پاتال و آرزوهای کوچک

thumbnail
۹ سال به بالا
۷ تا ۹ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی ماجراجویانه درباره‌ی پسربچه‌ای که آرزو دارد جای پدرش باشد، برآورده شدن آرزویش، مواجه شدن با مسئولیت‌های بزرگسالی و پشیمان شدن

سال: 1368
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    کودکان از رفتارهای خشن و نادرست بزرگ‌ترها به تنگ آمده‌اند و آرزو دارند بزرگ شوند و از آن‌ها انتقام بگیرند. همچنین، وجود پاتال و این‌که می‌تواند آرزوهای کودکان را برآورده کند، رؤیای بزرگی در زندگی بسیاری از کودکان است. آرزوی کودکان برای این‌که والدین، رفتار دلخواه آن‌ها را داشته باشند هم برای کودکان همذات‌پندارانه است.
    وحید از پاتال می‌خواهد آرزوی دوستانش را هم برآورده کند.
    مناسبات بزرگسالانه‌ای مثل مناسبات بین عروس و مادرشوهر در فیلم نمایش داده می‌شود. بچه‌ها وقتی جای بزرگ‌ترها قرار می‌گیرند، حرف‌ها و رفتارهای بزرگسالانه و کلیشه‌ای بین‌شان دیده می‌شود؛ مثل کلافگی زن و شوهر از دست هم و دعوا و جر و بحث مدام بین آن‌ها یا این‌که پدر می‌رود اداره و مادر غذا درست می‌کند.
    از کلمات و عبارات تهدیدآمیز و توهین‌آمیز استفاده شده: به جهنم، همین که گفتم، حالت جا اومد؟ روت رو کم کن، زنا چقدر غر می‌زنن، بگو غلط کردم، الکی حرف نزن، عصبانی می‌شما.
    فیلم به فضای خانه و شهر و مدرسه و نیز پوشش و رفتار ساکنین تهران در دهه‌ی ۶۰ می‌پردازد.
    فیلم چند صحنه‌ی خشن و ترسناک دارد؛ از جمله صحنه‌ی ظاهر شدن پاتال، رفتار و لحن خشن ناظم با کودکان، دعوا و زدوخورد بین کودکان، زد و خورد بین مغازه‌دارها، دعوا و درگیری در اداره‌ی پدر، اجبار پسربچه به خوردن زیاد تا حد مرگ، تهدید دکتر و پرستارها و اذیت کردن پسربچه برای خوردن بیشتر.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    داستان این فیلم سینمایی در مورد پسری به نام وحید است که با عروسکی سخنگو به نام پاتال آشنا می‌شود و با کمک او می‌تواند آرزوهای خودش و دوستانش را برآورده کند. وحید که از رفتارهای والدینش شاکی و خسته است، آرزو می‌کند جای او با پدرش عوض شود. او و خواهرش در طول یک روز جای پدر و مادرشان قرار می‌گیرند و با سختی‌های زندگی بزرگ‌ترها و مسئولیت‌های مختلفی که به عهده‌ی آن‌هاست مواجه می‌شوند. آن‌ها از پسِ انجام این مسئولیت‌ها برنمی‌آیند و همه‌ی زندگی را به آشوب و بی‌نظمی می‌کشانند. در نهایت متوجه می‌شوند بهتر است همه چیز به شکل قبل تغییر کند و آن‌ها دوباره به کودکی شاد و رهایشان برگردند. به نظر می‌رسد فیلم با همذات‌پنداری با والدین، خواسته به کودکان یادآوری کند که بودن جای بزرگ‌ترها کار ساده‌ای نیست و خوب است از موقعیتی که در جایگاه کودک دارند، لذت ببرند و پا در کفش بزرگ‌ترها نکنند.
    فیلم سرشار از گفتگوها و موقعیت‌های بزرگسالانه است. رفتارها و گفتگوهای بین کودکان، وقتی جای والدین‌شان قرار می‌گیرند، بزرگسالانه و تداعی‌کننده‌ی کلیشه‌های جنسیتی است. جهان کودکی مورد اشاره در فیلم هم بیشتر از منظر بزرگسالان و برای آن‌ها همدلانه است. بزرگ‌ترها ممکن است با دیدن فیلم با والدین همذات‌پنداری کنند و کودکان بیشتر باید درس عبرت بگیرند. همچنین، فیلم چند صحنه‌ی خشن و ترسناک دارد؛ از جمله صحنه‌ی ظاهر شدن پاتال و دعواها و زدوخوردهای زیاد بین کودکان و بزرگ‌ترها. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۷ تا ۹ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت داشته باشند در صورت نیاز با والدین گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    وحید که آرزوهای ناممکنی در سر دارد، با موجودی عجیب به نام پاتال آشنا می‌شود که از میان یک کره‌ی جغرافیا که مادرش برای او خریده، بیرون می‌آید و می‌تواند آرزوهای او را برآورده کند. پاتال به شرط آن‌که وحید اجازه بدهد او به سرزمین اصلی‌اش برگردد، می‌پذیرد آرزوهای ناممکن اما کوچک او را محقق کند. با کمک نیروی شگفت‌انگیز پاتال، آرزوهای وحید، خواهرش شیرین، دوستانش محسن و حمید برآورده می‌شود. وحید به‌جای پدر به اداره می‌رود و پدر به‌جای او به مدرسه می‌رود. مادر، دخترک کوچکی می‌شود و شیرین جای او را می‌گیرد. محسن اکنون هرچه بگوید بزرگ‌ترها اطاعت می‌کنند و برخلاف گذشته، همه‌ی بزرگ‌ترها حمید را نه‌تنها از خوردن منع نمی‌کنند بلکه مدام به او دستور می‌دهند که بیشتر بخورد.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چرا بچه‌ها دوست داشتند جای بزرگ‌ترها باشند؟ شما تا به حال همچین آرزویی داشته‌اید؟
    اگر آرزوهای‌تان برآورده می‌شدند، الان دوست داشتید چه آرزویی بکنید؟
    چه راه‌هایی به نظرتان می‌رسد که بچه‌ها و والدین بتوانند نارضایتی‌شان از هم را به هم نشان دهند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    تهیه کننده فرشته طائرپور، وحید نیکخواه ‌آزاد
    مدت زمان ۸۰
    سال انتشار ۱۳۶۸