گلنار

بررس متن: علی نجفی

9+ 7 تا 9 با همراهی والدین

فیلمی موزیکال در مورد تجربه‌ی یک دخترک روستایی از تنهایی و گم شدن، و استفاده از دانایی و تدبیر در برابر زور

سال انتشار: 1367

گلنار

9+
7 تا 9 با همراهی والدین

فیلمی موزیکال در مورد تجربه‌ی یک دخترک روستایی از تنهایی و گم شدن، و استفاده از دانایی و تدبیر در برابر زور

سال انتشار: 1367

بررس متن: علی نجفی

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
تجربه‌های گلنار از گم شدن، تنهایی و جدایی از والدین ممکن است برای برخی کودکان معنادار باشد. او هرگز شکست را نمی‌پذیرد و تا آخرین لحظه برای رسیدن به مقصود خود تلاش می‌کند.
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
گلنار با همه مهربان است و در کارهای خانه به پدربزرگ و مادربزرگش کمک می‌کند. پدربزرگ و مادربزرگ هم گلنار را دوست دارند و همیشه مراقب و نگران او هستند. گلنار پس از شکست ناامید نمی‌شود، بلکه با پشتکار به تلاش ادامه می‌دهد. سرانجام نیز با عقل و تدبیر خود بر زورگویی‌های آقاخرسه پیروز می‌شود.
محتوای بومی و فرهنگی
در فیلم به پوشش محلی شمالی، رقص محلی اهالی، و شیوه‌ی زندگی روستاییان، از جمله استفاده از الاغ و قاطر برای سواری و پخت نان در خانه اشاراتی می‌شود.
ترس و خشونت
صدای غرش در جنگل گلنار را می‌ترساند. آقاخرسه شعری می‌خواند که در آن از کشتن و خوردن آدم صحبت می‌شود. همچنین، در چند مورد خرسی‌خانم را با تبر تهدید به زدن می‌کند. آقاخرسه از تبر برای قطع درختان و تهیه‌ی هیزم استفاده می‌کند. قیافه‌ی عصبانی آقاخرسه ممکن است برای کوچک‌ترها ترسناک باشد. در چند صحنه به مرگ مادر گلنار و مادر خرسی‌خانم اشاره می‌شود.
گفتار نامناسب
آقاخرسه با لحن بدی با خرسی‌خانم صحبت می‌کند و چند بار او را به زدن تهدید می‌کند. یک مورد لغت کوفتی به کار می‌رود.
محتوای بزرگسالانه
در موارد متعدد به کلیشه‌های جنسیتی اشاره می‌شود؛ اینکه کارهای خانه و آشپزی وظیفه‌ی خانم‌هاست و مردها فقط به غذا اهمیت می‌دهند. جملاتی نظیر: بچه نداری راحتی یا مردها اسیر شکم‌اند، به کار می‌رود، که فارغ از درست یا غلط بودن، به دنیای کودکان ارتباطی ندارد. در نهایت هم گلنار موفق می‌شود با قول به پختن کلوچه‌های خوشمزه، آقاخرسه را فریب دهد و فرار کند. خرس‌ها گلنار را به زور به عنوان خدمتکار نگه می‌دارند و به حدی از او کار می‌کشند که از شدت خستگی از حال می‌رود.
آنچه والدین باید بدانند

گلنار فیلمی سینمایی درباره‌ی یک دخترک روستایی است که با پدربزرگ و مادربزرگ خود زندگی می‌کند. او با همه مهربان است و در کارهای خانه به پدربزرگ و مادربزرگ کمک می‌کند. یک روز که برای آب آوردن به سر چشمه رفته، باد دستمالش را می‌برد. او هم در پی دستمال وارد جنگل می‌شود، راه را گم می‌کند و سرانجام از خانه‌ی خرس‌ها سر درمی‌آورد. خرس‌ها او را به زور در خانه نگه می‌دارند تا کارهایشان را انجام دهد. احساسات گلنار از گم شدن، تنهایی و جدایی از والدین احتمالاً برای برخی کودکان هم‌ذات‌پندارانه است. گلنار که همیشه مشتاق یادگیری است ناامید نمی‌شود و با پشتکار به تلاش ادامه می‌دهد تا راهی برای بازگشت به خانه پیدا کند. در نهایت هم دانایی و تدبیر او بر زور و قدرت خرس‌ها چیره می‌شود. فیلم با برجسته کردن روابط دوستانه و خانوادگی، بر استفاده از عقل و تدبیر برای حل مشکلات تأکید می‌کند. فیلم‌برداری در مناطق جنگلی شمال ایران به مخاطب کودک فرصت می‌دهد تا با پوشش و شیوه‌ی زندگی مردم آن منطقه آشنا شود. صحنه‌ها و موقعیت‌های ترسناک و خشنی در فیلم وجود دارد. قیافه‌ی عصبانی آقاخرسه که از کشتن و خوردن آدم حرف می‌زند و گلنار را به زور در خانه وادار به کار می‌کند ممکن است برای کوچک‌ترها ترسناک باشد. چند مورد هم به مرگ مادر گلنار و خرسی‌خانم اشاره می‌شود. آقاخرسه با لحن بدی حرف می‌زند و حتی خرسی‌خانم را به زدن تهدید می‌کند. به علاوه، در کلبه‌ی خرس‌ها بارها به کلیشه‌های جنسیتی در گفتار و رفتار اشاره می‌شود؛ کارهای خانه وظیفه‌ی خانم‌هاست و تنها وظیفه‌ی مرد در خانه خوردن و خوابیدن است. همچنین، به تفصیل به رقابت خانم خانه و خدمتکار در برآوردن نیازهای خوراکی مرد پرداخته می‌شود و گلنار نیز نقشه‌ی فرار خود را با استفاده از همین نقطه‌ضعف آقاخرسه می‌کشد. تماشای فیلم برای کودکان زیر ۷ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۷ تا ۹ سال نیز در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا فرصت داشته باشند درباره‌ی موارد خشن و ترسناک یا بزرگسالانه‌ی فیلم گفت‌وگو کنند.

چکیده داستان

گلنار، دخترک روستایی، که با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند، به چشمه می‌رود تا آب بیاورد. باد دستمال آبی او را، که یادگار مادرش است، با خود می‌برد. گلنار در پی دستمال به جنگل می‌رود و راه را گم می‌کند. آقاخرسه و خرسی‌خانم او را برای انجام کارهای خانه و پخت‌وپز نزد خود نگه می‌دارند و اجازه نمی‌دهند به خانه برگردد. پدربزرگ و مادربزرگ هم به کمک اهالی روستا به دنبال گلنار می‌گردند، اما او را نمی‌یابند. خاله قورباغه خود را به گلنار می‌رساند و با هم نقشه‌ای برای فرار می‌کشند. آنها در نهایت موفق می‌شوند خرس‌ها را شکست دهند.

فرصت‌هایی برای گفتگو

گلنار چگونه توانست از چنگ خرس‌ها فرار کند؟ به نظر شما، آقاخرسه الگوی رفتاری مناسبی است؟ لباس‌های اهالی روستا چه شباهت‌ها یا تفاوت‌هایی با لباس‌های محل زندگی شما دارد؟ با توجه به اینکه فیلم قدیمی است، آیا فکر می‌کنید هنوز اهالی همین ‌شکلی لباس می‌پوشند؟ آیا می‌دانید اگر راه خانه را گم کنید، باید چه کار کنید؟ تا به حال همچین تجربه‌ای داشته‌اید؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 85
سال انتشار 1367