کوکو coco 2017

(Coco)

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

فیلمی انیمیشنی و فانتزی درباره‌ی پسربچه‌ای که آرزو دارد موسیقیدان شود، ممنوعیت‌های خانوادگی‌اش و تلاش و استقامت او برای رسیدن به هدف، با تأکید بر ارزش خانواده

سال: 2017
    بررس فیلم: نامیه اصفهانیان

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    چالش میگل با خانواده در مورد موسیقی، خشم نسبت به ممنوعیت‌های والدین و عدم همراهی آن‌ها با علاقه و توانمندی او و تلاش برای ثابت کردن خود و تعیین سرنوشتش، در دنیای کودکان و نوجوانان چالشی معنادار است. میگل در طول فیلم تجربه‌های زیادی می‌کند و از مسیر این تجربه‌ها پخته‌تر و بزرگ‌تر می‌شود.
    میگل بااراده، قوی، مستقل و شجاع است. او خودش را و علاقه‌اش را خوب می‌شناسد، به همین خاطر تسلیم خواست والدینش نمی‌شود و برای رسیدن به هدفش با آن‌ها مخالفت می‌کند. میگل کنجکاو و جستجوگر است و به سادگی از پا نمی‌نشیند. او تصمیمات اشتباهی می‌گیرد ولی اشتباهاتش را می‌پذیرد و سعی می‌کند آن‌ها را جبران کند. او از معدود پسرهایی است که شخصیتش با کلیشه‌های پسرانه فاصله دارد و می‌تواند برای دختران و پسران همذات‌پندارانه باشد. ماما آبیولیتا و ماما ایملدا در ابتدا سرسخت و انعطاف‌ناپذیرند ولی به‌تدریج نرم می‌شوند، حرف‌های میگل را می‌شنوند و سعی می‌کنند هم او را آن‌طور که هست بپذیرند، هم دیگران را ببخشند و هم ورود موسیقی را به زندگی قدر بدانند. هکتور با وجود این‌که خانواده‌اش را ترک کرده، از کارش پشیمان است و دوست دارد مورد محبت همسر و دخترش قرار گیرد.
    در فیلمی که میگل تماشا می‌کند، دلا کروز در حال بوسیدن یک زن است. زن و شوهری اسکلتی هم را می‌بوسند. یک اسکلت برهنه! برای یک نقاش ژست گرفته تا نقاشی‌اش کند. به ماجرای عاشقانه‌ی هکتور و ماما ایملدا اشاره می‌‌شود. دلا کروز هکتور را بر سر رقابت و برای دزدیدن ترانه‌هایش، مسموم کرده و کشته است. بزرگسالان در صحنه‌های مختلفی در حال نوشیدن مشروب‌اند.
    از بعضی کلمات و عبارات توهین‌آمیز استفاده شده: احمق، عوضی، خجالت بکش، قیافه‌ی نحس، گورت رو گم کن، ازت متنفرم، بوگندو.
    فیلم به بخش‌هایی از فرهنگ روستایی در مکزیک، لباس‎های قدیمی، موسیقی و ترانه‌ها و نیز به بعضی از سنت‌های آن منطقه، مثل آیین روز مردگان می‌پردازد.
    صحنه‌های خشن و ترسناک متعددی در فیلم وجود دارد که برخی از آن‌ها برای کودکان کوچک‌ و حساس بسیار ترسناک‌اند: ماما آبیولیتا سر یک گروه موسیقی داد می‌کشد و به آن‌ها بد و بیراه می‌گوید. او یک نوازنده را با کفش می‌زند که چرا به میگل اجازه داده گیتار بزند. او گیتاری را که میگل خودش ساخته، با عصبانیت می‌شکند. ماما ایملدا سر مأمور گیت داد می‌کشد و با کفش او را می‌زند. دلا کروز مردی را می‌زند. او دوست و همکارش را از سر رقابت مسموم می‌کند و او می‌میرد. هکتور به دلا کروز حمله می‌کند. نگهبانان میگل را می‌گیرند و او را در استخری ته یک گودال پرت می‌کنند. ماما ایملدا با کفش دلا کروز را می‌زند و بین خانواده‌ی میگل و مأموران امنیتی درگیری پیش می‌آید. دلا کروز روی صحنه مصدوم می‌شود؛ زنگ بزرگی رویش می‌افتد. میگل به شهر مردگان وارد می‌شود و مدام در تلاش است پیش والدینش برگردد. سرزمین مردگان با وجود این‌که رنگارنگ و زیباست، به‌خاطر موجودات عجیب پرنده، اژدهایان و ارواح حیوانات ممکن است ترسناک باشد. مأمور حفاظت از ماما ایملدا یک جگوار غول‌پیکر و ترسناک است که غرش بلندی دارد. دانته، سگ میگل، هم به روح تبدیل شده و به پرواز درآمده است. ارواحی که به شکل اسکلت‌اند ممکن است کودکان را بترسانند؛ به‌خصوص این‌که اجداد میگل همه اسکلت‌اند. میگل هم به‌‌تدریج در حال تبدیل شدن به اسکلت است و اگر تا طلوع آفتاب به سرزمین زندگان برنگردد، تبدیل به یکی از مردگان می‌شود. یکی از شخصیت‌ها، چون کسی در دنیا به یادش نیست، برای همیشه محو و ناپدید می‌شود، هکتور هم نزدیک است برای همیشه محو شود. اما همه چیز به خوبی و خوشی به پایان می‌رسد.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    کوکو یک انیمیشن کامپیوتری سه‌بعدی است که با الهام از سنت «روز مردگان» در فرهنگ مکزیک و در ستایش خانواده ساخته شده است. داستان درباره‌ی پسرکی ۱۲ ساله به نام میگل است که همراه با والدینش، مادربزرگش و مادرِ مادربزرگش در روستایی کوچک در مکزیک زندگی می‌کند. او عاشق موسیقی است و دوست دارد نوازنده و خواننده شود ولی به دلایلی، موسیقی در خانواده ممنوع شده و میگل اجازه ندارد به سمت آن برود. در «روز مردگان» که ارواح گذشتگان برای دیدن اقوام‌شان به روستا می‌آیند، میگل طی ماجراهایی به جهان مردگان وارد می‌شود و باید پدرِ پدربزرگش را پیدا کند و با کمک او پیش خانواده‌اش برگردد. او بعد از خطرات زیادی که پشت سر می‌گذارد، متوجه رازی می‌شود که موسیقی را در خانواده ممنوع کرده و با این آگاهی، می‌فهمد که خانواده چقدر برایش مهم است و چقدر به حمایت و محبت آن‌ها نیاز دارد. او با شناختی که از خودش و علاقه‌اش به موسیقی دارد و با تلاش و پیگیری زیاد، خانواده‌اش را راضی می‌کند که علاقه‌ی او را بپذیرند و به خودشان نیز فرصت مواجهه با اتفاقات تلخ گذشته را بدهند، هم را ببخشند و اجازه دهند آوای موسیقی دوباره در زندگی‌شان جریان پیدا کند. فیلم بر قدر و ارزش خانواده تأکید می‌کند و نشان می‌دهد اگر به خودمان باور داشته باشیم، برای رسیدن به رؤیایمان تلاش کنیم و اشتباهات دیگران را ببخشیم، می‌توانیم امید و شور را به زندگی برگردانیم و تلخی‌ها را به شیرینی بدل کنیم.
    فیلم، صحنه‌های ترسناک و خشن متعددی دارد؛ ورود به دنیای مردگان، مواجه شدن با مردگانی که شبیه اسکلت‌اند، احتمال گیر افتادن میگل در آن‌جا و تبدیل تدریجی بدن او به اسکلت، می‌تواند برای کودکان کوچک‌ و حساس خیلی ترسناک باشد. صحنه‌های زدوخورد و تعقیب و گریز هم در فیلم به فراوانی مشاهده می‌شود. یکی از موضوعاتی که از اواسط فیلم پررنگ می‌شود، ماجرای خیانت یک موسیقیدان به دوست و همکارش و در نهایت، قتل اوست؛ موضوعی که به جهان کودکان بی‌ارتباط است. تماشای این فیلم برای کودکان زیر ۸ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را همراه والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت گفتگو درباره‌ی موضوعات طرح‌شده در داستان برایشان فراهم شود.

    چکیده داستان

    داستان درباره‌ی پسربچه‌ای ۱۲ ساله به نام میگل است که به موسیقی علاقه دارد ولی خانواده‌اش او را از این کار منع کرده‌اند. میگل آرزو دارد مثل قهرمان و الگویش، ارنستو دلا کروز، نوازنده‌ی بزرگی شود. او در روز مردگان به مقبره‌ی دلا کروز می‌رود و با برداشتن گیتار او وارد سرزمین مردگان می‌شود. در آن‌جا به راز منع موسیقی در خانواده‌اش پی می‌برد و برای بازگشت پیش آن‌ها به دعای خیر پدربزرگِ پدربزرگش نیاز دارد.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    میگل در طول سفرش به سرزمین مردگان چه چیزهایی یاد گرفت؟ این تجربه‌ها به او چه کمکی کردند؟
    کدام‌ یک از شخصیت‌های فیلم برای شما جالب بودند؟ او چه ویژگی‌های جالبی داشت؟
    به نظر شما بین احساس مسئولیت نسبت به خانواده و دنبال کردن اهداف و رؤیاهای شخصی، کدام را باید انتخاب کرد؟ آیا همیشه مجبوریم از بین این دو، یکی را انتخاب کنیم؟

    مشخصات فیلم و انیمیشن

    کارگردان لی آنکریچ
    رتبه MMPA PG
    مدت زمان ۱۰۵
    جایزه ها اسکار، گلدن گلوب
    سال انتشار ۲۰۱۷