پاچاماما

(Pachamama)
thumbnail
۹ سال به بالا
۷ تا ۹ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و فانتزی درباره‌ی پسربچه‌ای ده‌ساله از بومیان آمریکا و تلاش او و دوستش برای نجات روستایشان از چنگ غارتگران

سال: 2018
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    تپولپای از یک طرف، دلش می‌خواهد از طرف پاچاماما به عنوان فرد بالغ پذیرفته شود و از طرف دیگر، دلش نمی‌آید پر ارزشمند کرکس بزرگ را از دست بدهد. او از این‌که باید در انتخابِ به این سختی قرار بگیرد شاکی می‌شود. او به خاطر این‌که نایرا هدیه‌ی ارزشمندی پیشکش کرده و محبوب پاچاماما شده، از او عصبانی است و به او حسادت می‌کند. آن‌ها به تدریج به هم نزدیک و با هم دوست می‌شوند. احساسات و تجربه‌های ماجراجویانه‌ی آن‌ها می‌تواند برای کودکان بزرگ‌تر قابل ارتباط باشد.
    تپولپای با وجود این‌که از مراسم روستا شاکی است، نسبت به از بین رفتن روستا احساس مسئولیت می‌کند و تمام تلاش‌اش را می‌کند تا سنگ طلایی را برگرداند. او خشم‌اش از نایرا را پشت سر می‌گذارد و با همکاری او موفق می‌شود روستا را نجات دهد. نایرا دختری جسور و عاقل است که هم به سنت‌ها احترام می‌گذارد و هم برای نجات روستا، از خودش شجاعت نشان می‌دهد و با تپولپای همراه می‌شود.
    موضوعاتی مثل قربانی کردن در پیشگاه خدا و تلاش بچه‌ها برای نجات روستا، موضوعات سنگین و بزرگسالانه‌ای هستند که ممکن است برای کودکان آزاردهنده باشند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: مزخرف، احمق، ترسو، بی‌ادب، خودخواه، گستاخانه، تنبل، مسخره، حسابش رو برس.
    در فیلم به افسانه‌ها و آیین‌های مربوط به شَمَن‌ها اشاره می‌شود؛ مثل الهه‌ی پاچاماما، اینکاها، پیشکش و قربانی کردن و بالغ شدن. فیلم در قالب این آیین‌ها و افسانه‌ها به بخش‌هایی از فرهنگ شمن‌ها، پوشش، نمادها و موسیقی‌شان می‌پردازد.
    پسر از صخره‌ای بلند بالا می‌رود و نزدیک است سقوط کند. مارهای نگهبان جلوی در غاری جمع شده‌اند و بچه‌ها از آن‌ها می‌ترسند. خواهران غارنشین ظاهری جادویی و وهم‌آلود دارند. دختر، لامای خود را به الهه‌ی زمین پیشکش می‌کند تا قربانی شود. داروغه با مردم بدرفتاری می‌کند و نماد روستا را می‌دزدد. هالوماما از هوش می‌رود و بعد هم می‌میرد. پسر از پلی لغزان عبور می‌کند و زیر پایش دره است. پسر و دختر در راه، مناظر وهم‌آلودی می‌بینند و موسیقی دلهره‌آوری هم شنیده می‌شود. نامه‌رسان خبر از حمله‌ی هیولاهای دزد می‌دهد و خودش می‌میرد. بچه‌ها با ترس به شهر اینکاها وارد می‌شوند. اینکا دستور می‌دهد آن‌ها را به سیاهچال بیندازند. دزدان کاخ اینکا را خراب می‌کنند و وسایل مردم شهر را غارت می‌کنند. آن‌ها به دنبال سنگ طلایی، بچه‌ها را دنبال می‌کنند و وارد روستا می‌شوند. لاما بین دزدان گیر می‌افتد. دزدان به سمت بچه‌ها شلیک می‌کنند. پسر در غاری تاریک یک اسکلت می‌بیند. ببر درنده‌ای به سمت پسر می‌آید. ظاهر پیشگو کمی ترسناک است. او در غار زندانی و از نور محروم است. دختر از صخره سقوط می‌کند. دزدان سمت عقاب شلیک می‌کنند و او زخمی می‌شود. مردم روستا از دزدان می‌ترسند. آن‌ها مارهای نگهبان غار را می‌کشند، محصولات روستا را آتش می‌زنند و طلاهای مردم را غارت می‌کنند. زمین شکافته می‌شود و دزدان در آن فرو می‌روند.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم انیمیشنی دوبعدی مربوط به دوره‌ای تاریخی در قاره‌ی آمریکا و در فاصله‌ی قرن چهارده و پانزده میلادی است که دوران امپراتوری اینکاهاست. پسربچه‌ای ده‌ساله به نام تِپولپای که آرزو دارد روزی شَمَن شود، باید ارزشمندترین دارایي‌اش را به الهه‌ی زمین پیشکش کند تا با پذیرفته شدن آن از طرف الهه، به عنوان فردی بالغ معرفی شود. تپولپای که هنوز آمادگی چنین بخششی را ندارد، از طرف شمن روستا رد می‌شود. در مقابل، دختر هم‌سن و سال او که نایرا نام دارد، با بخشیدن عزیزترین دارایی‌اش که یک لامای کوچک است، نه‌تنها محبوب الهه و شمن و مردم روستا واقع می‌شود، که با لطف الهه هم روبرو می‌شود و لامایش را از دست نمی‌دهد. تپولپای که از این بابت دلخور شده و به نایرا حسادت می‌کند، طی اتفاقی که تصمیم می‌گیرد برای نجات روستایشان به شهر اینکا سفر کند، با نایرا همراه می‌شود و این سفر ماجراجویانه و پرخطر، آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند. تپولپای و نایرا موفق می‌شوند با شجاعت و مسئولیت‌پذیری، روستا و مردمش را نجات دهند. الهه و شمن هم این بار، تپولپای را آماده‌ی بالغ شدن می‌بینند. فیلم در قالب داستانی درباره‌ی بالغ شدن تپولپای، بخش‌هایی از فرهنگ، آیین‌ها، پوشش و نمادهای شمن‌ها و اینکاها را که به بومیان آمریکا مربوط می‌شوند، نشان می‌دهد.
    فیلم صحنه‌ها و موقعیت‌های ترسناک و خشن زیادی دارد. در صحنه‌ای نایرا شترش را برای قربانی شدن می‌آورد و شمن با چاقو ایستاده تا سرش را ببرد؛ هرچند مورد بخشش الهه قرار می‌گیرد. پیرزنی که محبوب روستاییان و بچه‌هاست می‌میرد. فضای فیلم در بعضی صحنه‌ها مه‌گرفته و وهم‌آلود است و ممکن است برای کودکان کوچک‌تر ترسناک باشد. دزدانی خشن به روستا حمله می‌کنند و خانه‌های مردم را غارت می‌کنند و محصولاتشان را آتش می‌زنند. موضوعاتی مثل قربانی کردن در پیشگاه خدا و تلاش بچه‌ها برای نجات روستا، موضوعاتی سنگین و بزرگسالانه‌اند که ممکن است برای کودکان آزاردهنده باشند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۷ تا ۹ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    تپولپای پسربچه‌ای ده‌ساله است که قرار است همراه با دختر همسایه‌شان، نایرا، در مراسم آیینی روستایشان شرکت کنند و با اهدای پیشکش به خدایشان، پاچاماما، به عنوان افرادی بالغ پذیرفته شوند. تپولپای به خاطر این‌که حاضر نمی‌شود ارزشمندترین چیزی که دارد را به پاچاماما اهدا کند، در مراسم رد می‌شود. در همین هنگام، داروغه‌ی شهر اینکا به روستا می‌آید و نماد غرور روستا را که سنگی طلایی است، می‌دزدد تا به شهر ببرد و به اینکای بزرگ پیشکش بدهد. تپولپای تصمیم می‌گیرد به دنبال داروغه برود و سنگ را از او بگیرد. نایرا هم به او می‌پیوندد. هنگامی که آن‌ها در کاخ اینکا حضور پیدا می‌کنند، گروهی از دزدان به آنجا حمله می‌کنند و شهر و کاخ را خراب می‌کنند و می‌خواهند سنگ را هم بدزدند. تپولپای و نایرا سنگ را برمی‌دارند و به روستا برمی‌گردند و دزدان هم آن‌ها را دنبال می‌کنند. تپولپای سنگ را به غاری می‌برد که جایگاه آن است و سنگ که تَرَک خورده، می‌شکند. تپولپای چند دانه‌ی سیب‌زمینی در آن پیدا می‌کند و با خود به روستا می‌برد. از طرف دیگر، وقتی دزدان به روستا می‌رسند، همه‌ی محصولات روستائیان را آتش می‌زنند. تپولپای دانه‌ها را به پاچاماما پیشکش می‌کند و او هم بارانی می‌فرستد و روستا دوباره غرق در محصول می‌شود. تپولپای این بار از طرف پاچاماما پذیرفته می‌شود.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    دوست داشتید در دوره‌ی اینکاها و شمن‌ها زندگی می‌کردید؟ به نظرتان زندگی در آن دوران با زندگی در دوران ما چه تفاوت‌هایی دارد؟ چه شباهت‌هایی دارد؟
    به نظر شما چرا تپولپای در ابتدای فیلم نتوانست وارد دوران بلوغ شود ولی در پایان فیلم وارد شد؟ او در این مدت چه تغییری کرد؟
    فکر می‌کنید تپولپای نسبت به نایرا چه احساسی داشت؟ احساس او نسبت به نایرا در طول فیلم چه تغییری کرد؟ چه چیزی باعث این تغییر شد؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان Juan Antin
    رتبه MPAA PG
    مدت زمان ۷۲
    کشور سازنده فرانسه، لوکزامبورگ، کانادا
    استودیو Folivari، O۲B Films، Doghouse Films، Kaibou Productions، Haut et Court، Blue Spirit Studio
    بازیگران آندریا سانتاماریا، ایندیا کوئنن، سعید آمادیس
    سال انتشار ۲۰۱۸