرگسال استفاده شده‌اند. موضوع ورود به دنیای رقابتی و حرفه‌ای فوتبال هم موضوع کودکانه‌ای نیست و تشویق به بهترین بودن و ترغیب به رقابت می‌تواند برای کودکان اضطراب‌آور باشد. علاوه بر این‌ها، فیلم ریتم کندی دارد و ممکن است برای کوچک‌ترها خسته ‌کننده باشد و فضای خیلی پسرانه‌ی آن هم ممکن است برای دختربچه‌ها لذت‌بخش نباشد. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۹ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۹ تا ۱۱ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

چکیده داستان

امیر پسری نوجوان است که همراه خانواده‌اش در شهر اصفهان زندگی می‌کند و در تیم فوتبال مدرسه به مربیگری دایی‌اش بازی می‌کند. قرار است از بین اعضای تیم، چند نفر برای تیم نوجوانان سپاهان انتخاب شوند. امیر که از آمپول می‌ترسد مراقب است مریض نشود و مجبور به زدن آمپول نشود و از طرفی تصور می‌کند آمپول زدن به معنی دوپینگ کردن هم هست. اما روزی بعد از دعوا با یکی از اعضای تیم حریف، گوش‌درد می‌گیرد و راهی بیمارستان می‌شود.

فرصت‌هایی برای گفتگو

چیزی هست که از آن خیلی بترسید؟ فکر می‌کنید راهی وجود دارد که بر ترستان از آن غلبه کنید؟ کدام‌ یک از شخصیت‌های فیلم را دوست داشتید؟ او چه ویژگی‌هایی داشت که شما می‌پسندید؟ تا پایان فیلم از تماشای آن لذت بردید؟ به نظرتان کند یا طولانی نبود؟

جزئیات فیلم
تهیه کننده داریوش بابائیان
مدت زمان 90
سال انتشار 1397