یکی بود یکی نبود

بررس متن: علی نجفی

8+ 6 تا 8 با همراهی والدین

فیلمی کمدی درباره‌ی تجربه‌ی یک پسربچه از تنهایی، دوستی و دوست داشته شدن همراه با شخصیت‌های عروسکی

سال انتشار: 1379

یکی بود یکی نبود

8+
6 تا 8 با همراهی والدین

فیلمی کمدی درباره‌ی تجربه‌ی یک پسربچه از تنهایی، دوستی و دوست داشته شدن همراه با شخصیت‌های عروسکی

سال انتشار: 1379

بررس متن: علی نجفی

سنجه‌ها
جهان کودکی و نوجوانی
محتوای آموزشی
الگوی شخصیتی
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
گفتار نامناسب
محتوای بزرگسالانه

برای نمایش توضیحات هر سنجه روی آن کلیک کنید

جهان کودکی و نوجوانی
احساسات آرش نظیر تنهایی، دوستی، نیاز به محبت و بی‌توجهی والدین، برای کودکان معنادار است. او و دوستان تازه‌اش بازی می‌کنند، شعر می‌خوانند و می‌رقصند. بیماری ببعی همه‌ی دوستان و اطرافیان او را نگران کرده و آنان را وادار کرده تا برای بهبودی او تلاش کنند. والدین آرش در طی این اتفاقات و ماجراها متوجه سهل‌انگاری و بی‌توجهی خود می‌شوند.
محتوای آموزشی
یک گروه سودجو به دنبال استفاده از اعتبار آقای مجری و حیوانات عروسکی برای تبلیغات قرص‌های شکلاتی‌اند. به این بهانه، چند بار غیرمستقیم به کودکان یادآوری می‌شود به قرص‌های بزرگ‌ترها دست نزنند و آن را با آب‌نبات و شکلات اشتباه نگیرند.
الگوی شخصیتی
حیوانات مزرعه، اعم از بره، الاغ، گاو، گربه و مرغ و خروس، با وجود تفاوت‌هایی که دارند، با یکدیگر دوست‌اند، در همه حال با هم‌اند و به هم کمک می‌کنند. دایی نیازهای کودک را به آقای مجری یادآوری می‌کند و او را متوجه سهل‌انگاری‌اش می‌کند. آقای مجری هم وقتی متوجه اشتباهش می‌شود، سعی می‌کند آن را جبران کند.
محتوای بومی و فرهنگی
ترس و خشونت
بره کوچولو مادر خود را از دست داده و حالا با ناپدید شدن خاله پیرزن بیمار شده است. بزرگ‌ترها با او در مورد پیری و مرگ صحبت می‌کنند تا بپذیرد که خاله پیرزن مرده و دیگر باز نمی‌گردد. بره بدحال می‌شود، او را به بیمارستان می‌برند و در نهایت می‌میرد. صحنه‌های واضحی از تلاش پزشکان برای احیای بره و کشیدن پارچه‌ی سفید روی او وجود دارد. اما با ظاهر شدن خاله پیرزن دوباره سالم می‌شود. مرد کارخانه‌دار افرادی برای زورگیری دارد، دفتر تبلیغات را به هم می‌ریزند و دعوا و زورگیری راه می‌اندازند. بعداً هم که حیوانات عروسکی می‌فهمند قرار است از آن‌ها سوءاستفاده شود، با دعوا و زد و خورد از آن‌جا فرار می‌کنند. تصاویر کوتاهی از ابرهای سیاه و رعد و برق وجود دارد؛ در ادامه، دایی به استقبال صاعقه و جزغاله شدن می‌رود. همچنین، دایی در کلبه‌ی خاله پیرزن، وقتی زیر دست‌وپای گاو قرار گرفته، برای دفاع از خود گاز می‌گیرد.
گفتار نامناسب
یکی دو مورد عبارت‌هایی مثل لعنتی یا مرض داشتن به کار می‌رود. گفتگوهای مربوط به موضوعات زناشویی به صورت مشاجره در طول فیلم شنیده می‌شود.
محتوای بزرگسالانه
موارد متعددی از بحث‌ها و گله و شکایت‌های زن و شوهری همراه با قهر و آشتی وجود دارد. حرف‌ها و نگاه‌های معناداری بین دایی و دختر همسایه رد و بدل می‌شود؛ دختر همسایه خواستگار دارد اما با دخالت بچه‌ها مراسم به هم می‌ریزد و دایی به ازدواج با او امیدوارتر می‌شود.
آنچه والدین باید بدانند

یکی بود یکی نبود فیلمی سینمایی با شخصیت‌های عروسکی در مورد یک بره کوچولوی بیمار است که از راه دور برای آقای مجری معروف نامه نوشته و از او کمک خواسته تا خاله پیرزن را پیدا کند. ببعی و دوستانش به خانه‌ی آقای مجری در شهر می‌آیند و آقای مجری با چاپ و پخش آگهی به دنبال خاله پیرزن می‌گردد. آرش، پسر آقای مجری، که پیش از این تنها بوده و خودش را با بازی‌های خشن کامپیوتری سرگرم می‌کرده، حالا دوستان و همبازی‌هایی دارد که با هم شعر می‌خوانند و می‌رقصند. والدین آرش فرزندشان را دوست دارند اما مشغله‌های کاری آنان را از دیدن نیازهای فرزند خود بازداشته است. حضور دوستان جدید آرش و بیماری ببعی باعث می‌شود والدین به نیازهای بچه‌ها بیشتر توجه کنند. فیلم با نمایش دوستی آرش با حیوانات عروسکی، ضمن تأکید بر دوستی‌های کودکانه و ارتباط میان سالمندان و کودکان، نیازهای کودکان را به بزرگ‌ترها یادآوری می‌کند. حضور یک گروه تبلیغاتی در داستان و تلاش آن‌ها برای سودجویی از اعتبار آقای مجری، فضا را برای آگاهی دادن به کودکان درباره‌ی تبلیغات و تأثیر آن فراهم می‌کند. در این فیلم صحنه‌های خشن و ترسناک متعددی وجود دارد. اشاره‌ی مستقیم به مرگ مادر ببعی، پیری و مرگ خاله پیرزن به همراه مرگ خود ببعی در بیمارستان و صحنه‌های واضح از تلاش پزشکان برای احیای او ممکن است برای کوچک‌ترها ناراحت‌کننده باشد اما در نهایت خاله پیرزن پیدا می‌شود و ببعی دوباره سالم می‌شود. در صحنه‌های متعدد، افراد زورگیر دفتر تبلیغاتی را به هم می‌ریزند؛ حیوانات عروسکی هم که متوجه می‌شوند فریب خورده‌اند، با دعوا و زدوخورد از آن‌جا خارج می‌شوند. همچنین، صحنه‌های متعددی از اختلافات زناشویی دیده می‌شود که معمولاً به جای صحبت و حل آن‌ها به قهر و مشاجره ختم می‌شود. بزرگ‌ترهای فیلم الگوی مناسبی برای کودکان نیستند و بارها با دروغ و پنهان‌کاری اشتباهات خود را می‌پوشانند. تماشای این فیلم برای کودکان کوچک‌تر از ۶ سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان ۶ تا ۸ سال نیز در صورتی پیشنهاد می‌شود که فیلم را با حضور و همراهی والدین تماشا کنند تا بتوانند درباره‌ی موضوعات داستان با هم گفتگو کنند.

چکیده داستان

آقای مجری که همراه همسر و پسرش در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کند، نامه‌ای از یک کودک بیمار دریافت می‌کند که از او کمک خواسته اما آن را جدی نمی‌گیرد و با برادرزنش به سفر می‌رود. در راه، نامه آن‌ها را از تونلی جادویی به کلبه‌ی خاله پیرزن می‌برد. خاله پیرزن مدتی است که ناپدید شده و بره کوچولو از دوری او افسرده و غمگین شده است. آقای مجری با چاپ و پخش آگهی در شهر به دنبال خاله پیرزن می‌گردد؛ پیدا کردن او تنها راهی است که ببعی سلامتی خود را بازیابد.

فرصت‌هایی برای گفتگو

چه چیزی دوستان ببعی را کنار هم نگه می‌داشت؟ آیا برای دوست ‌داشتنِ هم باید شبیه هم باشیم؟ آیا آنچه در تبلیغات می‌بینیم عین واقعیت است؟ تبلیغات‌ چگونه ممکن است ما را برای خریدن چیزی مجاب کنند؟ آیا داستان قدیمی کدوی قلقله‌زن را شنیده‌اید؟ از داستان‌های قدیمی ایرانی چه داستان دیگری را به یاد می‌آورید؟

جزئیات فیلم
مدت زمان 94
سال انتشار 1379