پسر مریم

thumbnail
۱۲ سال به بالا
۱۰ تا ۱۲ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی درام درباره‌ی تجربه‌ی یک پسر نوجوان از دوستی و مسئولیت‌پذیری، با تکیه بر اصول اخلاقی و انسانی

سال: 1377
    بررس فیلم: علی نجفی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    بچه‌ها دوست دارند زودتر بزرگ شوند تا بتوانند کارهای بزرگسالانه انجام دهند. شور و اشتیاق رحمان برای قبول مسئولیت و استقلال از خانواده برای نوجوان‌ها معنادار است؛ او هم مثل اکثر نوجوان‌ها گاهی کودک به حساب می‌آید، گاهی بزرگسال. تجربه‌ی رحمان در از دست دادن مادرش و دلتنگی برای او نیز می‌تواند برای کودکان قابل ارتباط باشد.
    رحمان پسری مسئولیت‌پذیر و کاری است. او هم شاگرد اول مدرسه است و هم بخشی از کار خانواده را انجام می‌دهد. او سعی می‌کند کارهایی را که به عهده می‌گیرد به بهترین شکل انجام دهد؛ گاهی هم ممکن است اشتباه کند. او مشکلی را در گذشته تجربه کرده، و حالا هدفش را طوری انتخاب می‌کند که بتواند جلوی تکرار آن مشکل برای دیگران را بگیرد. رحمان بر اساس اصول انسانی به هم‌نوعان خود کمک می‌کند. مردم فارغ از تفاوت‌های اعتقادی در کنار هم زندگی می‌کنند و در موقع نیاز به هم کمک می‌کنند. یکی از پسربچه‌های روستایی نابیناست؛ او بهترین دوست رحمان است.
    در مواردی بزرگ‌ترها با لحن بدی با کودک حرف می‌زنند.
    جنبه‌هایی از زندگی روستایی مورد توجه قرار می‌گیرد. مردم با تکیه بر اصول اخلاقی و انسانی، به دور از تفاوت‌های اعتقادی، با هم ارتباط دارند. تصاویری از عزاداری‌های روستاییان و آیین‌های تولد، مناجات، ازدواج و مرگ ارمنی‌ها نمایش داده می‌شود. اغلب شخصیت‌ها لهجه‌ی ترکی دارند و یک مکالمه‌ی کوتاه ترکی هم در فیلم وجود دارد. ارمنی‌ها در آیین‌ها و بین خودشان به زبان ارمنی صحبت می‌کنند. همچنین تفاوت پوشش روحانیان مسلمان و مسیحی قابل توجه است.
    در موارد متعدد به مرگ مادر کودک اشاره می‌شود که موقع زایمان او از دنیا رفته است. پیرمرد کشیش از روی نردبان می‌افتد و زمین‌گیر می‌شود؛ کودک مراسم تشییع او را در کابوس می‌بیند و در پایان فیلم هم از گریه‌ی او می‌توان نتیجه گرفت پیرمرد مرده است.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    پسر مریم فیلمی سینمایی درباره‌ی یک پسر نوجوان روستایی است که هنگام تولد، مادر خود را از دست داده است. تابلوی تازه‌ی حضرت مریم که برای کلیسا آورده‌اند، او را به یاد مادرش می‌اندازد و به کلیسا جذب می‌کند. او در کنار تحصیل، در کارهای بیرون از خانه نیز به پدرش کمک می‌کند اما هدفش این است که در آینده پزشک شود تا تجربه‌ی تلخ او برای هیچ‌ کس دیگری در روستا تکرار نشود. پسرک مسئولیت‌پذیر است و سعی می‌کند هر کاری را به بهترین شکل انجام دهد. او وقتی می‌بیند پیرمرد کشیش آسیب دیده، به کمکش می‌شتابد؛ مردم روستا نیز فارغ از تفاوت‌های اعتقادی‌شان به کشیش تنها کمک می‌کنند. مراقبت از پیرمرد و قولی که به او می‌دهد، سنگین‌ترین مسئولیتی است که تاکنون به عهده گرفته است و در این کار از دوست نابینای خود نیز کمک می‌گیرد. او در این راه، از دنیای کودکی فاصله می‌گیرد، تفاوت‌های زبانی و اعتقادی انسان‌ها را می‌بیند و دوستی و مسئولیت‌پذیری را تمرین می‌کند. در فیلم تفاوت‌های اعتقادی انسان‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیزشان با تکیه بر اصول انسانی و اخلاقی به تصویر کشیده می‌شود. شخصیت‌ها لهجه‌ی ترکی یا ارمنی دارند و در صحنه‌های متعدد آیین‌های مختلف ارمنی‌ها نمایش داده می‌شود.
    فیلم صحنه‌ی خشن و ترسناکی ندارد اما در موارد متعدد به مرگ مادر پسرک اشاره می‌شود. در یک صحنه کشیش از روی نردبان می‌افتد و آسیب می‌بیند و مرگ او با فرستادن یادگاری‌هایی برای پسرک معلوم می‌شود. ریتم کند فیلم ممکن است برای کوچک‌ترها حوصله‌سربر باشد. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۱۰ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۱۰ تا ۱۲ سال نیز در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را همراه والدین تماشا کنند تا فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    رحمان، مؤذن نوجوان روستا یک روز حین اذان گفتن، کشیش را می‌بیند که هنگام نصب صلیب روی بام کلیسا از نردبان می‌افتد و آسیب می‌بیند. رحمان کشیش را به بستر می‌برد و از او مراقبت می‌کند. کشیش که مرگ خود را نزدیک می‌بیند و در روستا قوم و خویشی ندارد، از رحمان می‌خواهد تا به شهر رفته و برادرش را پیدا کند. این بزرگ‌ترین مسئولیتی است که تاکنون به رحمان سپرده شده است. رحمان با یک پسر ارمنی هم‌سن خودش دوست می‌شود و به کمک خانواده‌ی او برادر کشیش را پیدا می‌کند و به روستا می‌برد.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    آیا برای دوست داشتن یکدیگر لزوماً باید شبیه باشیم؟ از تفاوت‌های قومی و فرهنگی چه چیزهایی می‌توان آموخت؟
    آیا در خانه مسئولیتی بر عهده دارید؟ تاکنون چه مسئولیت‌های دیگری را به خوبی انجام داده‌اید؟
    داوود، پسربچه‌ی نابینا، ماشین ژرژ را از صدایش شناخت؛ چرا نابیناها معمولاً گوش‌های تیزی دارند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    مدت زمان ۷۲
    سال انتشار ۱۳۷۷