باخانمان

(The Story of Perrine)

thumbnail
۱۰ سال به بالا
۸ تا ۱۰ با همراهی والدین
در رامون، ستاره‌های یک محتوا با توجه به تحلیل کلی سنجه‌ها و نظر بررس و با هدف نشان دادن میزان هم‌راستایی آن اثر با نیازهای رشدی و تحولی گروه سنی موردنظر، ارزیابی می‌شود. با نحوه نوشتن بررسی در رامون آشنا شوید

سریالی انیمه و درام درباره‌ی دختری نوجوان و از دست دادن والدینش، شجاعت و مقاومت او در برابر سختی‌ها و نهایت تلاش برای رسیدن به هدف

سال: 1978
    بررس فیلم: فریبا قاصدی

    سنجه‌ها

    این بخش، مجموعه ای از سنجه‌های مثبت و منفی است که در هر محتوا بررسی می‌شوند، تعداد بولت‌ها نشانگر کمیت آن سنجه است. با کلیک روی هر سنجه می‌توانید توضیحات مربوط به آن را بخوانید.
اطلاعات بیشتر درباره سنجه‌ها را در لینک زیر ببنیید: هر سنجه نمایانگر چیست؟
    پرین دختر نوجوانی است که در شرایط سخت بیماری و مرگ پدر و مادر، با فقر و بی‌پولی و تنهایی مواجه می‌شود و تجربه‌های تلخ و سختی را از سر می‌گذراند که موجبات رشد او را فراهم می‌کنند. تجربه‌ی دوستی، احساس تعلق، ارتباط با مادر و پدربزرگ و سایر تجربه‌های متنوع و تلخ و شیرین پرین، همگی در جهان کودکان و نواجوانان پررنگ و معنادارند.
    پرین دختری مهربان، شجاع، پرتلاش، با اعتمادبه‌نفس و مستقل است. او پس از مرگ پدر، چون تکیه‌گاهی برای مادر است و برای ادامه‌‌ی سفر به او دلگرمی و انگیزه می‌دهد. در شرایط فشار و بحران، مثل بیماری مادر، بر خودش مسلط است و دچار هیجان و استرسی بازدارنده نمی‌شود. بلکه توانایی تفکر و حل مسئله دارد و در برابر ابراز انزجار پدربزرگ از رفتارهای پدرش، خوددار و صبور است و با خلق خوبش ارتباط خوبی با پدربزرگ برقرار می‌کند. مادر پرین زنی مهربان و جدی است و با وجود این‌که در برابر پرین احساس مسئولیت می‌کند، ولی تاب تحمل دوری همسرش را ندارد و خیلی زود پس از او بیمار می‌شود و از دنیا می‌رود. پدربزرگ پرین مردی جدی، خشن و بی‌عاطفه جلوه می‌کند اما در برابر مرگ فرزندش و یافتن نوه‌ی تنها و گمشده‌اش بسیار بی‌قرار است.
    به موضوعاتی مثل فقر و بیماری مفصل پرداخته شده که ممکن است در دنیای بسیاری از کودکان، تجربه‌هایی سنگین و اضطراب‌آور باشند.
    به بخش‌هایی از فرهنگ مردم اواخر قرن نوزدهم میلادی در اروپا، از پوشش و شیوه‌ی حمل و نقل تا تحصیل و روابط اجتماعی و سبک زندگی پرداخته می‌شود.
    در این سریال لحظات غم‌انگیز مرگ، فقر و بیماری بارها تکرار می‌شود: مرگ پدر و غم و اندوهی که پرین به خاطر مادر آن را بروز نمی‌دهد، فقر و بی‌پولی پرین در سرزمینی غریب که دوست و آشنایی برای درخواست کمک ندارد، بیماری مادر و مرگ او با فاصله‌ی بسیار کمی از مرگ پدر و در نهایت، عدم پذیرش از سوی آخرین کسی که پرین در دنیا دارد؛ یعنی پدربزرگش.

    آنچه والدین باید بدانند

    در بخش آگاهی والدین درباره‌ کلیت محتوا، داستان و نکات مثبت و منفی آن نوشته‌ایم. همچنین به نکاتی اشاره می‌کنیم که ممکن است برای والدین مهم باشند.

    باخانمان سریالی انیمه است که در ایران با این نام معرفی شده است. داستان این سریال برگرفته از رمانی به نام یک خانواده، نوشته‌ی هکتور مالوت است. پرین که دختر مردی فرانسوی و زنی نیمه‌هندی است، ۱۳ سال دارد و در گیرودار سفر به سرزمین پدری، پدر و مادرش را به فاصله‌ی کمی از دست می‌دهد. او مهربان، خوش‌قلب و شجاع است و در عین حال بااراده و مغرور؛ بنابراین وقتی به‌تنهایی به سرزمین پدری‌اش، ماراکور، می‌رسد و در پذیرش خود از سوی پدربزرگ تردید می‌کند، ترجیح می‌دهد به کارگران کارخانه‌ی پدربزرگش بپیوندد و ناشناس باقی بماند. اما استعداد و توانایی‌هایش و از طرفی جسارت و شجاعتش، او را در مسیری قرار می‌دهد که هر روز به پدربزرگ نزدیک‌تر می‌شود و اعتماد مرد پیر و سرسخت را به خود جلب می‌کند. داستان نشان می‌دهد که می‌توانیم با مهر و شفقت، استقامت و صداقت، راهی به قلب کسانی که دوست‌شان داریم باز کنیم. همچنین پیام‌هایی در مورد اعتماد و محبت به دیگران در حد معقول، پشتکار و تلاش در شرایط سخت و عزم و اراده‌ی راسخ در رسیدن به اهداف دارد.
    در این سریال، لحظات غم‌انگیز مرگ بارها تکرار می‌شود و فضای غم‌انگیزی به داستان می‌دهد. مرگ پدر و مادر پرین و رفتار خشک و سرد پدربزرگ، ممکن است برای کودکان کوچک‌تر آزاردهنده و ترسناک باشند. تماشای این سریال برای کودکان زیر 8 سال پیشنهاد نمی‌شود. برای کودکان 8 تا 10 سال هم در صورتی پیشنهاد می‌شود که آن را همراه والدین تماشا کنند تا هم احساس امنیت کنند و هم فرصت داشته باشند درباره‌ی داستان و موقعیت‌هایی که پرین تجربه می‌کند، با هم گفتگو کنند.

    چکیده داستان

    پرین که دختری شجاع، مهربان و استوار است، بی‌قراری‌های مادر را در فراغ پدر درک می‌کند و با دلداری‌هایش او را با خود همراه می‌کند تا طبق قولی که قبل از مرگ به پدر پرین داده‌اند، از بوسنی به سوی ماراکور، شهر کوچکی در شمال فرانسه حرکت کنند. مادر سعی می‌کند نگذارد اوضاع روحی‌اش خللی در هدف سفرشان ایجاد کند تا هرچه زودتر پرین را به پدربزرگش برساند. سفر آن‌ها پر فراز و نشیب است؛ چرا که در حین سفر باید هزینه‌ی زندگی‌شان را نیز تهیه کنند و ارتباطی بیش از یک مسافر با آدم‌های سر راه‌شان برقرار کنند. ولی مادر تا انتهای سفر با پرین همراه نیست و در پاریس از دنیا می‌رود و پرین همچنان با عزم راسخ به راه ادامه می‌دهد و در ماراکور با پدربزرگش که نابینا است، آشنا می‌شود؛ مردی به ظاهر سرسخت و سنگ‌دل که نمی‌خواهد بداند پسرش و خانواده‌ی او در چه حالند. پرین با توانایی‌هایش به پدربزرگ نزدیک می‌شود و با مهر و صداقتش اعتماد او را به‌ دست می‌آورد که نتیجه‌ی آن چیزی نیست جز آغوش گرم پدربزرگ.

    فرصت‌هایی برای گفتگو

    در این بخش موضوعات و سوالاتی را درباره هر محتوا مطرح می‌کنیم که صحبت راجع به آن‌ها می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده‌ها مفید باشد و به درک بهتر اثر و موضوعات مطرح شده در آن منجر شود.

    به نظر شما چرا پرین می‌خواهد طبق خواست پدر به ماراکور برود، با این‌که در میان راه می‌فهمد ممکن است پدربزرگ پذیرای آن‌ها نباشد؟ اگر شما بودید چکار می‌کردید؟
    چه ویژگی‌هایی در پرین باعث می‌شود بتواند با سختی‌ها با آرامش برخورد کند و دچار استرس و هیجانات منفی نشود؟
    چه احساسی نسبت به شخصیت پدر بزرگ دارید؟ به نظرتان بین رفتار و احساس‌ پدربزرگ تفاوت وجود داشت؟

    مشخصات سریال

    تعداد فصل ها ["انیمیشن کودک","درام"]
    تعداد قسمت ها تا کنون ["انیمیشن کودک","درام"]
    مدت زمان ۲۲
    سال انتشار ۱۹۷۸