پوپل در شهر دودکش‌ها

(Poupelle of Chimney Town)

thumbnail
۱۳ سال به بالا
۱۱ تا ۱۳ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمه و فانتزی درباره‌ی یک پسربچه و دوستش و تلاش آن‌ها برای نجات مردم شهرشان از دود و سیاهی و سرکوب

سال: 2020
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    داستان فیلم می‌تواند برای نوجوانان معنادار و قابل ارتباط باشد. لوبیچی می‌خواهد راه پدرش را ادامه دهد و به مردم نشان دهد که دنیایی بزرگ‌تر از شهر خودشان، در بیرون از این لایه‌ی دود وجود دارد. او برای رسیدن به این هدف از دوستش کمک می‌گیرد و شبیه یک مبارز واقعی، نقشه می‌کشد و برنامه‌ریزی می‌کند.
    لوبیچی بااراده و مصمم است و برای رسیدن به هدفش همه‌ی تلاش‌اش را می‌کند. او با وجود این‌که بقیه، پوپل را طرد می‌کنند، با او دوست می‌شود. لوبیچی با همکاری با پوپل و معدنچی موفق می‌شود به هدفش برسد و به مردم نشان بدهد ستاره‌ها وجود دارند. پوپل دوستی حمایتگر است و در همه‌ی موقعیت‌ها در کنار لوبیچی است. او وقتی متوجه دغدغه‌ی صادقانه‌ی لوبیچی می‌شود، او را همراهی می‌کند تا به هدفش برسد. پدر لوبیچی مثل خود او بااراده است و برای رسیدن به هدفش تلاش می‌کند. مادر او هم از هر دو آن‌ها حمایت می‌کند و در مقابل زورگویی بازپرس‌ها مقاومت می‌کند.
    چند زن لباس‌هایی با یقه‌ی باز پوشیده‌اند که خط سینه‌شان پیداست. پدر لوبیچی و دوستش مشروب می‌نوشند. موضوع داستان که به سرکوب مردم در یک شهر بسته می‌پردازد و مبارزه‌ی شخصیت‌ها برای نجات مردم و شهر، موضوعات معناداری در دنیای کودکان نیستند.
    از کلمات و عبارات توهین‌آمیزی استفاده شده: دروغ‌گو، دیوونه، لعنتی، دزد، دهن‌لق، مزخرف، کله‌شق، مسخره، نادون، بی‌مصرف، احمق، خنگ، وراجی، گند زدم، ساده‌لوح. شخصیت‌ها برای رسیدن به اهدافشان دروغ می‌گویند.
    شهر شب همیشه در دود و تاریکی است و فضای فیلم سیاه و غم‌انگیز است. در ابتدای فیلم گردباد شدیدی می‌آید و هیولایی از زباله‌ها درست می‌شود که ظاهر ترسناکی دارد. پوپل و لوبیچی در دستگاه له کردن زباله‌ها می‌افتند و نزدیک است له شوند. بازپرس‌ها درباره‌ی اعدام افراد مخالف حرف می‌زنند. لوبیچی از دودکش‌های بلند بالا می‌رود. او در کودکی از نردبانی بالا می‌رود و چون ترس از ارتفاع دارد می‌افتد. بین مردم و بازپرسان دعوا و درگیری پیش می‌آید و آن‌ها مردم را می‌زنند. مادر لوبیچی به خاطر دود زیاد، آسم دارد. پدر او ناپدید شده و بعدا معلوم می‌شود توسط بازپرسان به قتل رسیده است. بازپرس‌ها ظاهر ترسناکی دارند. آن‌ها در بین مردم جاسوس دارند. آن‌ها لوبیچی را تهدید می‌کنند که در دریا غرق می‌شود. جاسوس به دوست پدر لوبیچی دارویی شلیک می‌کند تا او را از بین ببرد. بازپرس‌ها به پدر لوبیچی توهین می‌کنند و او را تحت فشار می‌گذارند. لوبیچی از طناب بلند کشتی بالا می‌رود و از بالا پرت می‌شود. مواد محترقه‌ی زیادی منفجر می‌شوند. پوپل در آخرین صحنه از هم می‌پاشد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    این فیلم انیمه که با اقتباس از داستانی با همین نام، اثر آکیهیرو نیشینو ساخته شده، درباره‌ی شهری بسته است که به خاطر دودکش‌های فراوانی که در آن تعبیه شده، در هاله‌ی غلیظی از دود فرورفته و ارتباطش با جهان بیرون را به طور کامل از دست داده است. مردم این شهر تصور می‌کنند دنیا فقط شهر خودشان است و آسمان، همین سیاهی همیشگی بالای سرشان است. پسربچه‌ای به نام لوبیچی، از پدرش یاد گرفته که پشت این لایه‌ی دود، نور و روشنایی است و برای دیدن آن باید به بالا نگاه کرد، چون ممکن است ستاره‌ای در حال درخشیدن باشد و بتوان برای لحظه‌ای آن را دید. پدر همچنین به او یاد داده که در این اعتقاد تنها خواهد بود و فقط وقتی به خودش اعتماد داشته باشد می‌تواند دوستی پیدا کند تا او را همراهی کند. لوبیچی با به خاطر سپردن آموزه‌های پدرش، با مردی که از زباله ساخته شده دوست می‌شود و با کمک و همکاری او، تلاش می‌کند تا ستاره‌های آسمان را به مردم شهر نشان دهد و آن‌ها را ترغیب کند که زندگی را فراتر از شهر کوچک و بسته‌ی خودشان ببینند. به نظر می‌رسد فیلم در تلاش است تا با زبان استعاری، زندگی در کشورهایی با حاکمیت توتالیتر را به تصویر بکشد و مخاطبان را به بیرون رفتن از شرایطشان ترغیب کند؛ هرچند برای این کار، از یک پسربچه استفاده می‌کند که قاعدتا نباید وارد موضوعات سنگین سیاسی شود.
    فضای فیلم تحت‌تاثیر دودکش‌ها و دودشان، سیاه و تاریک است و رفتارهای سرکوب‌گرانه‌ی بازپرس‌ها، جوی خشن و خفقان‌آور به آن داده است. پدر لوبیچی توسط بازپرسان به قتل رسیده و حالا آن‌ها به دنبال لوبیچی و پوپل هستند. بازپرسان مردم را می‌زنند و به اعدام تهدید می‌کنند. آن‌ها در بین مردم جاسوس دارند. نکته‌ی مبهم در داستان فیلم این است که پدر لوبیچی درباره‌ی دلیل ساخته شدن شهر شب، تعریف می‌کند که دزدی و فساد باعث شده بود گروهی بخواهند شهری را جدا از بقیه‌ی دنیا بسازند؛ در حالی که در ادامه فیلم هیچ اشاره‌ای به این موضوع نمی‌شود. موضوعاتی مثل سرکوب مردم، جاسوس حکومت در بین مردم و تلاش برای نجات مردم و سرزمین، موضوعات سنگین و بزرگسالانه‌ای هستند که ممکن است کودکان را بسیار نگران کنند؛ به خصوص این‌که شخصیت ناجی، یک پسربچه است که حتی به نوجوانی هم نرسیده و درواقع به عنوان کودک‌سرباز وارد داستان شده است. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۱۱ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان و نوجوانان ۱۱ تا ۱۳ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را با همراهی بزرگ‌ترها تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند در صورت نیاز با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    پسربچه‌ای به نام لوبیچی همراه مادرش در شهری پر از دودکش‌های بزرگ که دودشان آسمان شهر را پوشانده‌، زندگی می‌کند. او در شب هالووین با مردی که از زباله‌های بازیافتی ساخته شده آشنا می‌شود و نام او را پوپل می‌گذارد. لوبیچی برای پوپل تعریف می‌کند که پدرش باور داشته پشت این لایه‌ی غلیظ دود، ستاره‌ها می‌درخشند و جهان بزرگ‌تر از شهر تاریک آن‌هاست؛ در حالی که حاکمان شهر نمی‌خواهند مردم از این راز باخبر شوند. او همیشه در تلاش بوده تا با تعریف کردن قصه، مردم را با خود همراه کند ولی توسط بازپرس‌های شهر به قتل رسیده و حالا لوبیچی می‌خواهد راه او را ادامه دهد. او و پوپل با یک معدنچی آشنا می‌شوند و به کمک او به مواد منفجره‌ای بدون دود دست پیدا می‌کنند. آن‌ها با استفاده از این مواد، لایه‌ی دود بالای شهر را از بین می‌برند تا آسمان واقعی و ستاره‌ها نمایان شوند.

    تصاویر و ویدیو‌ها

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما زندگی لوبیچی چه شباهتی به زندگی بچه‌ها داشت؟ چرا پدرش از او خواسته بود مبارزه‌اش را ادامه دهد؟
    به نظرتان چرا بازپرس‌ها نمی‌خواستند مردم از وجود ستاره‌ها باخبر شوند؟ آن‌ها خودشان از دود شهر اذیت نمی‌شدند؟
    فکر می‌کنید پدر لوبیچی برای این‌که مردم حرفش را باور کنند، چه راه‌های دیگری داشت؟ او چگونه می‌توانست بازپرس‌ها را با خودش همراه کند؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان یوسوکه هیروتا Yusuke Hirota
    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۱۰۰
    کشور سازنده ژاپن
    استادیو Studio ۴°C، Yoshimoto Kogyo Company
    بازیگران ماساتاکا کوبوتا، مانا آشیدا، شینگو فوجیموری
    سال انتشار ۲۰۲۰